درکم کنيد لطفا اگر همداستانيد...
حالا که اين مردم نمی فهمند* آقاـ
ـ اينجا به بعدِ شعر را تنها بخوانيد:
اهل زمينم، آدمم، خاکی ترينم؛
اما شما پاک و زلال از آسمانيد...
صدها ستاره بر زمين می پاشد هرشب
وقتی شما پرهای خودرا می تکانيد...
يک هديه از سوی خدا...ماه وستاره ـ
يک آسمان هستيد...نه! يک کهکشانيد!
خيلی شباهت بين چشمان شما هست ـ
ـ با نيمه ی گمگشته ام...حتما همانيد...
اينکه شما را دوست دارم گفتنی نيست...
اين را شما بايد توی چشمم بخوانيد...
*آقای من از فصل پنجم آمديد و ـ
ـ ناجی اين ـ ارديبهشتی ـ از بهارید(خزانید)......از بهارید(خزانید)....
[ جامعه ]
+ نوشته شده در ساعت3:28 بعد از ظهر توسط باران محسنی
دیروزدوستت داشت...حالادگرندارد
مثل جزامی ازمن هرلحظه میگریزی
مجنون اگرچه مسریست-اما خطر ندارد
هی آه میکشم تا قلبت بلرزد اما
لبخند میزنی تو-یعنی:اثر ندارد
من ماندم وخیالت(یک قاب عکس خالی)
یک خاطره که کاری جزدردسر ندارد
هی زنگ میزنم تا لحن تو را... ولیکن
ای وای اگر دوباره اینبار برندارد
اوسهم دیگران است!بی پاسخی نشانش
اما نیاور آقا! هرگز!اگر ندارد!
برآن سرم که روزی ازعشق توبمیرم
مردیکه خود کشی کرد انگار سر ندارد
امروز کشتم او را(مردیکه عاشقت بود)
ازاتفاق حتی روحت خبر ندارد
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت6:12 بعد از ظهر توسط باران محسنی
بايكوت خبري بعضي از مراجع تقليد در ايسنا (انگاه که خود خبر م یشویم)
تشکر از قذافی به خاطر اشغالگر نامیدن ایران!
دیدار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با آیت الله منتظری
الیاس حضرتی در دور دوم پرشور تر در صحنه خواهیم بود
فردا روز بزرگداشت عطار نیشابوری است.
از ديوان اشعار، مثنوي ها و يگانه کتاب منثور او يعني "تذکره الاولياء" به نظر م یرسداين شاعر و عارف خراساني در فنون حکمت، فلسفه، کلام، تفسير قرآن کريم، طب و نجوم، متبحر بوده و در سروده هايش، آيات قرآني و معاني حديثي بسياري ذکر گرديده است.
یکی از مزیت های شعر عطار این است که او حتي از زبان زاهدان، علما و حتي کساني که چيزي براي از دست دادن ندارند، نکته هايي را مطرح مي کند که در دنياي هشتصد سال بعد از او به ندرت مي توان با آن رو به رو شد.
عطار نتيجهي مستقيم ارتباط با كلام وحي است و امروز ما هرچه ميكنيم، بر گردهي صداقت عطار و عطار ها استوار است.
چو آيد لشکر عشق از کمينگاه
نماند عقل را از هيچ سو راه
گريزان گردد از هر سوي، ناکام
چو عشق از در درآيد عقل از بام
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت7:10 بعد از ظهر توسط باران محسنی
متن کامل سخنرانی سیّد محمّد خاتمی در کنفرانس ادیان و ایجاد صلح مونتسرات، اسپانیا
عمادالدين باقي روزنامه نگار بین المللی سال 2008
راديو نجوم محمد رحیمی
جای همه خالی رفته بودم امروز نماز جمعه .پیشنهاد م یکنم اگه دوست داشتین خطبه های این هفته مشهد رو به امامت حجت السلام علم الهدی بخونید.
انتظار ميرود مصوبات بسيار پر برکت، پر اثر و سازندهاي در خصوص عمران و آباداني منطقه و توسعه اقتصادي و معيشت مردم تصويب، برنامهريزي و اجرايي شود.
شهر مشهد از هر گونه برنامههاي فرهنگي هنري، انواع فيلمهاي اکران شده و کنسرتهاي موسيقي مستثني شود و اجراي برنامهها با نظارت شوراي فرهنگ عمومي استان باشد.
فضيلت دادن پايگاه معنوي شهر امام رضا(ع) هديه بزرگي است از سوي دولت به ساحت ولايت مدار استان خراسان رضوي است و اين نوآوري ارزشمندي است که مردم بايد طعم آن را بچشند.
مسئله خانمان سوز گراني مشکلات معيشتي فوقالعادهاي را براي مردم به بار آورده است و زندگيها را در تنگناي شديدي قرار داده است.تامين کالاهاي اساسي براي خانوادهاي فقير غيرممکن شده است كه لايحه دولت معقول و راه حل جالبي براي اين معضل است. تمام کارشناسان اقتصادي، معتقد هستند که 60 تا 70 درصد گراني وارداتي است و اين مسئله در سراسر دنيا وجود دارد.
چه مانعي دارد قيمت اضافه نفت که در صندوق ذخيره ارزي است براي حل مشکل معيشتي مردم به کار گرفته شود ولي کارشناسان ميگويند اگر اين رقم وارد فضاي کشور شود رشد نقدينگي و تورم و گراني بيشتر خواهد شد.
. وي به سخنان مقام معظم رهبري در اين خصوص مبني بر اين که "خيال نکنيم نسخههاي اقتصادي غرب آخرين حد دستاورد بشر است" اشاره کرد و ادامه داد: نبايد با اين فرض که نظريههاي اقتصادي غرب حرف اول و آخر است حلقوم دولت را فشار داد و جلوي دست آن را گرفت، زيرا کدام پدر طاقت دارد که گرسنگي فرزندان خود را ببيند، دولت براي حل مشکل مردم کاري کند که در سال شکوفايي شاهد شکوفايي حل مشکل مردم باشيم
دولت مکتبي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي راهکار اجرايي براي عفاف و حجاب تصويب کرد و تمام دستگاههاي دولتي را موظف به اجراي آن نمود و انتظار ميرود که اين مصوبه بيشتر پيگيري و نظارت شود. متدين بودن رييس جمهور و صبغه ولايي دولتشان، جامعه ديني را اميدوار کرده است؛ هر اميدي نتيجهاش توقع و هر توقعي نتيجهاش مطالبه است، متدين بودن رييسجمهور، مطالبات را بالا برده است و بايد پاسخ داده شود كه اين توقع اضافهاي نيست.
وي در اين رابطه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، صدا و سيما، نيروي انتظامي، سازمان ملي جوانان، سازمان تبليغات اسلامي، وزارت آموزش و پرورش، وزارت امور اقتصاد و دارايي، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، مرکز زنان و خانواده، سازمان تربيت بدني، شهرداري، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، ستاد احياي امر به معروف و نهي از منکر، وزارت امور خارجه، وزرات كار و امور اجتماعي، سازمان مديريت و برنامهريزي، قوه قضائيه، سازمان مسکن و شهرسازي، سازمان ميراث فرهنگي، بسيج و وزارت راه و ترابري را داراي وظيفه دانست.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت5:23 بعد از ظهر توسط باران محسنی
*صدای گریه و ضجه های دلخراش کودک همسایه امونم رو بریده...نه به خاطر این که از صدای گریه اش ناراحت بشم نه... به خاطر این که دلم م یلرزه...اخه خیلی کوچیکه...فقط ۲ سالشه...اون وقت مادرش مدام کتکش می زنه.... با شلنگ ...کمربند...خدای من...این مادر وقتی بهش م یگی چرابچه رو م یزنی در جواب میگه:اخه شب ادراری داره...حرف گوش نميده...گريه م يكنه...اخه اينم شد دليل؟!!!روزايي كه خونه هستم واقعا اعصابم داغون ميشه...
اين مادر تحصيل كرده است ولي با اين وجود رفتار ناشايستي با بچه اش داره...اشكال از بچه است يا مادرش...دوست ندارم عاطفه مادريش زير سوال بره...ولي...آخرش چه اتفاقي واسه اين كوچولو م يافته؟..
امروز مقاله ایی خوندم که مواجه شدن با بحرانهاي روحي مانند ترس، اضطراب و احساس ناامني در طول روز مهمترين علت شب ادراري در كودكان محسوب ميشه.
ترس از تنبيه شدن توسط پدر، مادر و معلم، مشاجرات خانوادگي ميان پدر و مادر، جدايي والدين و يا فوت آنها جزء مهمترين علل رواني شب ادراري است.
حالا شما قضاوت کنید با کتک مسئله این کوچولو۲ ساله که زبون نداره از خودش دفاع بکنه حل میشه...
اخرش یا کار دست خودم میدم یا کاردست این مادر ...
**توتم دیگر از دنیای مطبوعات پر کشید.
احمد رضا دریایی روزنامه نگار پیش کسوت در بستر بیماری در گذشت.
دريايي روزنامه نگار با سابقه که در تاسیس روزنامه همشهری و چندین نشریه معتبر دیگر نقشی تاثیر گذار داشت.
مرحوم دریایی با نشریه فردوسی اغاز به کار کرد و در طول دوران فعالیتش با عضویت در شورای سردبیری روزنامه اطلاعات، نشریه هدف، هفته نامه آئینه و روزنامه همشهری در رشد رسانه ها از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.
سالهای روزنامه نگاری دریایی با بازنشستگی او پس از 44 سال حضور پر بار در عرصه مطبوعات پایان یافت. سال گذشته نیز از احمدرضا دریایی در انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران به عنوان روزنامه نگار برتر تجلیل به عمل امد.
يادش گرامي باد...
***اين دو ـ سه روز حالم بد جور گرفته...كلا اخلاق سگي پيدا كردم...كي تموم ميشه اين دو ـ سه روز...
****رييس جمهور مكتبي و ارزشي و محبوب و ...دو ـ سه روزي تشريف اوردن به مشهد...

آنقدر كوچك مي شوم كه در دستهاي بزرگت جا شوم گرم كن و پرواز ده گنجشك خيس كوچك را
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت7:53 بعد از ظهر توسط باران محسنی
***اول خرداد سال ۱۳۸۶
زير آسمان اين شهر در كوچه شهيد فرامرز عباسي، منزلي است كه "حسن ـ جوان" نسل گذشته و جانباز جنگ تحميلي ديروز و فراموش شده امروز در آن زندگي مي کند.
حسن دو چشمش را در عمليات ميمک از دست داده، و در همان جا نيز شيميايي شده است، كليه هايش نيز كه ديگر مثل سابق كار نمي كند و بايد روزي 4 بار دياليز شود و تمام تنش پر از تركش است.
حسن در عمليات هاي فراواني شركت كرده است، از جمله در عمليات بيت المقدس كه به عنوان فرمانده محور حضور داشته است و از خاطرات گذشته جز اندكي و آن هم در لايه هاي از ابهام چيزي به خاطر نمي آورد.
آنقدر سرفه مي كند كه آدم فکر ميکند آلان جگرش بالا مي آيد و من فقط نگاه مي كنم و او او در اين حال نيز مي گويد "خدايا شكر"...
از او ميپرسم چشمانتان را كي از دست داديد؟مي گويد:در عمليلت ميمک ، دكترها هم آنقدر دستكاري كردند كه بدتر شد و به كلي كور شدم الآن هم كاري نمي شود كرد، دكترها ديگر جرات نمي كنند عمل كنند
پس از چند لحظه سكوت مي گويد: چه كنيم مجبوريم تحمل كنيم.
به او گفتم خيلي دوست دارم از خاطرات زمان عمليات بيت المقدس بگويد آقاي حسن جوان، خواهش مرا رد نمي كند و مي افزايد: محور ما سمت چپه... ،چپه... گويا به خاطر نمي آورد كه نام روخانه چه بوده است مي گويم اروند، مي گويد آري اروند سمت چپ رودخانه اروند بوديم محورما از تيپ امام رضا (ع)بود در همان عمليات نيز دست و پايم تركش خورد عمليات خوبي بود ... ،انگار چيز بيشتري بخاطر نمي آورد.
همسر جانباز ،مي گريد و من اشكهاي زني را نگاه مي كنم كه 25 سال امورات همسر جانبازش را رتق و فتق كرده و 6 فرزند را نيز بزرگ و اكنون ديگر خسته شده است و گريه امانش نمي دهد.
وي مي گويد : اين كه بپرسيد جريان عمليات در آن زمان چه گونه بوده است، چه فايده اي دارد بايد به اينها برسند 25 سال است كه هم مرد خانه هستم و هم زن خانه، چاپ نشريه، توضيح عمليات هاي گذشته در مناسبتها و بعدا رها کردنش چه سودي براي جانباز دارد؟
همسر حسن جوان اشک هايش را با گوشه روسري خشک ميکند و ميگويد: راستش فكر مي كرديم شما(خبرنگار ايسنا) از طرف بنياد آمده ايد و گرنه خدا شاهد است شما را به منزل راه نمي دادم اين همه تعريف کردن از کارهاي گذشته دردي از جانباز دوا نمي کند، در اين ميان جانباز جوان مي گويد هيچ كس ما را ياد نمي كند.
همسرش ادامه ميدهد :چند بار از صدا و سيما آمده اند تمام عكس هايش را چيده اند از خودش عكس گرفته اند و رفته اند، او سوژه اي براي پركردن فيلم و وقت آنها است چه دردي از خانواده جانباز دوا كرده اند چه فايده اي به حال ما دارد.
به من مي گويد، شما مي توانيد اين حرفها را جايي بزنيد كه بشنوند؟!
همسر جانباز حسن جوان مي گويد: يكي بايد به اينها برسد ،چاپ نشريه، برگزاري همايش ها که تاکنون ما نشاني از آن نديديم و گفتگو راجع به عمليات هايي که در گذشته رخ داده دردي از درد جانبازان را دوا نمي كند.
*** قرار بود مسوولين مهمان خانه ما شوند
همسر حسن جوان مي گويد: قرار بوده كه 2 ماه پيش پرستاري را براي مراقبت از همسرم بفرستند ولي تا الان هيچ خبري نشده است.
وي ادامه داد:سردار شوشتري جانشين فرمانده سپاه، سرهنگ احراري مديرکل بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس مي گويند به خانه شما مي آييم ولي تا كنون نيامده اند 2 ماه قبل از سال 86 قول داده بودند كه بيايند به منزل ما ولي تا الان نيامدند.
مي گويد :ديشب با قرآن "استخاره كرده ام بروم بنياد جانبازان و گردنم را كج كنم، از آنها كمك بخواهم ولي خوب نيامده است"، در اين حين آقاي جوان به شدت سرفه مي كند برايش آب مي آورند و من فقط نگاه مي كنم.
همسرش ادامه مي دهد: الان مسوولين بايد بيايند ببينند،زمان جنگ نه پول بود نه درجه اينها با عشق رفتند شب وروز نمي شناختند تا ساعت ها بعد از نيمه شب با فرزندي در آغوش در بيمارستان هاي اهواز دنبالش بودم هيچ توقعي نداشتند، ولي الان که ديگر قادر نيست و تواني ندارد نبايد به او رسيدگي كنند؟.
جوان با درجه سرهنگي دومي از سپاه بازنشسته شده است، همسرش مي گويد: چه كسي مي آيد بگويد حالا كه اين در خانه افتاده است با 300 هزار تومان حقوق بازنشستگي و 6 فرزند دانشگاهي چه مي كنيد؟
***مسوولين بنياد جانبازان رفتند که بيايند
ما دنبال گرفتن حق خود نرفتيم و كسي هم نيامد، من وقتش را ندارم از صبح كه بلند مي شويم تا شب آنقدر كار دارم كه نمي توانم از خانه بيرون بروم رسيدگي به امور همسرم که ديگر قادر به انجام دادن امور روزمره اش نيست تمام وقت مرا ميگيرد زمان و توان براي بالا رفتن از پله هاي ادارات را ندارم يكي از مسوولين نمي آيد كه ببيند چه مي كنيم،به مسوولين بنياد جانبازان گفتم نمي توانم هر روز بيايم سراغ شما گفتند كه ما مي آييم ولي رفتند كه بيايند
آنهايي كه چشم دارند مي روند حقشان را مي گيرند ولي افرادي مثل همسرم ...
مي گويم، "زماني شما دينتان را به اين کشور ادا كردين و اكنون نيز زمان اداي دين كشور به شماست" همسر شهيد مي گويد اينها فراموش شده اند گريه امانش نمي دهد.
ما از خبرنگار توقع نداريم بايد مسوولين كاري انجام دهند اين همه سرباز بيكار در سپاه است، يك سرباز به اين جانباز بدهند كه روزي چند ساعت او را به بيرون ببرد اين در روحيه اش خيلي تاثير دارد، 25 سال نشستن در خانه روح را خسته و افسرده مي كند.
***اين كجاي عدالت است
بعد از سال 1372 كه كميسيون پزشكي تشكيل شده است ديگر کسي از ما خبري نگرفت هر ده سال مي گويند كه درصد جانبازي افزايش مي يابد ولي تاکنون اين موضوع براي ما اتفاق نيفتاده است.
پول و مملكت دست مسوولين است هيچ كس هيچ كاري نمي كند اگر كسي برود شايد به زور حقش را بتواند بگيرد ولي آنهايي كه در خانه اش نشسته و نمي تواند دنبال حقشان بروند چكار كند؟
ما نمي خواهيم كاري خلاف قانون انجام دهند ولي همين قانون را نيز به درستي اجرا نمي كنند.
***فقط به خدا شكايت مي كنيم
نمي خواهم همسرم را به آسايشگاه جانبازان ببرم ولي گويا مسوولين همين توقع را دارند شكايتشان را فقط به خدا مي كنيم.
حسن جوان همچنان سرفه مي كند همسرش مي گويد: اينها در قبال آدم هايي مثل ما كوتاهي كردند از زمين و زمان دستم كوتاه است. من الآن ديگر مرگمان را از خدا مي خواهيم از خدا مي خواهيم كه تا الآن كه گردنم پيش اينها كج نشده است از اين به بعد هم نشود.
***آقا(ره) كي از وضع راضي بودند
مي پرسم اگر خميني زنده بود از اين وضع راضي بودند اين بار هيزمي در آتش انداختم که دودش چشمان خودم را هم مي سوزاند، با گريه مي گويد:مشکلات و کوتاهي ها را فقط به عشق امام خميني (ره)است كه تحمل مي كنيم و هر چه از امام (ره) خواسته ام به من داده است وقتي كه فوت كرده اند انگار تمام کسم را از دست دادم.فقط به عشق امام خميني است كه تحمل مي كنم.
جانباز حسن جوان مي گويد: آقا كه رفت همه را با خود برد، امام (ره)چيز ديگري بود. آقا(ره) كي از وضع راضي بودند، 3 بار به ديدار امام خميني(ره) رفتيم در همين ايامي که آقاي خامنه اي در مشهد تشريف و با خانواده جانبازان ديدار داشتند كسي از ما ياد نكرد ما جزء فراموش شدگانيم.
وي مي افزايد:ما چيزي داريم كه خارجي ها نمي فهمند ما خدا را داريم ولي آنها آنقدر به سرباز جنگشان اهميت مي دهند ولي اينها چه كرده اند؟با اين حال شاكر خدا هستيم دلم از دست اينها درد مي گيرد.
***آقاي مسوول شما مسوول هستيد
آقاي مسوول پايان اين خبر،آغاز درد و رنج و مسووليت فراموش شده شماست، آغاز يک "يا علي "كه بدانيد زير آسمان شهر هستند خانواده هاي جانبازي كه آبرويشان را با هيچ چيز اين دنيا عوض نمي كنند و اين شما هستيد که بايد برويد و ببينيد و ياد بگيرد و فراموش نكنيد.
*این گزارش را اینجا گذاشتم به جبران قولی که به همسر اقای جوان دادم.منو حلال کنید خانم جوان...شرمنده...
[ نجوم ]
+ نوشته شده در ساعت7:6 بعد از ظهر توسط باران محسنی
درحالي كه فرماندارمشهد و ستاد انتخابات خراسان رضوي ازانتخاب سومين منتخب مردم مشهد و كلات در هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي خبر مي دهند،ميزان آراءاعلام شده عفت شريعتي كوهبناني ازحدنصاب لازم كمتر است.
مطابق ماده هشت قانون انتخابات مجلس شورای اسلامي انتخاب نماينده در مرحله اول منوط به كسب اكثريت حداقل يك چهارم كل آراءمي باشد.اين بدان معناست كه منتخب سوم حوزه انتخابيه مشهد و كلات بايد از مجموع 710هزار و 109 راي ,177 هزار و 527 راي راكسب كرده باشد درحالي كه آراءاعلام شده عفت شريعتي كوهبناني 170 هزار و 398 راي اعلام شده است .
بدين ترتيب این نامزد اصولگرایان و لیست هوالمطلوب براي راه يافتن به مجلس هشتم در دوره نخست هفت هزار و129 راي كم دارد.گفته می شود فرماندارمشهد در ارتباط با این ابهام با صحيح دانستن اين آماراعلام كرده كه كل آراءماخوذه "صحيح "ملاك شمارش است .
اين درحالي است كه درماده هشت قانون انتخابات به كلمه "صحيح "اشاره نشده است .فرماندارمشهد مستند قانوني اين سخن خودرا نیز اعلام نكرده است.همچنین ماده 19 قانون انتخابات می گوید:درموارد ذيل باتاييد هيات نظارت حوزه انتخابيه مربوطه ,برگهاي راي باطل وجزءآراءماخوذه محسوب نشده ومراتب درصورتجلسه قيد و آراي مذكور ضميمه صورتجلسه خواهدشد:
1-صندوق ,فاقدلاك ومهرانتخاباتي باشد.
2-........
15-آراي كه سفيدبه صندوق ريخته شده باشد.
امانكته مهم آن است كه درخبر ستادانتخابات استان خراسان رضوي و فرماندارمشهد سخن از آراء ماخوذه به ميان آمده ومنظور از آراءماخوذه نيزآرايي است كه آراءباطله ازآنهاكسرشده است و آرائ ماخوذه همان آرائ صحیح است.
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت12:51 بعد از ظهر توسط باران محسنی
گفتی٬ اولین باران بهاری که ببارد٬ برمیگردی

گفتی که می آیی٬ با بهار می آیی...
نمیدانی که بهار چگونه بهار را انتظار کشید
نمیدانی که بهار طلوع خورشید را میشمرد
نمیدانی که بهار٬ آرزو میکرد روزهایش شب شود٬
نمیدانی که بهار٬ برایت هفت سین عشق چیده بود٬
نمیدانی که...
آخر فکر میکرد که روز اول بهار باز میگردی٬
فکر میکرد که تو هم دلت برای بهار تنگ شده است٬
فکر میکرد که تو هم مثل بهار٬ منتظر بهانه ای برای آمدن بودی٬
فکر میکرد که تو هم دلت را یک جای دیگر٬ جا گذاشته ای٬
فکر میکرد که ...
بهار آمد ولی تو نیامدی٬
بهار آمد ولی بهار چشم انتظار ماند٬
بهار آمد ولی بهار بوی پیراهن تو را نشنید٬
بهار آمد ولی چشمان بهار به راه ماند!
بهار آمد ولی...
با خود گفتم٬ باران که ببارد می آیی٬ ولی تو نیامدی!
با خود گفتم٬ عاشق بارانی٬ آخر تو خود بارانی٬ ولی تو نیامدی!
با خود گفتم٬ شاید با باران بعدی می آیی٬
با خود گفتم٬ اینبار چشم به آسمان میدوزم٬ شاید باران ببارد٬
باران هم بارید٬ ولی تو نیامدی!
عشق بهار زیر باران خیس شد٬
چشمان بهار همرنگ باران شد٬
تنش بوی باران گرفت٬
سکوتش صدای باران گرفت٬ ولی تو نیامدی!
پشت پنجره اشک ریختم٬
سراغت را از پروانه ها گرفتم٬
نجواهای عاشقانه ام را در گوش قاصدک گفتم٬
از ستاره ها جویای احوالت شدم٬
ولی تو نیامدی!
و امشب باز باران می بارد٬ نازنینم!
می گویند باران رحمت است٬
بوقت باران٬ هر آرزویی کنی٬ اجابت است٬
من تو را از باران میخواهم٬
آخر بهار دارد می اید٬
شاید تا بهار آینده٬ دیگر باران نبارد٬
چرا نمی آیی؟
مگر دلتنگ بهار نیستی؟
مگر عطر یاسها را از یاد پرده ای؟
مگر...
وای اگر برگردی٬ چه میشود!
عطر تنت با عطر یاسهای باغچه که همراه شود٬ حیاطمان بوی بهشت می گیرد٬
اگر برگردی٬ بهار پروانه ها را خواهد گفت که دورت را حلقه کنند٬
اگر برگردی٬ بهار دوباره بهار میشود٬
اگر برگردی رویای بهار باز آفتابی میشود٬
باز امشب٬ هق هق بهار٬ در میان فریادهای باران گم شد٬
باز دست گلی که برایت چیده بودم٬ توی گلدان پژمرده شد٬
باز احساس ترک خورده بهار هزار پاره شد٬
باز...
باز هم چشم انتظارت می مانم٬
می دانم که می آیی٬ با بهار می آیی ... با باران می آیی
[ جامعه ]
+ نوشته شده در ساعت2:56 بعد از ظهر توسط باران محسنی









لاريجاني در مشهد: