تبليغاتX
آوازهای یک گنجشک بی وتن ها...
آوازهای یک گنجشک بی وتن ها...
آوازهای یک گنجشک بی وتن ها...

گنجشكِ كوچكِ من زندگي همين است آري درنده و خشن و عبوس همه در پشت ميله ها گرفتارند و محبوس و تنها از اين زندگي وجبي از آسمان سهم توست و بيش ازآن طرفي با تير و كمان گنجشك كوچك من انفجار لانه ات تصادف بچه ات با آدمها بازي تيروكمان بچه ها با نسل شما و حتي مرگ تو تنها و تنها بهانه اي براي خنديدن است و من اين خندة مضحك راهزاران بار نه تجربه كه درلبهاي آدمها ديده ام و دريافتم كه در خندة آدميان فريبي هميشه پنهان است گنجشك كوچك من به خدا شاخه ها را دگر اميدي نيست و حتي سيم ها و درختاني كه لانة كرم شده اند ديوارهاي قد كشيده صدها گوش پنهاني براي فروختن دارند مبادا جيك جيكِ تو
رازي بر ملا سازد! باران را سر بكش كه ليوانها و پارچ ها و رودخانه ها آلودة مرگي اند که انسان هاي شهركشف كرده اندو اين كشف بزرگ را به جشن نشستندگنجشك كوچك من خيابانهاي شهرگربه هاي الاف زياد دارد و همه درختاني كه م يبيني تير و كماني شده اند قيام كرده بر علية تو يك وجب آسمان هرگز كفافِ پرواز نم يدهد گنجشك كوچك من درخوابِ روستا آسوده پرواز كن كه در شهر اين است سهم گنجشك ماندن...

صفحه نخست | روزهای رفته | ايميل
امکانات و ابزارها
راوی
ثبت ایمیل برای دریافت آخرین اخبار مربوط به میرحسین موسوی:
mowj.ir
روزهای طی شده
سفر مرا به کجا برد...
متن و ترجمه قزآن کریم(عاشقانه های الله)
آسيد حسين متوليان(ادبيات)
استادان علیه تقلب(تخصصي)
راه باران
راه باران
راه باران
نجوم
سایت آسمان‌توس(نجوم)
مقالات‌ تخصصی آسمان‌شب(نجوم)
آژانس‌فضایی(نجوم)
پارس‌اسکای(نجوم)
عکاسی‌نجومی(نجوم)
تلسکوپ(نجوم)
فروشگاه اسمان‌شب(نجوم)
انجمن نجوم‌ایران(نجوم)
بنیاد‌باران(سياسي)
دفتر نشر آثارامام(ره)
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران‌ایران
امام‌ موسی‌صدر(اجتماعي)
انجمن دفاع از حقوق زندانیان(اجتماعي)
پایگاه اطلاع رسانی و خانه احزاب ایران
سید محمد‌خاتمی
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی‌ایران
احمد رضا احمدي(ادبيات)
آدواردو آنيلي(شخصي)
کانون زنان‌ایرانی(سياسي)
سازمان دانش اموختگان ایران‌اسلامی(ادوارنیوز)
یونیسف در ایران(اجتماعي)
کمیته حمایت از کودکان خیابانی ـ سوئد
انجمن حمایت از حقوق‌کودکان
مجله اینترنتی هفت‌سنگ
یاداشت های نیک اهنگ‌کوثر
دیده بان حقوق‌بشر
عبدالکریم‌سروش
شادروان دكتر قيصر امين پور
عماد الدین‌باقی(سياسي)
احمد‌قابل(سياسي)
محسن‌کدیور(سياسي)
شادروان نادر ابراهيمي(ادبيات)
جبهه مشاركت ايران اسلامي
علی‌طهماسبی(سياسي)
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق‌بشر
رسانه ها و ازادی اطلاعات(نمک دوست)
احسان‌شریعتی(سياسي)
هوشنگ‌گلشیری(ادبيات)
آیت الله منتظری(اجتماعي)
مصطفی‌ملکیان(تخصصي)
خبرنامه‌امیرکبیر(سياسي)
انجمن شاعران‌ایران(ادبيات)
مجله داستان و شعر(ادبيات)
ادبستان شعر و ادبیات‌ایران(ادبيات)
سرای‌شاهنامه(ادبيات)
خانه شاعران‌جهان(ادبيات)
اتاق‌شعر(ادبيات)
دیوان حضرت‌حافظ(ادبيات)
استاد محمود‌فرشچیان(تخصصي)
امیرمهدی‌ حقیقت(تخصصي)
لوح(ادبيات)
اسمان شب‌ایران(نجوم)
شارح(امام موسی صدر)
حامد بهشتي(تخصصي)
مسعود‌بهنود(تخصصي)
شازده‌كوچولوي دوسنت‌اگزوپري(ادبيات)
داريوش‌آشوري(تخصصي)
ملكوت(سياسي-اجتماعي)
محمود درويش(ادبيات)
مجمع وبلاگ نویسان اصلاح‌طلب
نوام‌چامسکی(تخصصي)
دکتر محمد‌مصدق(سياسي-اجتماعي)
دکتر علی‌شریعتی(سياسي-اجتماعي)
فاکس‌نیوز(سياسي)
واشنگتن‌پست(سياسي)
نیویورک‌تایمز(سياسي)
آسوشیتدپرس(سياسي)
مهدي جليل‌خاني(ادبيات)
لاله سرخ كوي دانشگاه(عزت ابراهيم نژاد)
محمد‌علی بهمنی(ادبيات)
آسمان پارس(موسسه علمي آموزشي و اطلاع رساني)
هفت آسمان(نجوم)
مهندس منوچهر ارين(نجوم)
شهر سه قلعه(نجوم)
فروشگاه آسمان و طبیعت(عرضه کننده ابزار ستاره شناسی)
سيد شهاب‌الدين طباطبايي
استاد رنجبر راد(ادبيات)
مجمع زنان اصلاح طلب(سياسي)
استاد مهدي زرقاني(ادبيات)
دكتر پروين سلاجقه(ادبيات)
استاد محمد جعفر ياحقي(ادبيات)
عباسعلي سپاهي يونسي و ليلا خيامي(ادبيات)
محمدرضا سرشار(ادبيات)
مصطفي رحماندوست(ادبيات)
سيدالياس علوي(ادبيات)
نادر نادرپور(ادبيات)
عبدالجبار كاكايي(ادبيات)
دكتر بهروز ياسمي(ادبيات)
فريدون توللي(ادبيات)
خوز نيوز (فعالان سیاسی فرهنگي استان خوزستان)
خزعبلات یک پیامبر دیوانه...(سياسي)
محمدصالح علاء(ادبيات)
سعید بیابانکی(ادبيات)
مصطفی چمران(اجتماعي)
آرش شفاعي(اجتماعي)
وحيد عدالتي(اجتماعي)
آدالار...وطن...وحید طلعت...(ادبيات)
سايت خبري تحليلي نو انديش(سياسي-اجتماعي)
استيضاح(سياسي-اجتماعي)
سايت آيت الله صانعي(تخصصي)
انجمن دفاع از حقوق زندانيان(اجتماعي)
سید حبیب قاآنی(تخصصي)
اشعار عزت ابراهيم نژاد(لاله سرخ كوي دانشگاه)
سيد ياسر ميردامادي(سياسي-اجتماعي)
انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد(اجتماعي)
جهاد دانشگاهي مشهد(اجتماعي)
احمد باطبي(يادداشتهاي يك زنداني فراري)سلول 417
روح الله شهسوار(سياسي)
سرخوشان همين طوري(شخصي)
كريم ارغنده پور(سياسي-اجتماعي)
شهروند امروز(سياسي-اجتماعي)
عباس معروفي(سياسي)
بلاگ نيوز(سياسي)
پیام آوران صلح و دوستی(اجتماعي)
حامیان حیوانات ودوستداران محیط زیست(اجتماعي)
سید رضاشکر اللهی(اجتماعي)
مدیار سمیع نژاد(سياسي)
نصور نقی پور(سياسي)
احمد ابوالفتحی(سياسي)
سید ابوالحسن مختاباد(سياسي)
یونس شکرخواه(تخصصي)
سين الف احمدپور(سياسي)
خبرگزاري 18 تير(سياسي)
سيد حسن مبارز(ادبيات)
سید حسین احمدنژاد(سياسي)
نرگش خرقانی(تخصصي)
نزار قباني(ادبيات)
براي آزادي افغانستان
كشتار كودكان لبناني و فلسطيني
متیل(داستان نویسی گروهی)
گروس عبدالملكيان(ادبيات)
یك شاهدبوده‌ام این تصاویرگواه من اندرویدادهایی كه ضبط كردم فراموش نخواهدشدونبایدتکرار شود
بهرام عظيمي(انيماتور)
سايت استاد عليرضا افتخاري
پايگاه خبري حاميان سيد محمد خاتمي در خراسان رضوي
محمد رضا عبدالملکیان
سيد حسين مرعشي
سارا طهرانيان(دوست خوب من)
موسسه خيريه به آفرين فردا(همسر سيد محمد خاتمي)
محمود دولت آبادی
مرحوم ماريا آمليا لوپز(پیرترین بلاگر دنیا)
ف ی ی ل ت ر ش ک ن
همه م یدانند...
به پشت سر نگاه نکن
مرضيه ناظري(دوست عزيز من)
دوستان باران
پای گفته های آسیب دیدگان حادثه کوی دانشگاه...

با گذشت ۹ سال از حادثه‌ي 18 تيرماه كوي دانشگاه تهران و پس از انجام جلسه‌هاي متعدد بازجويي و محاكمه تعدادي از افسران و سربازان نيروي انتظامي به عنوان عاملان حادثه‌ي، به اعتقاد بعضي از صاحبنظران حقوقي و سياسي، اين دادگاه در حد جبران آن واقعه نبود و نتوانست پاسخگوي مطالبات دانشجويان و مردم باشد. همچنين، عدم معرفي آمران اصلي هجوم به خوابگاه دانشجويان، پرسش‌هاي بسياري را بدون پاسخ گذاشت. در اين زمينه،نظر چند تن از آسيب‌ديدگان حادثه‌ي كوي را جويا شدیم.

ن ـ ع يكي از دانشجويان دختر دانشگاه علوم پزشكي تهران گفت: پس از گذشت ۹ سال پس از حادثه كوي، هنوز بسياري از جوانب پرونده‌ي اين ماجرا روشن نشده است. بسيار تأسف‌بار است افرادي كه آن همه فجايع را خلق كردند، آزادانه در جامعه، زندگي مي‌كنند! حتي آنهايي كه محاكمه هم شدند، تكليف مشخصي ندارند. همچنين بسيار شگفت‌انگيز است كه وكيل همان دانشجويان مظلومي كه همه چيز خود را در حادثه‌ي كوي از دست داده‌اند، در زندان به سر م یبرد.

يكي از دانشجويان مقطع كارشناسي نيز گفت: انتظار ما اين بود كه عاملان اصلي قضيه دستگير شوند و به مجازات لازم برسند. من خود در حادثه‌ي كوي، صدمه‌ي جسمي، فراواني ديدم، ولي معتقدم كه محكوم كردن چند سرباز و يك فرمانده‌ي فرعي، پاسخگوي همه‌ي ماجرا نيست.

وي در ادامه گفت: در حالي كه “عبدالله نوري“، “محسن كديور“، شركت‌كنندگان در كنفرانس برلين و ... به سرعت روانه‌ زندان شدند، انتظار داشتيم قوه‌ي قضاييه‌اي كه ظرف چند ساعت، حكم توقيف يك روزنامه‌ي يا بازداشت افراد را صادر مي‌كند، در اين مورد نيز با سرعت عمل بيشتري، پرونده را خاتمه مي‌داد كه در واقع، طرفين قضيه را راضي م يكرد.

در حال حاضر، اعمال شديد‌ترين مجازات هم براي متهمان حاضر در دادگاه كافي نيست، بايد طراحان اصلي پشت پرده معرفي و مجازات شوند.

يكي از دانشجويان رشته‌ي مديريت آموزشي نيز گفت: در اين ميان اين پرسش كه لباس شخصي‌ها با چه مجوزي به نيروهاي انتظامي دستور مي‌دادند و از آنان جلوتر بودند، بدون پاسخ مانده است خيلي از دانشجوها، حتي در مواردي، به نيروي انتظامي حق مي‌دهند، ولي موضوع غيرقابل هضم، نقش لباس شخصي‌ها در ماجراست!

وي در ادامه افزود: با اين اوصاف، دادگاه كوي، تنها يك سرپوش بود.

چنين به نظر مي‌رسد كه “فرهاد نظري“ يك قرباني بود كه به ميدان فرستادند تا موضوع را منحرف كنند و از دانشجويان هم براي جلوگيري از حركت‌هاي بعدي، دلجويي شود، به عبارت ديگر، هر حكمي كه در دادگاه‌ها صادر شود، براي فروكش كردن حرارت دانشجويان است.


[ یادداشت های شخصی ]
+
Balatarin
همین طور الکی...دلم گرفته...
وقتي كه مرده ايي ...نمرده ايي...

وقتی که مرده ای نمرده ای

همین که مرده ای نمرده ای

که مرگ اگر حق است

پس زندگی ست

و زندگانی مرگ هم

مانند مرگ زندگی، حق است

نه حرص می خورم از دست مرگ و

نه غمگینم از مرگ تو

از مرگ من

از مرگ های پس از من

یا از من های پس از مرگ

شادا به مرگ

هورا مرگ

و زنده باد زندگی و مرگ....

که بود گفت برای مردن وقت نداریم

درست گفت  

که مرگ لحظه تر از برقی 

یا آنی

تمام می شود

و هر چه پس از مرگ است

دیگر مرگ نیست

کافی ست این سه واژه مرگ را

تلفظ کنی

که "مرگ" و "موت" و "دیث"

شبیه هم اتفاق می افتد

فقط به قدر سه حرف

سه حرف سخت

که آسان بود

و عشق بود

ولی افتاد مشکل ها...

عشق عليه السلام(قزوه)

 

وقتی آدم مجبور میشه بعضی حرفاشو قورت بده...دلم درد م یکنه...


[ جامعه ]
+
Balatarin
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت...
باهدف مشورت براي حضور در انتخابات رياست جمهوري صورت گرفت،
نـامـه خـاتـمـي بـه 13 شخصـيـت سيـاسـي، دانـشـگـاهـي، روحـانـي و حـزبـي

خاتمي را نم ي‌توان فقط در صبر و شكيبايي‌اش محدود كرد و او را فقط معلم بزرگ صبر و شكيبايي دانست...اعتقاد به رسانه در كنار صبوري، نقدپذيري، تحمل، بردباري، مردمداري، ايجاد گفتمان اخلاقي در سياست و … از ويژگي‌هاي رفتاري و شايد اعتقادي خاتمي است كه مي‌تواند مكملي بر تمامي اين ويژگي‌ها باشد.

 در جامعه ما كه معمولا افراد در تصميمات و قضاوت‌ها عجول هستند. بردباري در برابر مشكلات بسيار ناگوار مملكت‌داري يكي از خصوصيات مهم وي بشمار م یآيد. آقاي خاتمي نشان دادند كه بسياري از مسايل تا حدودي زيادي با بردباري قابل حل است. وي با صبر و تحملي كه در مقابل مخالفان نشان داد بسياري از مخالفان سر سخت خود را از مواضع تند و اتهامات وي كه به او وارد مي‌كردند پشيمان كرد. و اين امر در جامعه ما كه در بيشتر موارد احساسات و هيجانات بر منطق غالب است يك نعمت بود.

در مراسم 16 آذر سال 1383 شاهد بوديم كساني كه از موضع طلبكارانه نسبت به كم كاري آقاي خاتمي اعتراض م يكردند با مشاهده تحمل و بردباري آقاي خاتمي عصبانيت‌شان فروكش كرد و تاثيرات اين حركت آقاي خاتمي كه به عنوان سياستمدار صاحب قدرت مخالفان لفظي خود را دعوت به آرامش م یكرد، بسيار برجسته و مهم بود. و شايد يكي از دستاوردهاي آقاي خاتمي و خط مشي ايشان بود كه توانست به فعالان سياسي، جناح‌ها و گروه‌هاي سياسي نشان دهد كه با تحمل و بردباري بيشتر مي‌توان اميدوار به حل مشكلات بسيار حساس و تعيين كننده در كشور بود و تاريخ قضاوت خواهد كرد كه خاتمي به عنوان يك روشنفكر برآمده از دل و روح اسلام ايراني شگفتي ديگري بود در دوران انقلاب اسلامي، لذا هميشه مورد تهاجم و طعنه تحجر و واپسگرايي قرار گرفت و فرصت‌هاي بسياري از دست او گرفته شده.

شعار و برنامه آقاي خاتمي توسعه سياسي بود اما برخوردهاي جفاكارانه‌ به خصوص از سوي بخشي از حاكميت كه روش خاتمي را نم يپسنديدند و تسليم راي مردم در دوم خرداد نشدند در مقابل اين برنامه صورت گرفت كه بايد بررسي شود. جفاهاي زيادي به او شد؛ براي مثال راهپيمايي عليه مصاحبه‌اش با CNN و يا عليه سخنراني او در دانشگاه كه چرا در 25 محرم دانشجويان براي خاتمي سوت و كف زدند؛ در حاليكه در قبال توهين‌هايي كه در سراسر دنيا به مقدسات م یشود كمتر تظاهراتي به صورت خودجوش در كشور ما انجام شده ولي در بسياري از نقاط دنيا غيرت ديني هميشه موجب چنين تظاهرات خودجوشي شده است.

اين جفاها در شهرستانها بيشتر بوده است و نم یتوان پذيرفت كه در اين حوزه‌ها چنين جفاهايي انجام شود. ملت ايران از چنين مكانيزم‌هايي نگران هستند كه كساني قبل از دوم خرداد 76 قدرت زيادي داشتند و از همه‌ي قدرت به صورت مشروع و نامشروع براي نيامدن آقاي خاتمي استفاده كردند و بعد از آن هم قدرت آن‌ها اضافه شد و به مقابله‌ي جدي‌تر با آقاي خاتمي كه منتخب مردم بود، پرداختند و امروز هم طلبكارانه از اينكه آقاي خاتمي موفق نشده حرف م زنند و قصد ندارند كه روزي فضايي باز كنند تا اين مسايل مطرح شود.

 يكي از ديدگاه‌هاي مهم آقاي خاتمي كه از ابتدا مطرح شد، بحث ساماندهي اقتصادي بود كه براي اين كار از افكار و ايده‌هاي اقتصادي مختلف استفاده كرد و همه نظرات را در بوته آزمايش فكري و نظري گذاشت و در نهايت به تصميماتي در اجرا رسيد.ایشان در دو ره یدر زمينه‌هاي اقتصادي همه ديدگاه‌هاي اقتصادي را مورد بررسي قرار داد و نظرات صاحبنظران را شنيد و اين شنيدن بسيار مهم بود؛ همه حرف‌ها را شنيد و در نهايت در زمينه‌هاي اقتصادي به نقطه‌اي رسيد كه در پايان دوره‌ي 8 ساله هماهنگ‌ترين تيم اقتصادي در مقطع تاريخي پس از انقلاب ایجاد شد.

ديدگاه آقاي خاتمي عدم برخورد از موضع قدرت با هر فرد و شخصي است. رييس جمهور اختياراتي دارد و صاحب قدرتي است و اين از ايده‌هاي خردورزانه ايشان بود كه فردي چنانچه در موضع قدرت قرار دارد، حتي اگر از سوي مردم انتخاب شده باشد، با افراد از موضع قدرت برخورد نكند و اين نگرش در ميان تمامي اجزاء دولت و ساير قوا نيز نهادينه شود.

بستر شفاف‌سازي و انتقاد از مقامات عاليه كشور و نيز از دوران اصلاحات دولت آقاي خاتمي آغاز شد و فراموش نشود كه انتقاد كوچكي از رييس جمهور در گذشته موجب چه لطماتي به روزنامه‌اي مي‌شد. در فضاي روزگار اصلاحات نقد امري كاملا عاديبود و حتي از رسانه‌ي ملي صدا و سيما روزي نبود كه انتقادهاي گزنده از رييس جمهور نشود.

باید يادآوري کنم که مواردي از ارتباطات مردمي رييس جمهور مثل سوار اتوبوس شدن، پاسخ مستقيم به تلفن كنندگان به دفتر رييس جمهوري و يا شركت در مجامع عمومي و مردمي كه در دوراني به وسيله‌ي مطبوعات و رسانه‌هاي گروهي منعكس مي‌شد بعدها به اين نتيجه رسيدند كه اين ارتباط مردمي و حضورهاي گسترده لزومي به انعكاس خبري و تصويري ندارد و در واقع اين ارتباط بعد از آن هم وجود داشت اما رسانه‌اي نشد. شايد به خاطر بحث‌هايي كه شبهه نمايشي بودن اين نوع حضورها در مجامع عمومي را ايجاد م كرد، سعي شد خبري نشود. چنانچه در بسياري از مراسم مثل راهپيمايي‌ها و مراسمي كه قرار است نشانه‌اي از حضور مردم باشد ايشان سعي مي‌دارد مثل يك فرد عادي در ميان مردم حضور يابد؛ در بسياري از مجامع و سفرها سعي كرد تا حد ممكن ارتباط نزديك با همه اقشار مردم برقرار كند. اين ارتباط‌ها قطع نشد اما انعكاس خبري آن كم شد.

يكي از اصول مهم سياست خارجي دولت آقاي خاتمي تنش‌زدايي بود كه تاثيرات زيادي در پيشبرد سياست خارجي كشور در منطقه و در ارتباط با كشورهاي همسايه داشت، از ويژگي‌هاي مهم آقاي خاتمي اعتقاد به گفت‌وگو است و در سياست خارجي طرح ايده‌ي گفت‌وگوي تمدن‌ها و تنش‌زدايي تعميق زيادي در اصول سياست خارجي ايجاد كرد و در بسياري از عرصه‌هاي بين‌المللي جمهوري اسلامي را در موضع برتر قرار دارد.

و اینک...دعا کنید...


[ نجوم ]
+
Balatarin
سي ويکمين سالگرددرگذشت دکترشريعتي...

مشخصه تفکر احيايي دکتر شريعتي در حوزه دين و جايگاهي که براي سياست در دين قايل بود، مانند سخن مرحوم مدرس است که سياست و ديانت را توامان مي‌داند و آن را تئوريزه مي‌کند. دکتر شريعتي از اسلام شيعي، ايدئولوژي ساخت و بايدها و نبايد را در فعاليت سياسي نشان داد، مشکلي که وي با بخش روحانيون سنتي داشت اين بود که آنان بين دين و سياست فاصله قائل بودند و معتقد بودند که دين ربطي به سياست ندارد و براي دين حوزه‌اي جداگانه و براي سياست نيز حوزه‌اي ديگر نظر مي‌گرفتند.

در خصوص جايگاه سياست در تفکر ديني دکتر بايد عنوان کرد که وي با علمايي ارتباط داشت که سياسي بودند و بيشترين تضادها را با کساني داشت که نسبتي بين سياست و دين قايل نبودند و ميان آن تفکيک قائل مي‌شدند.در آثار دکتر شريعتي تصريح نشده که منظور وي از تفكيك ناپذيري، ارتباط ميان دين و سياست بوده يا دين و قدرت، زيرا اين دو مقوله با يکديگر متفاوت و تصور جدايي دين از سياست ناممکن است.

 

ولي در خصوص ديدگاه شريعتي نسبت به مقوله قدرت بايد گفت دکتر شريعتي اساسا نسبت به قدرت و حکومت بدبين بود و روحيه‌اي عصيانگر و شورشي نسبت به قدرت و حکومت داشت و در آثارش مي‌توان گزاره‌هايي يافت که به حاکمان روي خوش نشان نمي‌دهد.

دکتر شريعتي مقوله مقاومت در برابر ظلم در تفکر و عمل سياسي شيعيان، را وارد دين كرد اين ديدگاه به وضوح در تفکر شريعتي قابل مشاهده است و نسبت به فرضيه‌ها و اشکال حکومتي با توسل به دين مثل خليفه‌گري در گذشته يا جمهوريت در زمان حال هشدارهاي فراواني داده است و جنبش شيعي را که مطرح مي‌کند در واقع تاريخچه جوانه زدن و تولد و شکوفا شدن جنبش مقاومت شيعي در مقابل حکومت امويان است.

ناگفته نماند گفتمان حاکم در دوره شريعتي گرايشات چپ سوسياليستي در سطح روشنفکران ايران و جهان بود و در ايران به وضوح حتي در ميان روحانيون اين گرايشات وجود داشت، موضوع اساسا اين است که گفتمان حاکم بر روشنفکران آن زمان گرايشات چپ بود در آن دوره دکتر در دو جبهه مبارزه مي‌کرد، يکي جبهه مستبد سلطنتي وابسته به شاه بود كه شريعتي اين جبهه را دشمن دين مي‌دانست و با حکومت تضاد غير قابل جمع داشت و جبهه ديگر مارکسيسم بود که آن‌ها را رقيب تفکر مکتبي خود مي‌دانست و البته جدي‌ترين و دندان شکن‌ترين نقدهاي دهه 40 متعلق به دکتر شريعتي در رد مارکسيسم است.

دغدغه عدالت در واژه واژه آثار شريعتي قابل درک است، وي عدالت را شاقول فهم دين قرار مي‌دهد و عدل، مشخصه اصلي شيعه است، شريعتي مرد زمانه خود بود البته بايد مورد نقادي قرار گيرد، وي به عنوان حامل پاره‌اي از تاريخ روشنفکري ديني مورد احترام است، از محتواي انديشه او استفاده کنيم بايد ديد چقدر از تفکرات وي با تئوري فکري امروز برابري، مقابله و تعدي مي‌کند. دکتر يک ايستگاه بزرگ روشنفکري است، کما اين که طالقاني، بازرگان و سيد جمال، اقبال و فيض کاشاني چهره‌هاي برجسته روشنفکري هستند، به همان اندازه که سيد جمال را نقد مي‌کنيم، حق داريم که دکتر شريعتي را نيز نقد کنيم، وي از تبار روشنفکري است، نقد شريعتي به معني نفي شريعتي نيست.

سخنان دکتر علی شریعتی با صدای خودش و تحلیل آن توسط استاد مشیری

*ناصر املي

انتشار فيلم تلاش معاون فرهنگی دانشگاه برای تعرض به دانشجوی دختر دانشگاه زنجان

  مهدی محسنی


رييس دانشگاه زنجان: مسؤول متخلف تعليق شد مديركل روابط عمومي وزارت علوم: با متخلفين برخورد قاطع صورت مي‌گيرد

*با کمی درنگ به این خبر نگاه کنید. احتمال هر گونه صحبتی هست....


[ اطلاع رسانی ]
+
Balatarin
نا اميد نيستم...

باور کن در حياط کوچک من گنجشکک کوچک باران زده از سرما نلرزيد مگر آنکه دانست اينجا بعد از باران آفتابی نخواهد روئيد.


[ جامعه ]
+
Balatarin
روزگار نامهربان است نازنین...تو بمان برای دلم...

اغاز:يكي از علل اساسي حمله به كوي دانشگاه و حادثه ۱۸ تیر موفقيتهاي جنبش اصلاحي در ايران بود. تمام كساني كه مسير اصلاحات را دنبال م يكنند بايد بدانند اين مسير بدون هزينه نيست. مخالفان در ابتدا در مقابل اصلاحات، تمكين مي‌كنند،‌ولي هنگامي كه نتيجه را مي‌بينند كوشش مي‌كنند بازي را به حوزه‌اي بكشاند كه در آن دست بالا را دارند. هنگامي كه قدرتي در حال مات شدن است قاعده‌ي بازي را بر نمي‌تابد و خارج از قوانين عمل م يكند.

نبايد فكر كرد تمام هزينه‌هاي صرف شده در راه اصلاحات به هدر مي‌رود واقعيت اين است كه طرف مخالف هم در مقابل وارد كردن ضربات هزينه‌ي سنگينتري را پرداخته است كه هنوز حساب آن به طور كامل تسويه نشده است. البته انتخابات پارلمانی29 بهمن يكي از هزينه‌هايي بود كه مخالفان اصلاحات پرداختند. مسير اصلاحات و انقلاب را اشتباه نباید گرفت.البته فرآيند اصلاحات بسيار مشكل تر است.و طي كردن اين مسير بسيار پيچيده است.اصلاحات را نم يتوان روندي كليشه‌اي و از پيش تعيين شده پنداشت كه تنها با طي يك راه به مقصد مي‌رسد.فرآيند اصلاحات بازگشت ناپذير است ولي بخش عمده آن به عملكرد تلاشگران اصلاحات باز م يگردد. بر اين اساس بايد راههايي را برگزيد كه آهسته و پيوسته به نتيجه برسد.اين روند حتي براي مخالفان اصلاحات هم هست ولي آنها نبايد جايشان را طوري تعريف كنند كه براي ديگران جايي باقي نمايند.

اول:در استانه انتخابات کمیسیون های مجلس هشتم هستیم.و در این رابطه ترافیک شدیدی در کمیسیون های امنیت و سیاست خارجی ـبرنامه و بودجه - و انرژی برقرار است که ناشی از ثبت نام کنندگان زیاد در این چند کمیسیون می باشد. و البته نکته قابل توجه دیگر عدم استقبال از کمیسیون اصل ۹۰ است .که یک کمیسیون عام محسوب م یشود و مامور رسیدگی به شکایات است.از دلایل عدم استقبال را م یتوان به ترس از پاسخگویی که سبب آن غیر قابل ژیش بینی بودن دولت است ذکر کرد.و دلیل بعدی نیز تخصصی شدن کمیسیون ها است.احساس م یشود که کمیسیون های این مجلس تخصصی تر باشند در نتیجه چالش میان انها به مراتب بیشتر خواهد بود.

دوم:کارگران معدن سنگان خواف نسبت عدم پرداخت حقوقشان اعتصاب کردند. صبح ديروز تعدادي از مردم شهر سنگان که کار برداشت سنگ از معادن را انجام م يدهند، در اعتراض به جمع آوري سنگ هاي معادن بدون داشتن مجوز توسط يک شرکت خصوصي و همچنين عدم پرداخت حقوق شان توسط اين شرکت تجمع کردند. نيروي انتظامي براي آرام ساختن اين درگيري در محل حضور يافت و اقدام به تيراندازي هوايي کرد، متاسفانه در اين درگيري تعدادي از افراد بي گناه دستگير شدند.آمار دقيقي از تعداد افراد دستگير شده در دست نیست  ولي شنيده‌ها حاکي است که اين تعداد بين 10 تا 20 نفر هستند. آنان کارگراني بودند که با دستگاه سپراتور کار م يکردند و کار تفکيک سنگ از نخاله ها را انجام م يدادند. این کارگران تحت پوشش بیمه نیستند  در چند روز گذشته، يکي از اين کارگران به زير آوار رفت و جان سپرد و علاوه بر اين کارگر ديگري نيز دست خود را در حين کار با دستگاه سپراتور از دست داد و اين صدمات همچنان کارگران را تهديد م يکند.

سوم:روز جمعه هم در پارک ملت مشهد نسبت به گرانی و تورم موجود اعتراض کردند که د راین میان با حضور نیروهای ضد شورش و امنیتی  عده ایی دستگیر شدند.

چهارم:نوباوه هم گفته که در صدد تشکیل فراکسیون رسانه در مجلس هشتم است.

پنجم:برگزيدگان جايزه‌ي كتاب فصل زمستان معرفي شدند

ششم:م. مؤيد در بستر بيماري است


[ سیاست ]
+
Balatarin
پاليزدار افشاگري كرده است...چرا؟

فیلم مربوط به سخنان عباس پالیزدار رادر این لینک می توانید ببینید.متن کامل اظهارات پالیزدار را نیز در این قسمت مشاهد کنید.

دكتر عباس پاليزدار، رئيس امور زيربنايي مركز پژوهش‌هاي مجلس و یکی از مشاوران کم شهرت کمیسیون اقتصادی مجلس هفتم که در شمار نزدیکان محمود احمدی نژاد قرار دارد14 اردیبهشت در جمع دانشجویان همدانی در خصوص اقدامات پشت پرده ی مفاسد اقتصادی کشور حرف هایی را عنوان کرد که جای بسی تامل و درنگ دارد. ازوی به عنوان مشاور کمیسیون اقتصادی مجلس نیز یاد می شود،وی در خصوص چگونگی دستیابی به پرونده های کلان مفاسد اقتصادی مدعی شده است پس از انکه برای تحقیق و تفحص از قوه قضائیه ،در سازمان بازرسی مستقر شدیم ،پرونده های بسیاری را مطالبه کردیم اما قوه قضائیه اصل پرونده ها را به ما تحویل نمی داد، تا اینکه توانستیم به کدهایی دست یابیم و با رقمی بالغ بر 120 پرونده برخورد کردیم که به پرونده های کلان مفاسد اقتصادی مرتبط بود.عنوان می شود که پالیزدار به پرونده موسسه کیهان نیز دسترسی دارد.

البته جامعه اسلامی دانشگاه بوعلي بخش هایی از سخنرانی پالیزدار را ابتدا در وبلاگ خود منتشر کرد اما با گسترش بازتاب های این سخنرانی در رسانه های غیر رسمی و سایت ها اقدام به حذف آن کرد در پی این سخنرانی جامعه اسلامي دانشجويان همدان نیز مواضع خود را پيرامون سخنراني فردي به نام عباس پاليزدار در دانشگاه بوعلي‌سينا همدان اعلام كردند. در اطلاعيه اين تشكل عنوان شده است جامعه اسلامي دانشجويان به همراه ديگر تشکل‌هاي دانشجويي از پرچمداران گفتمان عدالتخواهي دانشجويي بوده و خواهد بود، ضمن آنکه معتقديم عدالتخواهي را مي‌بايست با عقلانيت و پرهيز از ورود به مصاديق که توصيه مقام معظم رهبري است، پيگيري نمود.اين اطلاعيه با طرح اين سوال كه آيا اتفاقاتي از اين دست محصول عدم پاسخگويي مسوولان دستگاه قضايي نيست؟، آمده است: آيا اگر عملکرد مسوولان دستگاه قضايي نيز به مانند رييس محترم قوه مجريه که چندي پيش آن جلسه پنج ساعته را جهت پاسخگويي به سوالات دانشجويان برگزار کرد، مي‌بود،باز هم چنين حوادثي رخ مي‌داد؟

در بخش ديگري از اين اطلاعيه جامعه اسلامي دانشجويان ضمن عدم تاييد موارد مطروحه در سخنراني پاليزدار، اعلام كرده است: اين تشکل هرگونه عمل و اظهارنظري را که موجب هتک حرمت ، ذبح گفتمان عدالت‌خواهي، شکستن فضاي اخلاقي حاکم بر سياست و سوء استفاده‌ي جريانات بيمار داخلي و خارجي مي‌شود را به شدت محکوم کرده و به همه کسانيکه احساس مي‌کنند در اين ماجرا به آنها تهمتي وارد شده است پيشنهاد مي‌نمايد فرياد دادخواهي خود را به مراجع ذي‌صلاح اعلام نمايند. 

البته روز گذشته سخنران دانشگاه همدان بازداشت شد.دبيرخانه‌ي كميته‌ي مركزي اطلاع‌رساني قوه‌ي قضاييه در پاسخ به سوال خبرنگار ايسنا مبني بر بازداشت پالیزداركه چندي پيش در دانشگاه همدان سخنراني كرده بود، اعلام كرد:اتهامات اين فرد در اين پرونده كه با شكايت مدعي‌العموم و شاكي خصوصي تشكيل شده است عبارتند از سوءاستفاده مالي، افترا، نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي و پخش شايعه.بر اساس اعلام كميته‌ي مركزي اطلاع‌رساني قوه‌ي قضاييه، به موجب اتهامات مذكور، قرار بازداشت موقت وي صادر و وي به زندان منتقل شده است.

ناگفته نماند عباس پالیزدار در ۷ خرداد ۸۷ نیز مهمان جامعه اسلامی دانشکده حقوق دانشگاه شیراز بود. اگرچه فیلم سخنرانی دوم تاکنون انتشار نیافته، اما بخش هایی از سخنان وی در شیراز از سوی وبلاگ جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شيرازانتشار یافت.

گذشته از این که ایا این اقدام پالیزدار خوب بوده یا ید باید متذکر شد که هدف از این افشاگری چه بوده است؟

شباهت ظاهری عباس پالیزدار و سعید امامی...   

booali-emami.jpg booali-palizar.jpg


[ اطلاع رسانی ]
+
Balatarin
بعد رفتنت آفتاب روزهای مبادایمان نامهربان است...

آرامگاه دکتر قیصر امین پورهنوزسنگ مزار ندارد... 

اگه بارون بیاد ببینه این روزگارو چی میگه آقای مهربانی من...۷ ماهه که هستم از بس نیستی...۷ ماهه که افتاب روزهای مبادایمان نامهربونه...۷ ماهه که شیرین من شور و حال کو...۷ ماهه که...


[ اطلاع رسانی ]
+
به روایت تصویر...

 

18 تير ماه سال 78، اوج افشاگري عليه قتلهاي زنجيره‌اي بود؛ اما جريان كوي دانشگاه، پيگيري قتلها را از اذهان پاك كرد.

مهدي فخرزاده، عضو شوراي متحصنان كوي دانشگاه، روز دوشنبه نهم خردادماه سال ۱۳۷۹در زنجان، با بيان اين مطلب، گفت: در اعترافات يكي از اعضاي جنبش فاشيستي آمده است كه جريان كوي، از ماهها پيش طراحي شده بود.جنبش اصلاحات به جاي سازماندهي مردم، به بسط مطبوعات پرداخت. بخشي از اصلاح‌طلبان كه در شعارهايشان، قدرت خواهي موج مي‌زند، با بخشي از جناح اقتدارگرا به توافق رسيدند؛ و آسيب سنگيني به جنبش دانشجويي وارد آمد.طيف منوچهر محمدي و حزب ملت، جريانهاي برانداز هستند؛ و جريان ديگر در كوي، جريان فاشيستي بود كه صبح امروز، اعترافات يكي از آنان را همراه با تصوير كارت او چاپ كرده بود.

وي، مشكلات جنبش دانشجويي را نداشتن استخوان‌بندي فكري، نبود سازمان‌دهي شايسته و عدم ارايه تحليل از شرايط روز عنوان كرد و گفت: دانشجويان، تحكيم را از آن خود نمي‌دانند و به آن مانند جبهه‌ي مشاركت نگاه مي‌كنند. ما با يك سيستم طرفيم. جنبش دانشجويي، ادبيات مستقل ندارد؛ و ناچار مي‌شود ادبياتش را وام بگيرد و تشكيلاتش را قرض بدهد.كساني كه با ده‌نمكي آشنا هستند، مي‌دانند كه اينها از خودشان فكر ندارند، تحليل مي‌گيرند و كار مي‌كنند. پيش از ترور حجاريان اينها گفته بودند: همه مشكلات ما از حجاريان است.آشكار بود در محفلهاي اينها چه مي‌گذرد؟

فخرزاده در مورد اصلاحات ادامه داد:تكيه اقتصادي اصلاحات، جرياني است كه اعتقادي به عدالت اجتماعي ندارد؛ در حالي كه خاتمي، شعارش عدالت اجتماعي بود. جريان اصلاحات، پشت سر فسادهاي مالي ايستاد.هر جرياني كه بحران‌سازي مي‌كند، چه انصار حزب‌الله و چه كساني كه خود را مدرنتر از همه مي‌دانند، برانداز هستند. لباس شخصي‌ها، محافل خصوصي دارند.

وي با ادعاي اين كه اين محافل‌ يكي جريان مسجد ارك، يكي جريان شهرري و همان دخمه‌ها و يكي هم جريان مسجد مهديه است مدعي شد: در جريان كوي، هر سه‌ي اينها شركت كرده بودند.با آمدن يونسي، وزارت اطلاعات،اين وزارتخانه در سطح رؤسا اصلاح شده؛ اما مهره‌هاي رده پاييني هنوز طرفدار فلاحيان‌اند.

وي با اشاره به اينكه صدا و سيما، نقاش جريان راست است، گفت: لاريجاني از استراتژيستهاي جناح راست است و در جريان پخش فيلم كنفرانس برلين خيلي هم مذهبي عمل نكرد.

وي با اشاره به تشكيل شوراي منتخب متحصنان در جريان حادثه‌ي كوي گفت:معتقد بوديم دفتر تحكيم وحدت توانايي به عهده گيري و خواباندن اين جريان را ندارد اما تحكيم مي‌گفت مي‌تواند. و در نهايت تصميم گرفته شد كه شورا انتخاب شود. برخي كه همراه ما بودند،‌دانشجو نبودند؛ وسط انتخابات شورا حمله‌ي نيروي انتظامي آغاز شد.برخي‌ها راه‌پيمايي مي‌كردند؛ فكر مي‌كردند همه چيز برگشته؛ رژيم برگشته؛ و تنها بايد انتخابات كنند.بيشتر كساني كه با تحكيم همكاري مي‌كنند، به مرامنامه‌ي آن اعتقادي ندارند و شوراي مركزي آن هم از دانشجويان دور هستند. جريان هاشمي مردمي نيست؛ و درد هاشمي، مردم نيست؛ درد او، شركتهاي بزرگ است.


[ ]
+
Balatarin
به ياد نادر ابراهيمي...نويسنده محبوب دوران كودكيم...

یه مُش مُفنگی ِ بی بـُـتــّـه
که غُرغُر ِ زیر ِ لحافشون،
جنبه ی تاریخی داره!
   روشن فکرای این زمونه رُ می گم!
    تنها غمشون
شُل شدن ِ گره ِ کراواته وُ
گرون شدن ِ این تریک ِ لامصّب!
یکی یه خودْ نویس ِ طلا تو جیبشون دارن
که با اون از بدبختی ِ منُ تو می نویسن!
مضحکه؟ نه؟
روزگار ِ ما غیر ِ شاملو شاعری نداشت!
می خوام بِرَم یقه ی ا ون گـُنده گـُنده اشونُ بگیرم،
از تو کافه بکشمش بیرونُ بگم:
به همین سبیلای زردت قسم،
روزگار ِ کافه بازی ُ مُریدْ سازی سپری شده!
می خوام از اون شاعر ِ بوشهری بپرسم:
کارگاهِ آموزش ِ شعرت
هفته ای چن وجب شعر بیرون میده،
می خوام به باباچاهی بگم:
زیر شلواری ِ براهنی برات گـُندس!
می خوام دَس رو شونه های سید بذارم ُ
بهش بگم:
جون ِ ری را دو سالْ بی خیال ِ ری را شو!
می خوام به بهبهانی بگم:
شرمنده ام!
روزگار ِ ما غیر ِ شاملو شاعری نداشت!
اصلاً می خوام برَم امام زاده طاهر!
با نوک ِ انگشتام بزنم رو یه سنگ ِ سیاه ِ حککی شده و ُ بپرسم:
این نِق نِق ِ بیست ُ چند ساله،
به این هم کتاب ِ ننوشته می ارزید؟
می خوام یه گـُل ِ سرخ رو سنگِ خکستری ِ تو بذارمُ بگم :
شعرای من حرف ِ دل ِ شماس، آهو خانوم!
بعد کنار ِ سنگِ سیاه ِ بامداد بشینم ُ
بغض ِ عتیقه ی این جماعت ِ ساده رُ گریه کنم!
روزگار ِ ما غیر ِ شاملو شاعری نداشت!
می دونم!
می دونم که این حرفا به مذاق ِ خیلیا خوش نمیاد!
می دونم که طعم ِ حقیقت ْ طعم ِ کون ِ خیار‌ِ!
می دونم شیکم ِ شاعرای این زمونه اونقده گـُنده س
که حتا نمی تونن سَر رو زانوهاشون بذارنُ
به حال ُ روز ِ سگی ِ خودشون گریه کنن!
اما می باس یکی اینا رُ بگه یا نه؟
باید همه بدونن
که شاعر او آدم ِ توسَری خورِ بی آزاری نیس که سهراب سَنبُـلِش ِ!ِ
هیچ بعید نیس که فردا،
واسه همین حرفام
تو یکی از مجله های مزخرفشون سنگْ سارم کنن!
سنگِ اولَم لابًُد نادر ابراهیمی می زنه
که از همه بی گناه تَـَرِ!؟
خیالی نیس!
تو گورمَم که بذارن بازم می گم:
روزگار ِ ما غیر ِ شاملو شاعری نداشت!

روزگار ما فقط يه نادر ابراهيمي داشت...

نادر ابراهيمي

رفت به همين تلخي و  به يك عاشقانه‌ي آرام پيوست...

صبور بود و دلتنگ كسي كه دوستش ...اما هيچكس دوست داشتنش را دلتنگ نشد...هيچكس صبوري اش را دلتنگ نشد و همينگونه هم رفت صبور و ساكت و مهربان و با گذشت...اما هيچكس فاتحه اي براي قلب مهربان او نخواند...  

                       جهت دیدن عکس های فیلم صدای صحرا اینجا را کلیک کنید

 

در حاشیه یکی از پارکهای بزرگ شهر در خیابان امیر آباد مجسمه ی مردی ست شاید از برنز یا فلز دیگر
که روی یک صندلی سنگی نشسته است و به پارک نگاه می کند او بسیار طبیعی ست و کمی هم خسته او را طوری ساخته اند که خم به ابرو نمی آورد او را طوری ساخته اند  که درد را حس نمی کند
او را طوری ساخته اند که ظاهرا چیزی نمی شنود چیزی نمی بیند چیزی نمی گوید و هیچ آرزویی و غصه یی ندارد او را دقیقا برای کنار پارک خوشبخت ساخته اند در زمستان گذشته من با این مجسمه دوست شدم چرا که هر روز صبح زود برای ورزش به این پارک می رفتم چرا که می توانستم گهگاه چند کلمه یی با او درد دل کنم به رازداری او مطمئن بودم و او را به چشم سنگ صبور قصه ها نگاه می کردم
من در زمستان گذشته بعد از اینکه با مجسمه دوست شدم هفت و شاید هم هشت روز با او درددل کردم فقط هفت یا هشت روز و در آخرین روزی که با او درددل کردم ناگهان ترکید با صدایی وحشتنک و من خیلی تعجب کردم البته نه برای اینکه مجسمه ترکید ....حالا چند جای مجسمه را وصله پینه کرده اند
و به من هم گفته اند کنار آن مجسمه ننشینم یعنی نوشته اند : دست نزنید ‚ تازه تعمیر است من هنوز هم متعجبم و گمان می کنم تا روزی که بمیرم متعجب باقی بمانم البته نه برای اینکه مجسمه ترکید ...

نادر ابراهيمي 

روانش شاد...


[ اطلاع رسانی ]
+
Balatarin
18 تیر ...زمینه ...رخداد...برآیند...(3)
دمل تئوريك اصلاح طلبان
اما با 18 تير يكي از چالش هاي جدي اصلاح طلبي در ايران رخ نمود و آنان را در برابر يك بن بست قرار داد. اصلاح طلبان، كاهش شكاف دولت ـ ملت را هدف گرفته بودند اما همين شكاف اكنون به يك مانع در برابر آنان تبديل شده بود. اگر جناح مسلط حركت اصلاحي را بر مي‌تابيد و بدان باور داشت كه ضرورتي به نام جنبش اصلاح طلبي بلاموضوع بود. مقاومت و تصلب در برابر اصلاح و رعايت حقوق شهروندان و آزادي بيان انگيزه و موجب پيدايش جنبش اصلاحي و تبديل يك انتخابات معمولي به يك حركت اعتراضي مدني مسالمت جويانه گرديده بود.


مقاومت اقتدارگرايان، توسل به ساير روش‌هاي قانوني مانند برگزاري اجتماعات و تظاهرات براي تحميل مطالبات مردم اجتناب ناپذير مي‌ساخت، از سوي ديگر نارضايتي‌هاي انباشته شده مردم منتظر گسل‌ها و فرصت‌هايي براي فوران كردن بود و در اين صورت تا كجا بايد آنرا همراهي كرد؟ اگر اعتراضات مردم را همراهي كنند و رشته كار از چنگ برود و چارچوب هاي اصلاح طلبانه را بشكند ديگر اصلاح طلبي نبوده و اصلاح طلبان تنها جاده صاف كن نيروهايي شده‌اند كه همچون يلتسين، گورباچف را كنارمي‌زنند.

 اگر آنرا همراهي نكنند ناراضيان را در برابر اقتدارگرايان تنها گذاشته و نظاره‌گر سركوب شان خواهند شد و گناه اين سكوت با مشاركت در سركوب تفاوت زيادي ندارد. ناراضيان همان كساني بودند كه با راي خويش به خاتمي، سكوي پرش اصلاح طلبان شدند و اينك ايزوله شده و پشت شان در برابر تهاجم اقتدارگرايان خالي مي‌شود. اگر اصلاح طلبان از حقوق مسلم خويش مانند تجمعات كه در قانون اساسي بدان تصريح شده است صرفنظر كنند، يكي از مهم‌ترين حربه‌هاي قانوني خويش را از دست داده و جامعه و خود را به انفعال مي‌كشند و در اين صورت وضعيت موجود تفاوت معتنابهي با پيش از دوم خرداد نخواهد داشت.

 اگر از حق قانوني خويش براي تبديل نيروي بالقوه اجتماعي به نيروي بالفعل براي پشتوانه‌سازي تحقق مطالبات برحق مردم مدد جويند ابتكار عمل را از دست داده و سر رشته تحول را به دست نيروهاي نامعلومي خواهند سپرد كه كمترين خواست آنان حذف اصلاح‌طلبان خواهد بود. گرچه اصلاح طلبان در عرصه مطبوعات آسيب‌پذيرتر بودند و ماهها سرمايه‌گذاري و سازماندهي يك روزنامه در يك لحظه بر باد مي‌رفت و توقيف مي‌شد اما اين مزيت را داشت كه مطبوعات با وجود آسيب پذيري شان در كف اختيار خودشان بود اما تضميني وجود نداشت كه اعتراضات خياباني در تبعيت و اختيار آنان بماند.

 در واقعه 18 تير نيروهاي اندك شماري از فضاي پديد آمده استفاده كرده و به صورت سازمان يافته به ميان معترضين غلتيدند و با تكيه بر جو التهاب ناشي از خشونت ورزي اقتدارگرايان كه زمينه را براي شعارهاي افراطي مهيا مي‌كرد، اين اشعار را سرودند:

-آزادي انديشه با ريش و پشم نمي‌شه
-ملت‌گدايي مي‌كند، آخوند خدايي‌ مي‌كند
-نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي


تا هنگامي كه شعارها جنبه اصلاح‌طلبانه داشت از يك سو جامعه تمايل بيشتري به همراهي و مشاركت نشان مي‌داد و بسياري از مردم علاقمند به اصل انقلاب و جمهوري اسلامي و يا افراد مذهبي را نيز همراه خود مي‌ساخت و از سوي ديگر قدرت و بهانه سركوب را از اقتدارگرايان سلب مي‌كردو هر خشونتي خود آنان را با بحران و ترديد مواجه مي‌ساخت. هم نيروهاي افراطي براي به دست گرفتن ابتكار عمل و بهره‌برداري از جو التهاب پديد آمده نيازمند راديكال‌تر كردن اعتراضات بودند و هم اقتدارگرايان براي نفي مشروعيت اعتراضات و انگيزه سركوب بخشيدن به نيروهاي خويش و ايزوله كردن معترضان و ختم ماجرا و لوث كردن منشا و آغاز آن (كه يورش وحشيانه به دانشجويان بود) نيازمند شعارهاي افراطي معترضان بودند چندانكه برخي بر اين باور شدند كه سر دادن شعارهاي فوق اساسا برنامه خود اقتدارگرايان بود.


وضعيت ژلاتيني و لغزان فوق بيانگر يكي ديگر از ضعف‌هاي اصلاح طلبان نيز بود. آنان حمايت توده‌وار مردمي را داشتند كه در روز انتخابات امكان حضور جامعه اتميزه شده و غير سازمان وار را فراهم مي‌كند اما نهادها و ابزارهاي لازم مانند سنديكاها و NGO ها و تشكل هاي صنفي و غير سياسي و سازمان لازم براي بسيج اجتماعي و اداره آن وجود نداشت و فقدان سازمان، ابتكار عمل را از دست آنان خارج و به دست دو نيروي افراطي مي‌داد و هر دو تيغه يك قيچي براي جلوگيري از يك تحول نارنجي و مخملين شدند، حركتي كه بدون ساختار شكني در صدد تحميل اصلاحاتي به سيستم بود. پس از آن انقلابات نارنجي يا مخملي در يوگسلاوي و اوكراين و گرجستان و لبنان رخ داد در حالي كه جنبش اصلاحي ايران پيش از همه آنها و پس از فروپاشي اتحاد شوروي كليد آنرا زده بود با اين تفاوت كه انقلاب سفيد شوروي ساختار شكن بود و اين جنبش در ايران اصلاح طلب در عين حال اصلاح‌طلبان بدون تحليل دقيق و علمي رويداد مهم 18 تير و عواقب آن به جدال‌هاي سياسي فرساينده در آسمان قدرت ادامه دادندو به جاي بازگشت به عرصه اجتماعي و سازماندهي آن همچنان به رقابت براي تصرف اهرم‌هاي قدرت ادامه دادند، اين تلاش اما هنوز از يك بحران تئوريك و حل ناشده رنج مي‌برد.

 تصرف اهرم‌هاي قدرت نيازمند بسيج اجتماعي و حضور فعال جامعه در برابر قدرت سازمان يافته جناح مسلط بود. در نتيجه 1 ـ كاهش تنش در عرصه سياسي و توجه به عرصه اجتماعي و 2 ـ حل بحران تئوريك اصلاح طلبان فوري‌ترين راهكاري بود كه فراموش شد. اصلاح طلبان پس از آن همواره از هر حركت اعتراضي و برگزاري اجتماعات چشم پوشيدند، دولت اصلاح طلب از صدور مجوز براي آن خودداري كرد و حملات پي در پي و سازمان يافته اقتدارگرايان به اين تجمعات مانند واقعه خرم آباد و غيره همواره تاكيدي دوباره بود بر دو نارسايي سابق‌الذكر اما اصلاح طلبان همچنان چشم بر آن فرو بستند.

اصلاح طلبان از بيم آنكه شكل‌گيري حركت‌هاي اعتراضي و حمايت از آنچه به تناوب رخ مي‌داد ابتكار عمل را از دست شان خارج كند همواره از يكسو خود بستر ساز اعتراض بودند و از سوي ديگر در مهار آن و ممانعت از تداوم و گسترش آن پيشقدم مي‌شدند كه نمونه بارز آن اعتراضات گسترده دانشجويي در جريان محكوميت دكتر آقاجري بود. در حالي كه پس از رخوت و انفعال عميق ناشي از سركوب‌هاي دانشجويي به ويژه پس از واقعه خرم آباد كسي انتظار چنين انفجاري را نداشت. نه تنها بيم از هزينه دادن در كار بود بلكه آنان نمي‌دانستند كه تا كجا مي‌توان يا بايد اعتراضات را همراهي كرد. هنوز اصلاح‌طلبان ميان تئوري‌هاي مختلف سرگردانند. آيا آنان رژيم جمهوري اسلامي را در قامتي اصلاح شده و يا استحاله شده مي‌جويند يا از رژيم سكولار به معناي نفي اسلاميت و تغيير كلي سيستم دفاع مي‌كنند؟

تنوعات و تناقضات موجود در طيف اصلاح طلبي همچنان اين پرسش را بي پاسخ نهاده است به ويژه هنگامي كه احزاب و گروههاي عمده اصلاح طلبي از يكسو رقابت در چارچوب جمهوري اسلامي را پذيرفته اند و از سوي ديگر از تئوري‌هاي رقيب يا افرادي كه قايل به بن بست اصلاح طلبي و تغيير رژيم هستند دفاع سمبليك مي‌كنند نه دفاع حقوقي. اين دو رويگي‌ها و در نگاهي خوش بينانه تر سردرگمي تئوريك دمل چركيني بود كه با نيشتر واقعه 18 تير سرگشود و تا پاسخ شفاف و صريح و صادقانه‌اي به آن داده نشود برون رفتي از بحران متصور نيست. با نثار القاب استراتژيست به همديگر مشكلي حل نخواهد شد. استراتژيست‌هاي واقعي كساني هستند كه فارغ از جو زدگي به بيان شفاف عقايد و راهبردهاي خويش بپردازند و جامعه را از سردر گمي برهانند و خويشتن را براي سود يا هزينه آن مهيا سازند.

پارادايم بازدارنده
گرچه امروزه سخن از حقوق بشر بيش از گذشته در ادبيات ما جاي گشوده است اما اگر پيشتر به آن واقف شده و يا از اين پس آنرا به مثابه يك استراتژي بنگرند (نه يك تاكتيك)، نسخه نهايي و يك پارادايم بازدارنده براي حوادثي چون 18 تير تدارك خواهد شد، اگر حقوق بشر از سوي حكومت و شهروندان رعايت مي‌شد خشونت‌هاي 18 پديد نمي‌آمد. عبور از موازين حقوق شهروندان و عدول از آن از سوي صاحبان قدرت بستر ساز اين حادثه بود.


اگر متوليان همچنان بيرون از جاده حقوق شهروندان و حقوق بشر سلوك كنند هزاران دام در راه و امروز و فردا باز هم حوادثي چون 18 تير خواهند داشت كه يكي از آنها به بحران مبدل مي‌شود. فراموش نكنيم جرقه انقلاب مشروطيت را تازيانه خوردن يك تاجر قند و يا انقلاب اسلامي را يك مقاله و جنگ جهاني را ترور وليعهد اتريش افروخت. از ميان هزاران حادثه يكي به آتشفشان تبدل مي‌شود. جامعه باز و جامعه مدني مانع از انباشت نارضايتي‌ها و عامل مصونيت جامعه و حكومت از فتنه‌هاست.

پایان


سید موسی صدر ، میلادت مبارک !

 راجع به امام خمینی (ره) مهربان من... حرف هایی دارم که روزهاست رو دلم سنگینی میکنه...خواهم گفتم...

 


[ یادداشت های شخصی ]
+
Balatarin
18 تیر ...زمینه ...رخداد...برآیند...(2)
بحران در« مديريت بحران »اصلاح طلبان
بر اساس آنچه از درك اقتدارگرايان پيرامون شرايط جامعه ايران گفته شد، بديهي است كه نبايد انتظار مديريت بحران را از آنان داشت زيرا بحران 18 تير با يك هدف و تحليل مشخص پديد آمده بود اما انتظار مديريت بحران از اصلاح‌طلبان اجتناب ناپذير بود زيرا آنان مي‌خواستند بدون خشونت و مسالمت جويانه اهداف اصلاحي را پيگيري نمايند. شايد گفته شود كه اين واقعه نشان داد كه جنبش دانشجويي ساماندهي و كفايت لازم را براي كنترل بحران را نداشت، اما اين مشكل فراتر از آن بود و در واقع مجموعه اصلاح طلبان آمادگي و پيش بيني و توان لازم براي مديريت چنين بحران‌هايي را نداشتند و خود دچار بحران شدند.

 آرايش نيروهاي مهاجم لباس شخصي و امنيتي در اطراف كوي و نيروهاي مدافع در داخل كوي چنان بود كه ترد‏‏‎دها آسان نمي‌نمود و دانشجويان نمي‌توانستند و يا نبايد كوي را ترك مي‌كردند. صحنه كوي و اطراف آن حاكي از يك شورش دانشجويي واقعي در واكنش به تهاجم خشونت بار شبانه لباس شخصي‌ها و نظاميان به دانشجويان بود. اتاقي در طبقه دوم يك ساختمان در وسط كوي به ستاد تصميم‌گيري تبديل شده بود اما با راديكال‌تر شدن اعتراضات و شعارهايي كه مقبول آنان نيز نبود اين ستاد عملا و به آرامي به حاشيه رانده مي‌شد و تبعيت و تمكيني از آن وجود نداشت.

پيشامدها از روش‌ها و اهداف اصلاحي آنان فاصله مي‌گرفت. در نشستی كه تا 2 بامداد در همان اتاق به طول انجاميد نگراني از اين وضعيت از يك سو و نگراني از پيروزي طلبكارانه مهاجمان از سوي ديگر مشهود بود. تحليل‌ها و نگراني‌ و راهكارها مورد بحث قرار گرفت و بر آن شدند با صدور بيانيه‌اي ضمن مرزبندي با پاره‌اي از اقدامات صورت گرفته تحت نام اعتراضات دانشجويي‏، اعتراض خويش را نسبت به سركوب شبانه دانشجويان ادامه دهند.

 موضعگيري تمام دولتمردان و حتي مقام رهبري در محكوم كردن حمله خشونت بار شبانه دانشجويان مكمل عوامل مشروعيت بخش ادامه اعتراض بود.


[ یادداشت های شخصی ]
+
Balatarin
خاطرات منتشر نشده همسر امام خميني (+نامه عاشقانه امام به همسرش)
هفته نامه شهروند امروز در گفتگو با همسر امام خمینی (ره) به بازخوانی خاطرات خانم خدیجه ثقفی از امام پرداخت.متن کامل این گفتگو و گزارش که به قلم فرید مدرسی انتشار یافته است بشرح زیر است:

«تصدقت شوم؛ الهي قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آينه قلبم منقوش است. عزيزم، اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشي در پناه خودش حفظ كند. [حال] من با هر شدتي باشد مي‌گذرد ولي به حمدالله تاكنون هرچه پيش آمد خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم. حقيقتا جاي شما خالي است. فقط براي تماشاي شهر و دريا خيلي منظره خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراهم نيست كه اين منظره عالي به دل بچسبد... ايام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روح‌الله.»

این رهبر بزرگ ایران است...


 


[ سیاست ]
+
Balatarin
18 تیر ...زمینه ...رخداد...برآیند...(1)
                                                ***يك پرسش جهت‌دهنده***
پيش از هر سخني، پاسخ به يك پرسش مي‌تواند مسير كليه تحليل‌هاي ما را از واقعه 18 تير دگرگون سازد و به دو مقصود و نتيجه متفاوت از يك واقعه برساند.

زمينه‌هاي 18 تير چه بود؟ فهم زمنيه‌هاي واقعي 18 تير نيز موكول به اين پرسش است كه آيا يورش به خوابگاه دانشجويان يك واكنش آني و صدفه‌اي بود يا يك واكنش از پيش برنامه‌‌ريزي شده.
يك تصور اين است كه نقطه آغازين حادثه 18 تير ( يعني يورش به كوي ) يك واكنش شتابزده و خطاي يك فرمانده دون پايه بوده است. در اين نگاه‏، تصور برنامه‌ريزي قبلي منتفي است زيرا فاصله ميان تظاهرات شبانه دانشجويان در كوي و منازعه با دانشجويان چندان كوتاه بود كه منطقا نمي‌توان آنرا براي برنامه‌ريزي رويدادي با اين عظمت كافي دانست. در اين ديدگاه گرچه آغاز ماجرا صدفه‌اي بود اما سازمان يافتگي و برنامه‌دار بودن ادامه ماجرا منتفي نيست.

تصور ديگر اين است كه همه چيز يك سناريو بود. براي اين ديدگاه نيز قرائني وجود دارد. كساني كه سالها تجربه حكومتداري و بحران و جنگ و شورش ‌هاي داخلي را پشت سر نهاده‌اند به خوبي آموخته‌اند كه اتخاذ برخي تصميمات، خارج از توان و صلاحيت يك فرد يا يك قاضي و يا دولتمرد است.

تصميماتي كه احتمال پيامدها و اعتراضات و واكنش‌هايي را در پي داشته باشند نه در بدنه كه در راس سيستم اتخاذ مي‌شوند. پر واضح است كه توقيف روزنامه سلام به عنوان روزنامه مستقل و منتقد سياسي در دهه هفتاد كه پس از سالها انتشار توانسته بود مخاطبان علاقمندي را جذب كند و تريبون اپوزيسيون قانوني داخلي و جنبش دانشجويي بوده و از سوي ديگر از اركان جناح چپ حاكميت است در زمره همين تصميمات است. با اندك خردمندي مي‌توان دريافت كه حكم مرگ چنين روزنامه‌اي ساده و بدون خشم و واكنش نخواهد بود. بنابراين كاملا طبيعي است كه مدتي پيش از توقيف روزنامه سلام، اين تصميم در كانون كارگرداني ماجرا مورد بحث قرار گرفته و اطراف و ابعاد آن سنجيده و پيش‌بيني‌هاي لازم و اقدامات پيشگيرانه انديشيده‌ شده است. توقيف يك روزنامه ايزوله شده اجتماعي حداكثر منجر به اعتراضات سياسي گرديده و موج اجتماعي به همراه نخواهد داشت و اگر جرقه‌اي بيفروزد سريع خاموش خواهد شد. اما از آنجا كه سلام روزنامه‌اي با كاراكتر نيمه رسمي و داراي عقبه‌اي در حاكميت و دانشجويان بود، هر جرقه‌اي مي‌توانست گسترش يابد و شعله ور شود و هزينه توقيف را سنگين كند به نحوي كه معادله را بر هم زند. بنابراين بايسته بود تدابير پيشگيرانه‌اي اتخاذ گردد و هر جرقه‌اي با شتاب و با مشت آهنين مواجه گردد.

ضرورت توقيف سلام
دلايل عديده‌اي وجود داشت كه اقتدارگرايان بايد سلام را خاموش مي‌كردند.
1 ـ سلام در چند سال انتشار خود چند بار احضار و محاكمه و تهديد شده بود و از چشم مخالفان كارنامه‌اي سياه داشت.
2 ـ آنانكه از رويداد دوم خرداد برآشفته بودند و رسوايي قتل‌هاي زنجيره‌اي را از نتايج دوم خرداد مي‌دانستند، از سلام كينه به دل داشتند و آنرا از بسترسازان رويداد دوم خرداد مي‌انگاشتند.
3 ـ گمان مي‌كردند روزنامه سلام پايگاه براي هدايت جريان دوم خرداد است و با انهدام اين پايگاه جبهه اصلاح طلبي آسيب خواهد ديد. تفكر امنيتي ـ نظامي كه گمان مي‌كرد جبهه جنگ نطامي با عراق تغيير صورت داده و به جبهه جنگ فرهنگي تبديل شده است، با همان روشي كه در جنگ، پايگاههاي دشمن را با توپ مورد حمله قرار مي‌دهند در برابر رقيبان داخلي عمل مي‌كردند.
4 ـ در نبردهاي كلاسيك، اگر دو پهلوان و يا جنگجو از دو جبهه هماوردي مي‌كردند، هر گاه پشت يك قهرمان به خاك ماليده و يا مغلوب و يا مقتول مي‌گرديد ديگران حساب كار خويش را مي‌كردند و جنگ مغلوبه مي‌شد. گويي با توقيف سلام پيامي به ديگر مطبوعات داده مي‌شد و بدينوسيله با يك حركت همه را مهار مي‌كردند اما مشروط به آنكه واكنش‌هاي پس از توقيف نيز مهار شود.

تحليل يا تئوري پايه
توقيف سلام، اقدامات پيشگيرانه و مشت آهنين براي خفه كردن اعتراضات در نطفه، مسبوق به يك تحليل بود. پيش از دوم خرداد 1376 جهان شاهد فروپاشي آرام امپراطوري اتحاديه جماهير شوروي بود كه دومين ابرقدرت جهان به شمار مي‌رفت و نيم قرن يك بلوك قدرت در جهان بود. فروپاشي از درون با اقدامات اصلاحي گورباچف آغاز شد و اقتدار رعب‌آور سيستم آهنين حزبي ترك برداشت و فضاي اعتراض پديد آمد. اندك اندك كنترل از دست رژيم شوروي خارج شد و يلتسين با يك كودتاي سفيد از گورباچف نيز عبور كرد و سيستم كمونيستي پس از هفتاد سال از هم پاشيد. گورباچف در حقيقت هموار كننده و محلل اين تحول شناخته شد. تجربه فوق چنان در ذهن كارگردانان ايران رسوخ كرده بود كه پس از واقعه دوم خرداد و روي كار آمدن دولت سيد محمد خاتمي با شعار اصلاح‌طلبي، آنان بي‌درنگ اسير شبيه‌سازي شده و در گفتارهاي خويش خاتمي را گورباچف ايران دانستند و نگراني خويش را از گورباچفي شدن شرايط ايران اظهار داشتند. اين تحليل حكم مي‌كرد براي جلوگيري از تكرار تجربه اتحاد شوروي بايد دست به اقدامات پيشگيرانه و پيشدستي بر حادثه زد. خطاي فاحش اقتدار گرايان اين بود كه دوم خرداد برخلاف اصلاحات گورباچف، موجب تقويت مشروعيت و مقبوليت نظام سياسي در ايران و افزايش اميد به اصلاحات در چارچوب نظام موجود گرديده بود و برعكس، توسل به سركوب و محدود سازي و فشار و ارعاب، سبب گورباچفي شدن شرايط ايران مي‌گردد و روش‌هايي كه براي دور شدن از اين خطر اتخاذ مي‌شد آنان را هر چه بيشتر به دامي كه از آن مي‌گريختند نزديك‌تر مي‌ساخت.

ادامه دارد...


*عماد الدین باقی


[ ]
+
Balatarin
آقای شهردار این تصاویر را دیده اید؟
در خبرها آمده بود که شهردار تهران مبلغ 3 میلیارد تومان را برای بازسازی لبنان اختصاص دادن.
آقای شهردار این تصاویر را قبلا دیده اید؟
تصاویر کودکانی که بخاطر آتش سوزی در مدرسه و به خاطر نبود بخاری گازی و امکانات گرمایشی مناسب به این شکل افتادن ...
آیا ما کم حافظه شده ایم؟ آیا جناب شهردار یادی از این عزیزان کرده اند؟
آیا کمک به مردم روستایی و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل بخشش برای کشورهای دیگه واجب تر نیست؟
و خیلی پرسش های بی پاسخ دیگه ...

ثمانه عظيمي دانش آموز حادثه ديده

ثمانه عظيمي دانش آموز حادثه ديده بر اثر آتش سوزي مدرسه روستايي از توابع شيراز

رضا حقيقي دانش آموز حادثه ديده

برق نگاه معصومشان ‌با قاب‌های چوبی در دست که در آن ‌چهره‌هایی متفاوت از تصویر فعلی‌اشان را نشان‌ می‌داد، آتش به دلمان زد.عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نباید یک بخاری استاندارد در کلاسشان می‌بود، و انگشت‌های ذوب شده‌ نرگس در کنار کتاب فارسی کلاس سوم ما را ناخودآگاه به یاد حسنک کجایی، تصمیم کبری، روباه و خروس و ده‌ها درس خاطره‌انگیز دیگر این دوره انداخت.


نمی‌دانیم وقتی به درس پترس فداکار می‌رسند، چه تصویری از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتی نمی‌دانیم آیا به خاطر گرمی مشعل دهقان فداکار، او را دوست می‌دارند.
دخترکان و پسرکانی با قاب‌های بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج می‌زند، بچه‌هایی که رنگ نداشته دیوار خانه‌اشان حکایت از جیب خالی والدینشان برای هزینه‌های سرسام‌آور درمان دارد و نمی‌دانیم چرا تا به امروز گره‌های چروک چهره‌‌هایشان که قرار بود ترمیم شوند، هنوز باز نشده است و این پرسش که آیا در میان سیل پزشکان این مرز و بوم کسی حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمی برای صورتکان این بچه‌ها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.


نرگس در روستایشان می‌ماند، به دنبال مرغ خانه‌اشان می‌دود تا شاید با سر و صدای مرغ و خروس‌های خانه بتواند اندکی خود را تخلیه کند.نرگس در کنار دیگر بچه‌های قربانی غفلت ما در کنار بچه‌های روستا برای گرفتن یک عکس حاضر می‌شود اما او برای عکاس نمی‌خندد.نرگس دفتر مشقش را باز می‌کند، به زحمت و با کمک دست دیگر مداد سیاه را در دست می‌گیرد و در سطر اول می‌نویسد: ای کاش کلاسمان آتش نمی‌گرفت

این کودکان ساکن روستای درودزن مرودشت از توابع شیراز و استان فارس هستند.


از مهدي جليل‌خاني(بوي كاغذ) سپاسگذارم که این نکته را به من دوباره یاداوری کردند.


[ سیاست ]
+
Balatarin
حادثه کوی دانشگاه تهران 18 تیر...
سال ۱۳۷۸ شمسی حوادثی بر پروسه جنبش دانشجویی ایران در عرصه تحولات سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی رخ داد که کم نظیر بود.

حادثه کوی دانشگاه تهران که با یک اعتراض در خوابگاه دانشجویی آغاز شد با یک ناارامی  گسترده در تهران و تبریز و چند شهر دیگر کشور پایان گرفت و پس از آن دانشجویان در ارامش و سکوت بسیاری از حوادث را تحمل کردند .

                                         ***حادثه کوی دانشگاه تهران***

فاجعه خوابگاه دانشگاه تهران شاید از یک منظر به عنوان پایان بازی های تعقیب و گریز دانشجویان و برخی گروه های فشار شناخته شده قابل پیش بینی بود.اما بی تردید ابعاد و پیامدهای حادثه قابل تصور نبود .به ویژه انکه ثابت کرد مدیران تصمیم ساز در وضعیت های بحرانی تا چه حد توان اداره صحنه را دارند.

                                     ***ماجرا از یک اعتراض اغاز شد***

هنگامی که در روزهای پایانی بهار ۱۳۷۸ سعید امامی ـ مشهور به اسلامی ـ معاون اسبق وزارت اطلاعات و کلیدی ترین متهم پرونده قتل های زنجیره ایی در زندان خودکشی کرد.بازتاب  حادثه برای محافل سیاسی ـ مطبوعاتی فرصتی  فراهم ساخت تا به نقد عملکرد گذشته خود بپردازند.در این نقدها محافظه کاران به شدت در افکار عمومی جایگاه خود را از دست م یدادند.بانبراین صحنه برای یک چالش جدی بیش از هر زمان دیگری فراهم م یشد.

اين کشمش هاي سياسي هنگامي به اوج رسيد که مجلس پنجم بررسي طرح اصلاحيه قانون مطبوعات را در دستور کار خود قرار داد.

روزنامه سلام، که ارگان مجمع روحانيون مبارز و روحانيون چپ گرا تلقي مي شد، سه شنبه 15 تير ماه نامه اي را منتشر و اعلام کرد اصلاحيه مطبوعات از سوي سعيد اسلامي طراحي شده است. اين اقدام با واکنش هاي کاملا متفاوتي در ميان جناج هاي سياسي مواجه شد و همه حوادثي که به يک بحران کشيده شد تنها يک روز به طول انجاميد. زيرا سلام روز چهارشنبه 16 تيرماه آخرين شماره خود را به دست چاپ سپرد. و عصر همان روز در پي اخطار وزارت اطلاعات به محاق توقيف رفت. اما مطبوعات دوم خرداد محافظه کاران را آشکارا به يک چالش جدي فراخواندند. در اين ميان دفتر تحکيم وحدت به عنوان بازوي اصلي جنبش دانشجويي که از ديرباز رابطه فکري با جناج "سلام" داشت، دست به کار يک سازماندهي اعتراض هاي مسالمت آميز دانشجويي زد.

روز پنج شنبه 17 تير ماه در حالي که مراکز آموزش عالي آماده آغاز تعطيلات تابستاني مي شدند، جنبش دانشجويي در حال تدارک يک تظاهرات مسالمت آميز بود.

به گفته شاهدان عيني عصر روز پنج شنبه 17 تير ماه گروهي از دانشجويان در محل خوابگاه هاي دانشجويان دانشگاه تهران در خيابان کارگر شمالي گرد آمدند و عليه توقيف مطبوعات شعار دادند. اما پس از ساعاتي گروهي که خود را مخالف اين اقدام و موافق تعطيلي روزنامه ها به ويژه سلام معرفي مي کردند به ميان دانشجويان وارد شدند و بحث بالا گرفت. هنوز کاملا مشخص نيست ماجرا چگونه رقم خورده است. ولي در اولين ساعات روز جمعه 18 تير ماه، خوابگاه دانشجويان به عرصه يک زد و خورد جدي تبديل شد. و ماجرا با حضور و دخالت نيروي انتظامي براي حفظ نظم به خشونت کشيده شد.

صبح جمعه 18 تير ماه 1378 تهراني ها آرام آرام از واقعه کوي دانشگاه خبردار مي شدند. عصر روز جمعه آخرين اخبار حکايت از بحراني تر شدن اوضاع داشت و بازار شايعه داغ بود. تعداد کشته ها در اخبار غير رسمي همچنان افزايش مي يافت.

شنبه 19 تير ماه هنگامي آغاز شد که تظاهرات مسالمت آميز، به خشونت کشيده شده بود و دانشجويان ساير مراکز آموزش عالي نيز در اعلام همبستگي با دانشجويان آسيب ديده "کوي" روند اعتراض در پيش گرفته بودند. اين نا آرامي که با پوشش خبري گسترده اي در سراسر جهان مواجه شده بود، سرانجام در شامگاه روز سه شنبه 22 تير ماه به پايان رسيد و در روز چهارشنبه 23 تير ماه با يک اعلام محکوميت و تظاهرات به مقصد دانشگاه تهران پايان يافت.

دانشجوي وظيفه عزت ابراهيم نژاد جان باخته اولين دقايق اين حادثه است که هنوز مسببين شهادت اش شناسايي نشده اند .


[ نجوم ]
+
Balatarin
بازخوانی حادثه 18 تیر و قتل های زنجیره ایی...
از امروز تا ۱۸ تیر هر روز راجع به بازخواني پرونده قتل‌هاي زنجيره‌ ايي و حادثه کوی دانشگاه ۱۸ تیر مطلب خواهم نوشت.امیدورام تا پرونده قتل‌هاي زنجيره‌يي در فضايي شفاف بازگشايي شود و منشاء آن بر همگان مشخص شود.

از دوستان وبلاگ نویس و قلم به دست نیز دعوت م یشود در این راه همراهی کنند.

کلیک کنید!


استقبال جبهه مشاركت از بازخواني پرونده قتل‌هاي زنجيره‌يي

هشدار دفتر سياسي به حاميان و تحريف گران جنايات قتلهاي زنجيره اي و كوي دانشگاه


[ اطلاع رسانی ]
+
Balatarin
گزارش تصویری از بیروت...سرزمین مادری
وضعیت منظومه شمسی در ماه خرداد/

 خرداد نام هشتمين روز از هر ماه خورشيدي باستاني است.اگر چه نام اين ماه در تقويم درپيکر شناخته م يشود خورشيد خرداد کنار ستارگان صورت فلکي گاو م يگذرد.دراين شب‌هاي سال آسمان مناطق کويري به علت وجود غبار به ويژه در ساعات اوليه شب چندان زيبا نيست ولي رصدگران مناطق کوهستاني بهترين آسمان ها را اواخر بهار و نيز اوايل پاييز تجربه م يکنند.البته آثارسرماي زمستان هنوز هم در شب هاي کوهستان به خوبي احساس م يشود لباس گرم و پوشش مناسب هنوز هم اساسي ترين ابزار شب هاي رصدي محسوب م يشود.

                     **وضعیت منظومه شمسی در ماه خرداد**

(سياره تير) يا عطارد در پايان ارديبهشت در آسمان شامگاهي خوب ديده م يشود و تا حدود ‌٢ ساعت پس از غروب خورشيد هم م يتوان آن را در آسمان يافت. اين زمان به سرعت کاهش مي يابد و در ميانه خرداد ماه تنها تا ‌٢٠ دقيقه پس از غروب خورشيد در آسمان م يماند. سياره تير در روزهاي پاياني خرداد از ‌٤٠ دقيقه پيش از طلوع خورشيد در آسمان نمودار خواهد بود. 

(سياره ناهيد) يا زهره شرايط مناسبي براي رصدگران ندارد چرا که در روزهاي پاياني ارديبهشت ماه ‌١٥ دقيقه پيش از خورشيد طلوع م يکند. اين سياره در روزهاي مياني خرداد در مقارنه است و از وراي خورشيد خود را به آسمان شامگاهي م رساند و در روزهاي پاياني خرداد با اختلاف ‌١٢ دقيقه پس از غروب خورشيد، غروب م کند.

(رصد بهرام) در اين ماه بسيار شيرين و دلچسب خواهد بود زيرا شب هاي ‌٣و ‌٤ و ‌٥ خرداد در محدوده کندوي عسل (M44) است. بهرام در روزهاي پاياني ارديبهشت دقايقي پس از نيمه غروب م کند. در ميانه خرداد حدود ‌٢٣:45 دقيقه يعني ‌٤ ساعت پس از خورشيد غروب مي نمايد و در پايان خرداد حدود ساعت ‌٢٣ غروب خواهد کرد.

در اين ماه در صورت هاي فلکي خرچنگ و شير خواهد بود. در ميانه خرداد از ‌٢ ساعت و نيم پس از غروب خورشيد م توان شاهد طلوع هرمز در شرق آسمان بود و در پايان خرداد نيز از ‌٥/١ ساعت پس از خورشيد غروب، خورشيد تا صبح در آسمان ديده م شود.

سياره کيوان(زحل) در آسمان شامگاهي است و در روزهاي پاياني ارديبهشت از غروب خورشيد تا ساعت ‌٥٠/١ دقيقه بامداد در آسمان غربي خواهد درخشيد. در ميانه ماه حدود ‌٤٠ دقيقه بامداد و در پايان خرداد ماه در ساعت ‌٢٣:40 دقيقه غروب مي نمايد. در تمام اين مدت کيوان در صورت فلکي شير ديده خواهد شد.

                            **وضعیت ماه در ماه خرداد**

در ابتداي خرداد ماه در کنار قلب العقرب با جدايي ‌١ درجه از ساعت ‌٢٠:30 دقيقه قابل مشاهده است چهارم خرداد، ماه در کنار سياره هرمز با جدايي بيش از ‌٥ درجه از اولين دقايق بامداد در آسمان قابل مشاهده است.روز نوزدهم خرداد منظره زيبا از اجرام آسماني بهرام، کيوان و مجموعه ستارگان صورت فلکي شير در کنار هلال ماه که از غروب خورشيد و تاريک شدن بهينه آسمان تا حدود ساعت ‌٢٣:40 ديده م شود.


سيد علي اصغر رباني، مدير انجمن نجوم آماتوري مهر مشهد


[ ادبیات ]
+
Balatarin
گزارش تصويري...طبیعت چالیدره...جاده طرقبه

چاليدره - جاده طرقبه


[ یادداشت های شخصی ]
+
کاش...
دلم تنگه...گرفته...و غمگینه...

دعا کردم زندگی اروم و شادی داشته   باشه...حالا...                                                                                   

 

 

 

500

اینو عکس رو خیلی دوست داشت...ولی حالا

می گفت... زندگیش بیش از وجودش نارامه ولی حالا...

می گفت... جاهایی از وجود آدمها که عموما معلوم نیست و کسی هم نمیبینه  ولی حالا...

کاش زبونم این مواقع بند نم یاومد...کاش حرفای دلمو می تونستم بگم تا کمی سبک بشم...کاش م یتونستم اندوه قلبمو کم کنم...کاش این سنگینی سینه ام منو خفه نم یکرد...کاش...


[ اطلاع رسانی ]
+
دوم خرداد.../شعر‌خواني بهمني پس از سي‌ و پنج سال/دیدار قالیباف با امام جمعه مشهد
معتقدم كه دوران دولت دوم خرداد، دوران درخشاني در تاريخ سياسي ایران است و خاتمي فراتر از يك رييس‌جمهور سابق به عنوان چهره‌اي ماندگار و موثر در تاريخ معاصر سياسي ایران وجهان نقش دارد. 

در هشت سال دولت خاتمي فضاي رسانه‌اي بيشتر پيرامون برنامه‌هاي سياسي دولت بود،و اقدامات بزرگي در عرصه‌ي توسعه‌ي همه‌جانبه‌ي كشور در زمان دولت خاتمي صورت گرفت اما متاسفانه منعكس نشد. يكي از علل اين عدم انعكاس، عملكرد رسانه‌هاي مخالف خاتمي و رسانه‌هاي رقيب از جمله رسانه‌ي ملي بود. رسانه‌ي ملي و ساير رسانه‌هاي رقيب به هر دليل و انگيزه تمايلي به انعكاس فعاليت‌هاي دولت در مديريت اقتصادي و توسعه‌ي كشور نداشتند. نگاهي به انعكاس اخبار دولت جديد در اين مقطع زماني، البته مقايسه‌ي آن با پوشش خبري كه در دولت خاتمي صورت مي‌گرفت اين قضيه را مشخص مي‌كند.

در آن زمان به گونه‌اي تبليغ مي‌شد كه در عرصه‌ي اقتصادي و توسعه‌ي اقتصادي، دولت دستاوردي نداشته است. اين تبليغات به گونه‌اي صورت گرفت كه خيلي از ماها هم پذيرفتيم كه در اين حوزه كاري نشده و اين در حالي است كه اقداماتي كه درخصوص توسعه در زمينه‌هاي مختلف در دولت خاتمي صورت گرفت بعد از انقلاب بي‌نظير بود. اگر توسعه‌ي متوازن كشور و پيشرفت كشور را دقيق‌تر بنگريم و متوجه لوازم توسعه باشيم، مشخص خواهد شد كه در حوزه‌هاي گوناگون، اقدامات زيادي در دولت اصلاحات صورت گرفته است.

تشكيل شوراها كه آن را تكميل حلقه‌ي مفقوده‌ي مردم‌سالاري و دموكراسي است نیز نباید از یاد برود پيش از اين دولتي جرات نمي‌كرد پروژه‌ي انتخابات شوراها را اجرايي كند اما در دولت خاتمي با شجاعت تمام علي‌رغم توصيه‌هاي محافظه‌كارانه‌ي برخي دوستان، شوراها تشكيل شد.

تشكيل تعداد زيادي NGO در حوزه‌هاي مختلف در زمان دولت خاتمي نیز نباید از یادها برود از آن زمان بود كه براي اولين بار بودجه‌ي كمك به NGO ها در رديف‌هاي بودجه‌ي كشور قرار گرفت و با شكستن برخي انحصارات دولتي در حوزه‌هاي مختلف، زمينه‌ي مشاركت مردم فراهم شد.در مجموع فضاي داخلي به گونه‌اي پيش رفت كه مردم احساس كردند در عرصه‌هاي مختلف اجازه‌ي مشاركت دارند و البته در فضاي بين‌المللي در قالب تعادل سازنده با دنيا فعاليت‌ها آغاز شد. قبل از شروع كار دولت خاتمي شاهد رفتن سفراي اروپايي از كشور بوديم، اما برنامه‌هاي آقاي خاتمي نه تنها باعث برگشت سفرا شد بلكه رابطه‌ي كشور ما را با اروپا بهبود بخشيد. سخنراني خاتمي در سازمان ملل و تصويب طرح گفت‌وگوي تمدن‌ها  زمينه‌ساز تعامل ايران با فضاي جهاني گردید و گام بعدي، تجويز منابع بود.

در سال اول دولت خاتمي مشكل قيمت نفت را داشتيم اما سياست‌هاي مدبرانه‌اي كه بعد از اين گرفته شد و رايزني و تعامل با سازمان اوپك و تماس‌هاي شخصي و تلفني شخص آقاي خاتمي با سران كشورهاي عضو اوپك موجب حل مشكل قيمت نفت شد.

تاسيس حساب ذخيره‌ي ارزي از سوي خاتمي اقدامي صادقانه و امانتدارانه بود که خاتمي و دولت اصلاحات و البته مجلس در آن زمان تصويب كرد كه بايد اين مشكل تاريخي نسبت به نفت در كشور حل شود و نگاهمان به نفت، نگاه درآمدي نباشد بلكه نگاه تبديل سرمايه به سرمايه باشد. که نتسفانه امروز اثری از آن نیست.

در زمينه نگاه اصلاحي به ساختار بودجه و رو آوردن به درآمدهاي غيرنفتي و تقويت صادرات غيرنفتي در دولت خاتمي  به گونه‌اي عمل شد كه تا پايان دولت خاتمي، صادرات غيرنفتي از 2 ميليارد دلار به 11 ميليارد دلار افزايش يافت.

در ادامه میتوان به قانون جذب سرمايه‌گذاري خارجي در دولت خاتمي كه براي اولين بار در ايران اجرا شد اشاره كرد.راه‌اندازي و تقويت بازار بورس و راه‌اندازي بانك‌هاي خصوصي و بسترسازي سخت‌افزاري براي توسعه‌ي كشور از ديگر فعاليت‌هاي دولت اصلاحات بود.تا پايان دولت خاتمي بسياري از ناهمواري‌هاي آغاز دولت در زمينه‌ي مشاركت بخش خصوصي، سرمايه‌گذاري خارجي ديگر وجود نداشت.

دولت خاتمي بستر حركت سريع توسعه‌ي متوازن كشور در همه‌ي حوزه‌ها را به زبان آمار و ارقام فراهم كرد. اگرچه پيش از آن اقدامات دولت آقاي هاشمي رفسنجاني در اين زمينه بسيار كارساز بود، اما به گواهي اعداد و ارقام، زيربنايي‌ترين گام‌ها در زمينه‌هاي فوق‌الذكر در دولت خاتمي شكل گرفت.

امروز بسياري از زمينه‌هاي بين‌المللي براي سرمايه‌گذاري خارجي با سياست‌هايي كه اعمال مي‌شود با ترديد مواجه است. امروز سرمايه‌گذاراني كه خاتمي به زحمت آن‌ها را جذب كرد هراس دارند،  آن دستاوردها امروز به ورطه نابودی و خطر افتاده است و اين در حالي است كه در دولت خاتمي گام‌هاي زيربنايي در زمينه‌ي توسعه‌ي متوازن كشور برداشته شد.

ایران را چه می شود؟...


*برنامه گفتگو با ادبيات با حضور شاعر معاصر محمد‌علي بهمني ازشنبه شب چهارم خرداد ساعت ‌٢٢:30 از راديو فرهنگ به روي آنتن مي‌رود. مهمان اين هفته گفتگو با ادبيات شاعر معاصر محمد‌علي بهمني است.اين اولين‌حضور، گفتگو و شعر‌خواني بهمني پس از سي‌ و پنج سال در راديو فرهنگ است از محمد‌علي بهمني به عنوان يكي از تاثيرگذارترين چهره‌هاي قرن معاصر ايران ياد مي‌شود.اين برنامه با سردبيري امير مرزبان از گروه فرهنگ و ادب شبكه راديويي فرهنگ به روي آنتن مي‌رود.

 

**محمد باقر قاليباف با امام جمعه مشهد ديدار کرد


[ اطلاع رسانی ]
+
Balatarin