*هر سال یک روزش فقط روز پدر بود
اما همان یک روز هم او کارگر بود
هی حرف پشت حرف٬نه باید عمل کرد
اما مگر دردش فقط درد کمر بود
گلناز دَرسَت را بخوان دکتر شوی بعد
بابا بیاید پیش تو عمری اگر بود
گلناز دختر بچه نازیست اما
بابا دلش م یخواست گلنازش پسر بود
بیچاره این گلناز خانم دکتری که
نه ماه از هر سال بابایش سفر بود
آن روز با سیمان و نان از کار برگشت
روزی که در تقویم ها روز پدر بود...
*عادل حیدری
بابایی نازنینم روزت مبارک...چه نیک بختم که پدر چون تو دارم...خدایا سپاسگذارم که او را برایم افریدی و مرا از او...نگاهدارش باش...همانطور که نگاه دارم بوده...پناهش باش...همانطور که پناهم بوده...و مهربان باش ...همانطور که با من مهربان بوده...خدایا موهای سرش سفید شده...غم ها دل بزرگش را گرفته...و همیشه نگران است...خدایا...مراقب پدرم باش...من بی او هیچم...
[ جامعه ]
+ نوشته شده در ساعت2:31 بعد از ظهر توسط باران محسنی
*دستت را از پنجره بیرون بیاور؛ من همین اولین بهارانهء بارانم و از دلتنگی من است که آسمان خاکستری شده...گرما از توست. لاجوردی اقیانوس از توست. رنگین کمانِ آسمان، زمزمهي غنچه های گل یخ،خدااز توست... و سرشاری لحظات من که در انتظار تو اَم تا بیایی! با صورتی که پر است از خنده تا سر روی شانه ات سامان بگیرد؛ مثلِ همه این دو شنبهها که مادرم رندانه پرسد که: " چه کردهای با خودت، باز پریشانم ! و پرسشهای خوب بی جواب م مانند با لبخند!می بینی روزم چگونه با همین حرف های شیرین رنگین م یشود!؟
م یبینی حیات من از تو پُر شده آفتاب! دلم که به تو م یکشدم، مجبورم یا همبستر دریا شوم یا تو را از سماء به زمین بکشانم و سر به سینه به خواب روم تا... تا چشم هایت نگران شوند که آسمانت دیر شده و خواب خورشید با شوخی های شاعرانهء ما پر شود اقیانوس! تو بگویی « بروم غروب شد » و من بگویم که « سایهء قبلهء عالم بلند... شد که شد! » بگذریم.
این روز هایِ ندیدنت هوایم دو شنبهایست همیشه! ردِّ پایت را در همین خطوط مسکوت مانده م یگیرم وعارف زاویه نشین قوس محرابی اش م شوم بر ماسه ها.بیا !بی بهانهء بیا به خلوت شبانه ام. این یعنی شب...نشستهاي آرام کنار منظومهء رو انداز ارديبهشتي من! تو! استعاره ای از زحل و من کنایه از مشتری. تو در مرکز راه شیری و من حاشیه نشین و دوره گردت. تو... تو... تمام افلاک را شب گرفت.موهات. تو... (مخاطب خودش را به خواب بزند ) تو حتی در آغوش من، چهقدر افسانه ای !
*مسعود کرمی
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:6 بعد از ظهر توسط باران محسنی
خدا نديده مرا تا كه لايقت باشم
چنان نكرده كه طبق علايقت باشم
تو آفتابي و من شب – هميشه حزن انگيز
درست بوده ، نبايد موافقت باشم
به جاي خون ، به رگانم جنون به جريان است
نمي شود كه به دنياي منطقت باشم
چه خواب هاي خوشي بود : با تو پر بزنم
كنار تو ، به دل تو ، مطابقت باشم
چه خواب ساده كه تو آسمان من باشي
كه ماه مغرب و خورشيد مشرقت باشم
نه ، هيچ يك نشد، ابري شدم كه مي بايد
به هر كجاي جهان گرم هق هقت باشم
شده است قسمتم اينكه دچار شادي ها
و غصه هاي تمام دقايقت باشم
تو موج باشي و من ساحلي كه تو از من
هميشه رد شوي و باز عاشقت باشم
از شاعر محبوبم سيد ضيا قاسمي
*******
بنا به ضرورت امروز رفته بودم حرم نماز جمعه...صحن گوهرشاد افتاب داغي داشت و جاي سايه كاملا پر شده بود چرخي زدم و كنار در ورودي يه جاي سايه پيداكردم... صحن گوهرشاد مخصوص خانم هاست...يعني موقع نماز اقايون حق ورود ندارن...پيرمردي مسن كه دست و سرش هم م يلرزيد سجاده نمازشو پهن كرده بود و تو همون سايه نشسته بود...منم ايستادم تا خطبه ها رو ضبط نم و منتظر تموم شدنش بودم...خانمي كه كنار من نشسته بود با اخم و عصبانيت رو كرد به پيرمرد و گفت:اقا اينجا مال خانم هاست شما چرا اينجا ومدي ...برو بيرون...پيرمرد هم كه تو هواي گرم ناي حرفزدن نداشت گفت من از اون اقايي كه اونجاستاجازه گرفتم...نم يتونم راه برم و يه جاي سايه پيدا كنم تا صحن جمهوري هم راه زياده...همين جا م يشينم و نمازم كه تموم شد م يرم...
خانم دوباره گفت :اينجا به غير شما كه مردي نيست..بايد برين بيرون...يه خانم ديگه از اون طرف گفت ولش كن چيكارش داري پيرمرد رو گناه داره...هوا گرمه...
خلاصه جونم براتون بگه كه اين خانم براي دقيقه ايي به ظاهر ارام شد...ولي بعد چند لحظه از جاش بلند شد و رفت...چند لحظه از رفتنش نگذشت كه يكي از خدام اقااومد و به پيرمرد گفت چرا اينجا نماز م يخوني؟بايد بري بيرون...پيرمرد همدوباره همون توضيحات رو داد...و خادم قبول كرد و رفت....
همون خانمي كه اعتراض كردهبود برگشت و سر جاش نشست...بعد يه چند دقيقه باز بلند شد و به سمت خادم ديگه ايي كه از روبه رو م ياومد رفت كشيدش پشت ستون و با دست به پيرمرداشاره كرد و توضيحاتي داد...خادم با شالي سبزي كه به دوش انداخته بود...گفت:غلط كرده...نه من بيرونش م يكنم...و به سمت پيرمرد اومد...
خانم اومد و دوباره سر جا نشست...من با ديدن اين صحنه دوباره قاطي كردم حالم خيلي بد شده بود...بازوي اونخانم را كشيدم)با حالي منقلب و قلبي كه داشت ااز جاش در م ياومد) و گفتم خانم اين حرم مال امام رضاست...اين پيرمرد كه جاي شما رو تنگ نكرده...چيكار بهكارت داشت...نشستي و خطبه هاي نماز جمعه گوش م يكني...براتون متاسفم ...و رفتم از اونجا كه سايه بود رفتم و نشستم رو فرش ...فرشي كه از داغي نم يشد پاتو روش بذاري...ولي اونجا خيلي خيلي از هوايي كه اون خانم تنفس م يكرد بهتر بود...
اخر خطبه ها امام جمعه دعا كرد خدايا توبه هاي ما را بپذير...خدايا از الطاف خود اين مردم رابي نصيب نگذار و باران رحمتت را بر سر ما ببار...
منم دعا كردم خدايا بااين كه اين مردم يكديگر رادوست ندارن و بااينكه براي سر هم جايزه تعيين م يكنند ولي تو مهرباني ...مهربانيت را از انها دريغ نكن...ما نم يدانيم كه اگر يكديگر رادوست بداريم انگاه است كه باران رحمتت ما را فرا م يگيرد...خدايا.. به ما مردم مهرباني رابياموز...
[ جامعه ]
+ نوشته شده در ساعت4:40 بعد از ظهر توسط باران محسنی
خیلی وقت پیش دوست داشتم راجع به بسیج مطلبی بنویسم که مجال نم یشد امروز بلاجبار و کراهت رفته بودم بسیج و همان حکایت همیشگي برخورد با تفکرات غیر خودی به زعم خودشان٬ خشونت منضجر کننده در رفتار کلام و نگاهشان ... را شاهد بودم..
*اصلا وقتی به گذشته نگاه م یکنی قرار بود بسيج تعريفي غير از اين که اکنون دارد داشته باشد اکنون برداشت عامه مردم اين است که نهاد بسيج مجموعه نظامي است که در کنار سپاه و ارتش شکل گرفته است.بسيجي از منظر مردم کسي است که تفنگ دارد لباس نظامي به تن م یکند،زمان جنگ م يجنگد و زمان صلح نيز مانور ميدهد؛ ولي قرار چيز ديگري بود، قرار بود بسيج به يک مکتب و فرهنگ تبديل شود.
قرار بود بسيج به يک مدرسه که رشته هاي مختلفي در آن تدريس شود تبديل گردد قرار بود معدني باشد که از نظر فرهنگي و علمي و اجتماعي اقتصادي اين مملکت را حمايت کند ولي متاسفانه بازخورد بسيج به عنوان يک مکتب و مدرسه را کمتر مي بينيم.عنوان شده است که بسيج سازندگي و علمي داشته باشيم ولي چيزي که به مردم نمايش داده شده همين بسيج نظامي است، در حالي که قرار اين نبود و اين نيست.اگرقامت رشيدبسيج را صرفا در يک لباس نظامي خلاصه کنيم ظلم خيلي بزرگي هم به بسيج و هم به مملکت کرده ايم، در حالي که مي توان از اين ظرفيت خوب استفاده کرد.
وقتي که وجه نظامي بسيج بايد پررنگ مي شد
پر رنگ شدن وجه نظامي بسيج در جاي خود خيلي درست بود چرا كه بعد از انقلاب وارد يک جنگ نا خواسته شديم نگي که دشمن با همه توان آمده بود و ما نيز قرار بود با تمام توان جلو برويم ولي مردم با همه توان دفاع نکردند، آمارهايي که در جنگ داده م يشود، بيانگر اين است که فقط 4 تا 5 ميليون نفراز جميعت بيش از 30-40ميليوني عملا در گير مستقيم با جنگ شدند.
زماني که مملکتي وارد جنگ م يشود و با همه وجود م يجنگد و جنگ هم چيز را م يبلعد نياز است که رزمندگانش در کنارش باشند تا به مقصد برسد.در زمان جنگ ايران از نظر جمعيت 5/2 برابر عراق بود با اين وجود تعداد سپاه عراق چه از نظر پياده، مکانيزه،و زرهي و تعداد تيپ هاي ويژه قطعا از ما بيشتر بود ،و امکانات نظامي از نوع شرقي و غربي در خدمت عراق بود و ايران اين امکانات را نداشت و قرار بود با امواج انساني از مملکت و حيثيت خود دفاع کنيم.
درآن زمان جنگ شده بود و م يطلبيد که بعد نظامي بسيج خود را نشان دهد اگر در آن زمان م يگفتيم بسيج علمي يا بسيج سازندگي جواب نم يداد زيرا هر چه داشتيم عراق خراب م يکرد؛سازندگي براي زماني است که جنگ به اتمام رسيده باشد زيرا چاره اي جز اين نداشتيم.دلخوري عراق از بسيجي ها به مراتب از پاسدارها و ارتشي ها بيشتر بود زيرا بسيجي را کسي به اجبار نياورده بود، خودش م يآمد.
لباس نظامي بسيج و جدايي از مردم
بسيج نهاد جنبي سپاه شد و فرماندهان سپاه مديريت آن را بر عهده گرفتند؛ فرمانده نظامي، نظامي است و زماني که در عرصه فرهنگي نيز وارد شود با تفکر نظامي وارد م يشود.در حالي که اگر سازوکاري تعريف م يشد که بسيج وابستگي به ارگان خاصي نداشت يک سيستم و دستگاهي بودکه زير نظر رهبرانقلاب کار م يکرد خيلي کارها م يتوانست انجام دهد. در اين صورت اين لباس نظامي چارچوب ها را مشخص نم يکرد و بسيج را از مردم عادي جدا نم يکرد. زيرا مردم ايران به هر حال تجربه شيريني از نظامي ها نداشتند حداقل قبل از انقلاب، چون نظاميان حافظ منافع طيف حاکميت هستند. به عنوان مثال زمان انقلاب نظاميان مردد بودند که به قسم وفاداري به حاکميت عمل کنند يا به مردم بپيوندند که در نتيجه امام(ره) گفت، قسم خود را بشکنيد زيرا ديگر ارزشي ندارد.
مردم در تاريخ ايران نظامي را با حاکميت ديدند و نتوانستند با آن ارتباط برقرار کنند الان هم بسيجي که لباس نظامي گري صرف م يپوشد بين او و عامه مردم يک خط قرار مي گيرد مخصوصا وقتي بسيج با اين ساز و کار در خدمت منافع گروهي هم قرار بگيرد.در زمان جنگ مي طلبيد بچه هاي بسيجي نظامي شوند امام(ره) نيز گفت انتخاب کنيد يا اين جا و يا آن جا و حق ورود به عرصه هاي سياسي را با عضويت در بسيج نداشتند. در وصيت نامه امام (ره)و قانون نيز آمده است که نظاميان به عرصه سياسي وارد نشوند زيرا عرصه سياسي مانند بازي شطرنج است كه با دستکش بوکس به ميدان نمي آيند.
با پايان جنگ، بسيج لباس نظامي را از تن خارج نکرد
دلخوري هايي که نسل من از اين ماجرا داشت اين است که بسيج با پايان جنگ پايان نظامي گري خود را اعلام نکرد که بعد به عرصه هاي اقتصاد، اجتماع و فرهنگ وارد شود. در عين اين که توان خود راحفظ کند که اگر کسي بخواهد چشم زخمي به اين مملکت برساند از آن دفاع کند. اگر اين مسئله لحاظ مي شد دلخوري ها هم نبود.اکنون نيز از همين توان و امکان که در نيروي بسيج سپاه است مي توان در عرصه اقتصادي استفاده کرد. مملکت در هر زماني به يک چيزي احتياج دارد، اگر در مسير زندگي امامان(ع) نگاه کنيم مي بينيم که هر کدام امام زمان خود بودند و متناسب با شرايط زمان راهبرد امامت را تعيين م يکردند؛بايد بپذيريم که هر زمان شرايط خاص خود را دارد و بايد متناسب با آن کار کرد.
علي(ع) در زمان جنگ مي جنگيد وقتي جنگ تمام م يشود شمشير را کنار مي گذارد، بيل و کلنگ بر مي دارد و نخلستان را احيا م يکند نه براي خود، مثل جنگ که براي خودش نبود. ويژگي ديگر بسيجي و امام علي(ع) اعتقاد به ولايت بود مانند جريان خندق که پيامبر(ص) از ياران دعوت کرد تا به جنگ با عمرابن عبدوود بروند و تنها علي(ع) پذيرفت زيرا به ولايت اعتقاد داشت و چون و چرا نمي کرد. اين نوع تعبد را بسيجيان نسبت به نسبت به امام (ره)داشتند و چون و چرا نم يکردند،اگر اين تعبد در عرصه هاي مختلف نيز باشد کشور هارموني خاصي مي گيرد و با سازهاي متفاوت کوک نم يشود.
لزوم توجه به توان و استعداد بسيج در تمام زمينه ها
بعد از جنگ نياز بود که به عرصه سازندگي توجه شود زيرا نياز اول کشور سازندگي بود نه آمادگي دفاعي.در اين خصوص بسيج ورود آن چناني که بايد داشته باشد نداشت و با توجه به اين که در جنگ کارها بزرگي انجام دادند اين کارهاي بزرگ را بايد در ساير عرصه ها نيز انجام م يدادند، توقعي که از اين مجموعه بود بر آورده نشد و با توجه به اين که خيلي کارها کردند مثل سرشماري و بسيج مبارزه با فلج اطفال ولي با اين حال از ظرفيت در اين مجموعه خوب استفاده نشد. نياز بود که بسيج بيشتر سازماندهي و هدايت شود و اين وابستگي و علقه نظامي گري در شرايط بازسازي و بعد از جنگ کمرنگ تر شود ولي اين علقه همچنان در لباس نظامي ماند، اگر بسيج به عرصه سازندگي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي وارد شدبا لباس نظامي بود.
اكنون مواضع بسيجي خشن است و با اين كه خشونت نه در ذات اسلام با اين حال در بسيج است زيرا خيلي از کارها را نم توانيم انجام دهيم صدايمان را نم يتوانيم بلند کنيم، بسيجي اگر به فرهنگ و مدرسه تبديل م يشد خيلي چيزها فرق م يکرد.خشونت با نظر مکتب فکر و مرام و مشي بسيج سازگار نيست، از دري که ترور شخصيت يا ...وارد شود ايمان خارج م يشود .بايد بيش از همه احترام به ديگران را رعايت کنيم شايد اگر اين الگو ها را رعايت کنيم مکتب بسيجي واقعي ظهور و بروز داشته باشد.
*منتشر شده در سايت ايسنا
هوشنگ امیراحمدی در تهران جمهور مهدی محسنی
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت4:46 بعد از ظهر توسط باران محسنی
اؤرگيم، اؤرگيم .... اؤرگيم بويوك توركوستاندير
دلم، دلم .... دلم تركستان بزرگ است
[ ]
+ نوشته شده در ساعت7:49 بعد از ظهر توسط باران محسنی
چند روز قبل نیز چند دانشجو به نام های توحید دولتشناس٬فرزاد حسن زاده٬ بازداشت شدندحال انکه هنوز سرنوشت محمد زارعتی نامعلوم است.وی همراه فرزاد حسن زاده دستگیر شد حسن زاده یک هفته بعد ازاد شد ولی دوباره در همین هفته اخیر دستگیر شد.
حال دوباره در روز ۱۷ تیر ماه رضا عرب٬مهدی قدسی٬علی قلی زاده٬علی صابری٬اشکان ارشیان به همراه امیر سرابی دامغان٬و امیر علی بیات مختاری دستگیر شدند.این دانشجویان همگی عضو کمیته دانشجویی پیگیری بازداشت های خودسرانه در مشهد بوده و با این کمیته همکاری داشتند. این کمیته برای پیگیری وضعیت ۵ دانشجویی که هفته گذشته در مشهد بازداشت شده، تشکیل شده بود.
پس از بازداشت سه دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد، این بار در حمله شبانه ماموران امنیتی دولت جمهوری اسلامی به منزل دانشجویان در حالی یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد به نام سجاد رجبی بازداشت شد که از وضعیت محمد میزبان دیگر دانشجوی این دانشگاه هیچ اطلاعی در دست نیست.این بازداشت ها در حالی انجام شده است که پیش از آن هیچ احضاریه ای به آنان ابلاغ نشده و هیچ رفتار غیرقانونی از آنان سر نزده است.
از روز پنجشنبه از محمد میزبان فعال دانشجویی دانشگاه آزاد مشهد نیز اطلاعی در دست نیست و به نظر میرسد وی نیز مانند محمد زراعتی ربوده شده است. همچنین روز جمعه در تماس تلفنی با خانواده زراعتی یک نفر که خود را کارمند اداره اطلاعات معرفی کرده از بازداشت محمد زراعتی توسط این ارگان خبر داده است. این درحالیست که از روز دوشنبه هفته گذشته خانواده زراعتی از وضعیت فرزند خویش هیچ اطلاعی نداشتند.
اینها برای یک چیز که ان هم آزادی انسانیت است تلاش م یکردند.دوستان ما در پارک جلسات هفتگی تشکل دانشجویی خود را برگزار م یکردند که متاسفانه با تنگ نظری و دید کوتاه عده ایی قشری مذهب دستگیر شدند.در کجای دینی که محمد(ص) اورنده ان بود و علی معیار ان با فردی که هنوز اقدامی انجام نداده است به چشم مجرم نگریسته م یشود.حاکمان از چه م یترسند؟که اینگونه با دانشجو برخورد م یکنند.ابن ملجم نمونه بارز این حرف است.
از سویی اين انقلاب بر مبناي اسلام شكل گرفته و چرا باید عده ایی عقايد و نظرات خود را به مردم تحميل کنند البته ایراد از مردم نیز هست وقتی این جمعیت ۸۰درصدی انتخابات را تحریم کنند و به جمع انسان های منفعل بپیوندد راهی جز حاکیمت گروه اقلیت و تحمیل خواسته هایشان باقی نم یماند. حال انکه برای هر هدفی هزینه ایی باید داد.ایراد از حاکمان وقت نیز است که چرا به زبان مردم صحبت نکردن تا عمق اهدافشان آشکار شود مردم وقتی بدانند که برای چه باید پایداری کنند از هیچ هزینه ایی دریغ نخواهند کرد.
در کل اسلامی که اقایان ان را علم کرده اند هیچ همخوانی با گفتمان پیامبر رحمت و مودت اسلام ندارد.و به شیوه ایی ناجوانمردانه در صدد خاموش کردن صدای مخالف خود است. دانشجویان این سرزمین اسلامی(اسلامی که محمد(ص)اورنده ان بود) نیز برای ازادی و استقلال و عزت ان از هیچ کاری فرو گذار نخواهند کرد زیرا ارتباط مستقیمی با ازادی ٬استقال و عزت مردمش دارد برای موشکافی و اسیب شناسی این اقدامات دولت حاکم باید گفت نوعی ترس از جریان اگاه اجتماع در مقابل پنهان سازی امیال فردی در قالب دین و نااگاهی و لجاجت عده ایی انسان نااگاه نسبت به مصالح اجتماع احساس م یشود.
ولی ایا م یتوان دهان اطلاع رسانی و اگاه سازی را بست.شاید بتوان دندانش را شکست ولی صدایش را نم یتوان خفه کرد همانگونه که در طول سالیان سال در این سرزمین بودند ازاد مردانی که به نام دین نان نخوردند و به برای دنیا اخرتشان را تباه نکردند و به راستی چرا اینگونه برخورد م یشود که مردم باید گفتمان عده ایی که تصور م یکنند برحق هستند و حرفشان ایه محض است گوش دهند.اگر نخواهیم به زور به رسم این گروه رستگار شویم چه کسی را باید ببینیم؟
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت3:47 بعد از ظهر توسط باران محسنی
و اما هفته گذشته شايد کسي در گير و دار خراب کردن آسفالتها و جدولها و حضور ماشينهاي شهرداري، متوجه جاي خالي درختان بيمارستان امام رضا(ع) نشد که به خاطر اجراي عمليات عمراني شهري قطع شدند.
درختان سرو ملكآباد و كاجهاي ميدان جمهوري اسلامي (تلويزيون) نيز جايشان خالي است و مسوولان در فكر حذف درختان خيابان دانشگاه و ايجاد مسير ويژهاي براي عبور اتوبوسها هستند.در حالي كه جمعي از صاحبان مغازههاي چهارراه دکترا مشهد از قطع 4 تا 5 درخت در اين چهارراه خبر دادند اما مسوول کارگران اين پروژه در گفتوگو با ايسنا گفت: در اين عمليات حداقل 20 درخت قطع ميشود.

مديرعامل سازمان پارکها و فضاي سبز شهرداري مشهد نيز از روز پنجشنبه در جلسه و يا بازديد بود و نتوانست در اين زمينه پاسخي ارائه دهد.
معاون سازمان پارکها و فضاي سبز مشهد:
شهرداري بايد نسبت به کاشت 2 برابر تعداد درختان قطع شده اقدام کند
تعداد درختان قطع شده در پروژههاي شهري محرمانه است
اما باوندي، معاون مديرعامل سازمان پارکها و فضاي سبز شهرداري مشهد با بيان اينکه قطع درختان در مشهد با کسب مجوز از کميسيون ماده 14 صورت گرفته است،معتقد است به دليل محرمانه بودن اطلاعات نميتوانيم جزئيات و تعداد درختان قطع شده در پروژههاي شهري را اعلام کنيم.مجوز قطع براي درختاني که در مسير ويژه عبور اتوبوس از تقيآباد تا ميدان سعدي قرار دارند صادر شده است.
وي احداث تونل امداد بين بيمارستان قائم و بيمارستان امام رضا(ع)، احداث راستگرد مربوط به مسير ويژه عبور اتوبوس و تقاطع غيرهمسطح ميدان جمهوري را از پروژههايي عنوان کرد که منجر به قطع يا جابهجايي درختان شهر شده است.
باوندي با بيان اينکه کميسيون ماده 14 تنها در صورتيکه هيچ راهي براي حفظ درختان در پروژههاي عمراني نباشد مجوز قطع صادر ميکند، افزود: شهرداري موظف است بعد از انجام هر پروژه عمراني نسبت به کاشت 2 برابر تعداد درختان قطع شده اقدام کند. کميسيون ماده 14 براي جلوگيري از قطع 100 اصله درخت بيمارستان امام رضا(ع) تنها مجوز قطع سرشاخهها را صادر کرده است.
يك فعال زيست محيطي:
شهرداري در تصميمات خود به فكر آيندگان هم باشد
با توجه به وضعيت موجود، بايد کوچکترين فضاهاي سبز شهري خود را حفظ کنيم
اما حسن نعيمآبادي، يکي از فعالان زيست محيطي و عضو تشکل گردشگري و طبيعتگردي استان در واكنش به اين اقدام گفت با توجه به وضعيت نامطلوب فضاي سبز و افزايش روز افزون آلودگي هوا در مشهد لازم است کوچکترين فضاهاي سبز شهري خود را حفظ کنيم.
وي با تاکيد بر وظيفه شهرداري در کاشت و نگهداري از درختان شهري تاکید کرد لازم است شهرداري در تصميماتي که ميگيرد به آيندگان هم فکر بكند و در برابر آنها پاسخگو باشد. آيا ايجاد مسيري براي عبور اتوبوس آن قدر کارايي و ارزش دارد که تعداد زيادي درخت در اين پروژه از بين برود و آيا اين کار با کار کارشناسي دقيق و کامل انجام شده يا مثل بسياري پروژههاي ديگر بعد از مدتي رها خواهد شد؟

درختان خيابان دانشگاه ارزش بالاي دارند لازم است شهرداري مشهد و کميسيون ماده 14 بر کار پيمانکاران نظارت دقيق داشته باشد تا از قطع بيرويه درختان جلوگيري شود.
با تشکر از مرضیه ناظری دوست عزیزم و گزارشی که در این باره تهیه کرد.
[ یادداشت های شخصی ]
+ نوشته شده در ساعت7:34 بعد از ظهر توسط باران محسنی
آغاز:حزبالله لبنان گزارشي از سوي رژيم صهيونيستي درخصوص سرنوشت چهار ديپلمات ايراني كه در دههي 80 در لبنان ربوده شدند، دريافت كرد.
روزنامهي صهيونيستي هاآرتص هم نوشت كه در اجراي مرحله اول توافقنامهي تبادل اسرا كه دو روز پيش از سوي حزبالله لبنان و رژيم صهيونيستي به امضاء رسيد، درباره سرنوشت ديپلماتهاي ايراني گزارشات رژيم صهيونيستي مدعي است كه آنها طي حملات اين رژيم به لبنان در سال 1982 به دست نيروهاي لبناني و بعد از بازداشت در منطقه باربارا واقع در شمال بيروت به شهادت رسيدهاند و محل دفن آنها هم مشخص نيست.
سيد محسن موسوي، كاظم اخوان، احمد متوسليان و تقي رستگارمقدم چهار ديپلمات ايراني در تاريخ 14 تير ماه 1361 به دست نيروهاي فالانژ وابسته به ارتش اسرائيل در بيروت ربوده شدند و اکنون 27 سال است كه از اين عزيزان خبري نيست.

در همين حال خانوادهي چهار ديپلمات ربوده شده ايراني با حجتالاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي ديدار كردند.متن این دیدار را در اینجا ملاحظه نمایید.
اول:همچنین روز ۱۸ تیر ماه در بنیاد باران دکتر هادی خانیکی، دکتر شهیندخت خوارزمی و مهندس نصرالله جهانگرد در بیست و چهارمین نشست تخصصی باران با حضور سید محمد خاتمی، و با عنوان ‹ فن آوری اطلاعات، توسعه، شهروند الکترونیک: تجربیات، مقتضیات و الزامات› سخنرانی م یکنند.
دوم:ا
[ نجوم ]
+ نوشته شده در ساعت5:16 بعد از ظهر توسط باران محسنی
نماينده وليفقيه با طرحي مخالفت کند، آن طرح مشروعيت ندارد
سنگر نماز جمعه سنگر موضعگيريهاي سياسي نيست
اول:روز قلم را به تمام کسانی که قلم توتمشان است و او را هرگز به نام و نان نم یفروشند تبریک م یگویم...
دوم:گذشته از این مباحث دقت کردین اب هوای اطرافتون تغییر کرده...زمستون از سرما م یمیریم...تابستون از گرما تلف(
) م یشیم...یه پدیده به نام ال نینو وجود داره که تغييراتي در موقعيت تندبادها ایجاد م یکنه و باعث پديد آمدن رفتارهاي آب و هوايي غير معمول در كره زمين م یشه این تغييرات در تند بادها بر آب و هوای شمال و جنوب قاره آمريكا و نقاط دوردستي مثل آفريقا و نواحي جنوبگان هم تاثير م یگذاره. کاهش توليدات بيولوژيكي ، مرگ و مير ماهيان و نابودی ميليونها پرنده دريايي و همچنین بارندگي هاي سيل آسا در بخش هايي كه به طور معمول لم يزرع است از اثرات دیگر این پدیده است همچنين اين پديده رابطه اي قوي با خشكسالي در هند ، شرق استراليا ، مالزي ، اندونزي و كلاً آسياي جنوب شرقي داره مثلاً ال نينوي 1983–1982 كه شديد ترين رويداد اقليمي دريايي از اين نوع بوده باعث انقال زنجيره باران هاي حاره اي به طرف شرق و مركز اقيانوس آرام شده .
به طور حتم این ناهنجاری های اب و هوایی ناشی از ازدیاد مواد الاینده جوی است يک گروه بينالمللي از دانشمندان هم اعلام کردن که خطر تاثيرات نامطلوب تغيير آب و هوا بر منابع غذايي و آب جهان تا حدي است که بايد هر چه سريعتر فناوري جديدي براي کاهش دياکسيدکربن هوا ساخته و بکار گرفته بشه حالا با توجه به این که این همه از سوخت های فسیلی در جهان استفاده م یشه چه باید کرد...دلم به حال این مادر پیر(زمین) م یسوزه که مجبوره دست گلای فرزندانش رو تحمل بکنه...

زمین دوستت دارم...
یه نکته دیگه هم که باید توجه ادمها روبه زمین بیشتر معطوف بکنه این است که ميدان مغناطيسي زمين در برخي مناطق در حال ضعيف شدنه این مطلب رو دانشمندان دانمارکی اعلام کردن مطالعات جديد این گروه نشون داده كه تغييرات سريع در حركت زير و رو شونده هسته خارجي مايع زمين در حال ضعيف كردن ميدان مغناطيسي در برخي از مناطق سطح زمینه.به گفته دانشمندان اين تغييرات م یتونه نشان دهنده احتمال وقوع پيامدهاي معكوس در آينده در ميدان ژئومغناطيسي باشه.
اگه به فکرش نیستیم حداقل به فکر خودمون که باشیم...عزیزی م یگفت فقط یه زمین داریم...فقط یه دونه...
[ نجوم ]
+ نوشته شده در ساعت5:18 بعد از ظهر توسط باران محسنی
[ جامعه ]
+ نوشته شده در ساعت4:23 بعد از ظهر توسط باران محسنی
آغاز: موسوي لاري بارها درخواست مصاحبه درباره نقاط پيدا و پنهان 18 تير را رد کرده است اما بحث هايي که در روزهاي پاياني مجلس هفتم درباره تبرئه يکي از متهمان اين حادثه مطرح شد، وزير کشور اصلاحات را ناگزير به شکست سکوت کرد.آنچه عبدالواحد موسوي لاري از روند برخورد تصميم گيران نظام در عالي ترين نهادهاي سياسي- امنيتي نظام ارائه مي کند، همه آنچه اتفاق افتاده، نيست اما روايت ديگري از آن روزهاست.متن گفتگوی کیوان مهرگان با موسوی لاری را در اینجا بخوانید...
اول:پس از گذشت چند هفته از آغاز به کار مجلس هشتم بالاخره صحت انتخابات شهرستان قوچان تائید شد.سید مهدی هاشمی،سرپرست وزارت کشور اعلام کرد و افزود:انتخاباتي که به تاييد شوراي محترم نگهبان ميرسد، مورد تاييد نظام، حکومت، دولت و همه است و از نظر ما انتخابات قوچان، انتخابات مورد قبول و تاييد شدهاي است.

بدین ترتیب سید هادی شوشتری،منتخب اصلاح طلب مردم قوچان که در دو دور انتخابات توانسته بود با آرای قاطع به این مهم دست یابد راهی مجلس شورای اسلامی خواهد شد.
دوم:بی صدای تو، در دیار باد م یمیرم و مرا در گور ستانی از برگهای زیتون چنان دفن م یکنند،که باد و زیتون و خاک...
[ یادداشت های شخصی ]
+ نوشته شده در ساعت5:56 بعد از ظهر توسط باران محسنی
......چند ساعت بعد از آنها خواستم که مرا به دستشويی ببرند، بعد از طی مسير نسبتا طولانی به دستشويی عمومی رسيديم و وقتی که خواستم دستشويی بروم، نگذاشتند در را ببندم. گفتند که تو خودت را میکشی،بايد ما تو را نگاه کنيم، بايد درب باز باشد و وقتی که با اعتراض من مواجه شدند، گفتند که تو بايد کارت را انجام دهی و درب باز باشد. من انصراف خودم را از دستشويی رفتن اعلام کردم، ولی آنها گفتند حتما بايد دستشويی بروی و درب باز باشد و سعی کردند بزور کمربند مرا باز کنند. من مقاومت کردم و بناچار به صورت يکیشان کوبيدم. آنها هم مرا به داخل يکی از دستشويیها بردند که چاهش بند آمده بود و آب گند آن در کاسه توالت پر شده بود. آنها سرم را در گنداب توالت فرو کردند و آنقدر اين کار را ادامه دادند که سرانجام گندآب از بينی و دهانم به داخل گلويم پايين رفت و تا ساعتها از شستشوی صورتم جلوگيری کردند. بطوريکه چند روز بعد هنگام بازجويی، يکی از بازجوها متوجه بوی تعفن موها و چشمبندم شد و به من اجازه داد که حمام کنم و چشمبندم را عوض کرد........در همان روزهای اوليه يک بار با ماژيک سبز اسمم را روی دستم نوشتند و وقتی که علت آن را سوال کردم، گفتند که میخواهند مرا اعدام کنند. بهتر است قبل از مردن اعتراف کنم تا قدری پاک بشوم و موقع مردن زجر نکشم و راحت بميرم. مرا روی يک صندلی بردند و طناب را به دور گردنم انداختند. حدود دو ساعت در همان وضعيت نگه داشتند و از من خواستند وصيت کنم تا اين که سرانجام شخصی وارد اتاق شد و گفت حاجیآقا اين هنوز تخليه اطلاعاتی نشده، الان نبايد اعدام شود، تا اين که مرا پايين آوردند......چندين روز بعد از انتقال به ۲۰۹ زندان اوين، مرا با چشمبند به اتاقی بردند و برگهای آوردند تا امضا کنم. وقتی محتوای آن را سوال کردم، گفتند اقدام به آشوبهای خيابانی، تحريک مردم برای آشوب و … وقتی با انکار من در خصوص اين مطالب مواجه شدند، با لگد به صورتم کوبيدند که باعث شکسته شدن دندانهای فک راستم شد و من باقيمانده ريشههای دندانهايم را در زندان کشيدم.

واشنگتن...مقابل كنگره امريكا...
*ظرف روز های گذشته و پس از مصاحبه در VOA انتقاداتی به اندازه كافی گزنده به وی وارد شد.محور اساسی انتقاد بر اين استوار است كه چون سند خانه مهندس ميثمی در گرو دادگاه است نبايد فرار م يكرد و بايد به زندان برم يگشت!! ما داريم در باره برگشتن به زندان اوين حرف م يزنيم. جايی كه به مدت نه سال از بهترين سالهای عمرش را با شكنجه های روانی و فيزيكی در آن سپری كرد كه كمترين آنها شلاق با كابل و فرو كردن سر در چاه فاضلاب بوده است!!واقعا چه استدلالی م يتواند ما را جای معلم اخلاق بنشاند، در حالی كه خودمان حتی توان تصور آنچه در اين نه سال بر او رفت را برای خود نم يتوانيم داشته باشيم!تصور كن با پول نفری يك نخ سيگار در روز م يشود سند آزاد شود...
مراقب خودت باش...خودت گفتی این دنیا پر از گرگه...
*بالاترین
[ نجوم ]
+ نوشته شده در ساعت12:30 بعد از ظهر توسط باران محسنی
|
بررسي اطلاعاتي که کاوشگر وويجر2 از اعماق فضا به زمين ارسال کرده است نشانگر اشتباه بودن ميليون ها متن علمي است که در آنها منظومه شمسي کروي فرض شده است.
| |
|
خبرگزاري فرانسه اعلام کرده است ،دانشمندان مي گويند منطقه نفوذ خورشيد که هليوسفر ناميده مي شود گرد نيست و کاملا نامتقارن است .هليوسفر فضايي تحت سيطره بادهاي خورشيدي يا ذراتي است که از خورشيد پرتاب مي شود. اين بادها تا مدار پلوتو که در فاصله شش ميليارد کيلومتري از خورشيد به دور اين ستاره مي چرخد، پيش مي رود.
کاوشگر وويجر 2 که در سال 1977 سفر تاريخي خود را به سيارات منظومه شمسي آغاز کرد، اکنون از اين مرز ناآرام که به نام "شوک پايان " خوانده مي شود ، عبور کرده است . در اين منطقه هليوسفر پايان مي يابد و فضاي بين ستاره اي ْآغاز مي شود.کاوشگر وويجر يک که همزاد وويجر دو است ، چهار سال زودتر در نقطه ديگري در فاصله 5/1 ميليارد کيلومتري خورشيد از اين مرز عبور کرد. براساس مطالعاتي که در مجله "نيچر" منتشر شده است اين تفاوت ثابت مي کند که هليوسفر حتي به گرد کامل نيز نزديک نيست بلکه مثل تخم مرغ، دوکي شکل است.بادهاي خورشيدي که به سمت مرز منظومه شمسي مي وزند، با بقاياي اتمي که از فضاي بين ستاره اي در جهت مقابل هجوم مي آورند، تصادم مي کند و در نتيجه اين تصادم دايمي قسمت پايين اين تخم مرغ مسطح شده است. کاوشگر وويجر دو چندين بار در طول يک روز از "شوک پايان" عبور کرد که اين امر نشان مي دهد مثل جزر و مد يک موج، در اين مرز جريان دايمي وجود دارد. " رندي جوکيپي" اخترشناس دانشگاه آريزونا در باره دو کاوشگر وويجر که از سال 1977 تاکنون به فعاليت خود ادامه مي دهند مي گويد عبور از هليوسفر عصر جديدي از اکتشافات را به روي ما مي گشايد.اطلاعات دريافتي از مناطق دوردست هليوسفر ديدگاه ما را در مورد نحوه تعاملات خورشيد با کهکشان متحول کرده است .طي دهه هاي آينده اين دو کاوشگر که با سرعت بيش از 17 کيلومتر درثانيه از زمين دور مي شوند تنها منبع مشاهدات ما از مناطق دوردست منظومه شمسي خواهند بود. اين دو کاوشگر در اصل براي رصد و پرواز از کنار سياره هاي مشتري و زحل به فضا پرتاب شدند که کشف آتشفشان هاي فعال بر روي قمر "ايو" مشتري و پيچيدگيهاي حلقه هاي زحل از جمله دستاوردهاي هيجان انگيز آنها بود.در مرحله بعد ، اکتشاف فضاي ماوراي سيارات منظومه شمسي به عنوان ماموريت بعدي اين کاوشگرها در نظر گرفته شد. آنها اولين اجرام ساخت بشر هستند که به مناطق تاريک و سرد اعماق کهکشانها مي روند. در فقدان انرژي خورشيدي ، باتريهاي هسته اي مادام العمر نيروي حرکت اين دو کاوشگر را تامين مي کند. اين فضاپيماها آنقدر از زمين دورند که چندين ساعت طول مي کشد تا پيام ارسالي از زمين با سرعت نور به آنها برسد. هر يک از اين کاوشگران روزانه 6/1 ميليون کيلومتر در فضاي لايتناهي پيش مي روند. اين دو کاوشگر يک "کپسول زمان " با خود به همراه دارند که اصوات و تصاوير حيات بر روي زمين مربوط به اواسط دهه 1970 در آنها ضبط شده و در صورت برخورد آنها با هوش فرازميني مي تواند معرف حيات در کره زمين باشد. | |
با چه شرايطي از طرح دولت بايد حمايت كرد؟ عباس عبدي
[ ادبیات ]
+ نوشته شده در ساعت11:24 قبل از ظهر توسط باران محسنی
بعد از دوم خرداد 76 جديتر و آشكار تر شاهد مبارزه و رقابت ميان انديشه، نگاه و مشربهاي فكري بوديم. مشرب اول كه مردم را صاحب حق در حكومت و حاكميت نم يشناخت و تنها مشروعيت حكومت را به نقاط و منابعي منتسب م يكرد كه قابل دست يافتن نبود. از نگاه آنها مرجع و مقام حاكميت وحكومت و مرجع و مقامي كه در مصدر آن قرار م يگرفت ، قابل نقد و انتقاد نبود. در مقابل مشرب ديگر، ظهور و حضور جديتر و بيشتري پيدا كرد وهمانگونه كه در جوامع توسعه يافته وجود دارد يكي از ستونها و عوامل مشروعيت حكومت را رضايت شهروندان و افراد جامعه م يدانست كه متاسفانه در مقطعي اين رقابت به چالش كشيده شد ، معتقدم آفرينندهي اين چالش جرياني بود كه به نقش وحضور مردم در حاكميت اعتقادي نداشت.
در تير 78 يك لكهي ننگ در تاريخ جمهوري اسلامي ايران اتفاق افتاد. دانشجويان مورد شديدترين هجمهها و حملهها قرار گرفتند .در شرايطي كه هيچ گناه يا رفتارناشايستي ازآنها سرنزده بود. در 18 تيرماه يك تظاهرات و راهپيمايي آرام در كوي دانشگاه تهران به خاك وخون كشيده م يشود و همين امر در تبريز تكرار شد هدف آفرينندگان ماجراهاي تير ماه 78 در دانشگاههاي تهران وتبريز ، دولت خاتمي ، اصلاحطلبان و سقوط خاتمي بود ،به عبارتي ديگر طعمه اين ماجرا خاتمي بود . درگير كردن اصلاح طلبان دراين ماجرا وانتساب آنها به حركتهايي كه در مواجهه با اين رخداد بوجود آمد مويد اين مهم است اما درايت خاتمي و اصلاحطلبان بيش از آن بود كه در دام اين توطئه كه براي آنها چيده شده بود گرفتار آيند.
تحليل من از وقايع تير 78 اين است كه به هر حال اتفاقات تهران وتبريز توسط يكسري افراد معمولي خلق نشد و به طور مشخص م يتوان گفت هيچ فرد عادي و معمولي حق استفاده از اسلحه را ندارد ولي در دانشگاه تبريز حداقل شاهد 100 قبضه اسلحه گرم بوديم.در دانشگاه تبريز شاهد يك ائتلاف نامقدس و ناميمون ميان بخشي خودسر ومتاثر از نيروي انتظامي با يك گروه خشونت پيشه و خشونت طلب بوديم كه به تعبير من دست به يك حركت براندازانه زدند.
كساني كه در صدد كشف جريان براندازي هستند ، لباس شخصيهاي دانشگاه تبريز وتهران را پيدا كنند . كساني را كه وارد اين دانشگاهها شدند و حرمت آن را شكستند پيدا كنند ، افرادي را كه با يك تجمع آرام دانشجويي برخورد خشن وتندي كردند و يك واقعهي معمولي را به يك بحران ملي براي كشور تبديل نمودند پيداكنند.آن مشرب و نحله فكري همان است كه خواسته وناخواسته درصدد جهت ريشه كني وبراندازي مباني اجتماعي و اعتقادي نظام جمهوري اسلامي ايران است . به آموزه هاي نظام جمهوري اسلامي و امام راحل توجه كنيد آيا هيچ تناسب و سنخيتي م توان ميان اين رفتارها و آن آموزهها پيدا كرد.
به هر حال در ماجراي دانشگاه تهران و تبريز شاهد وقايع تلخي بوديم كه هرچند اركان اصلي نظام و مسوولان بلند پايه آن را محكوم كردند ولي شاهد برخورد متناسب با پديدآورندگان آن نبوديم و واقعهي بزرگ وتلخي همچون حمله به دانشگاه در حد دزديدن يك ريش تراش دانشجو ، تحقير شد وتنزل يافت و به ابعاد مختلف آن پرداخته نشد . لذا تا زماني كه به درستي وشايستگي به آن پرداخته نشود و جريان و عاملان فكري كه ازواقعه حمايت كردند و يا آن را آفريدند شناخته نشوند اين نطقهي تاريك و سياه در تاريخ انقلاب اسلامي باقي خواهد ماند واز آن به عنوان يكي از نقاط ضعف و اشكال و سياه نظام جمهوري اسلامي ياد م شود با آنكه نه سال گذشته اما هنوز پرونده اين ماجرا در اذهان دانشجويان و فرهنگيان كشور باز است. اميدواريم برخورد متناسب و شايستهاي از سوي دستگاه قضايي با عاملان و مسببان قضيه صورت گيرد.
بيشك بحث كوي دانشگاههاي تهران و تبريز و حوادث پس از آن، يك بحران بوده است. ضمن آنكه ، كساني به بحران تن م دهند كه در شرايط عادي، فرصت ظهور و بروز نم يابند. گروهي همچون طبرزدي هم به عنوان نمونه، در تجمعاتي كه برگزار م كند، وزن اجتماعي خود را نشان داده است. پس آيا چنين گروهي م تواند واقعهي كوي دانشگاه را به وجود آورد؟ اين شايبه وجود دارد كه ارتباطي بين اين افراد و اجزايي از حاكميت وجود دارد و به عنوان دانشجويي علاقهمند به نظام، م گويم كه ردپاي اجزايي از حاكميت، در ماجراي وقايع كوي دانشگاه تهران و دانشگاه تبريز وجود داشته است.نسبت به افرادي همچون مهاجري نژاد و مريم شانسي مشكوكم و معتقدم كه نحوهي بازداشتها و فرارهاي آنان، جاي سوال دارد.
برخي به دنبال اين هستند كه با به وجود آوردن بحران، هم شرايط تسلط خود را فراهم آورند و هم اين كه ديگران را متهم سازند.تحليلم اين است كه افراد يادشده، به عنوان « نفوذي » در ماجراي كوي دانشگاه حضور داشتند و دست كم،شروع اين واقعه به اين افراد مربوط نميشود.
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت1:17 بعد از ظهر توسط باران محسنی
ممنون از مهدي جليلخاني(بوي كاغذ) عزیز
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت1:3 بعد از ظهر توسط باران محسنی
البته مهندس چمران گفته روز سشنبه اطلاعات بيشتري خواهد داد.چمران معتقد است اگر مقامات ايتاليايي به چنين اقدامي دست يازند وي نيز اقدامات تلافي جويانه خواهد داشت (البته منظور از وي كميسيون نامگذاري خيابان هاي تهران است)...البته در خصوص نامگذاري خياباني به نام ادواردو انيلي نيز عنوان كرده كه در همين كميسيون در حال پيگيري است...عجب!!!![]()
دوم:یه خبر نجومی است خبرگزاري ميراث فرهنگي در خبری عنوان کرده است كه فقط تا 10 تيرماه فرصت داريد تا در تور استثنايي ۴ روزه روسیه برای رصد کسوف ثبت نام كنيد.اين تور در شهر نووسيبريك سومين شهر بزرگ روسيه پس از مسكو و سنت پترزبورگ است و در جنوب اين كشور قرار دارد برگزار خواهد شد. بهترين زمان براي براي رفتن به اين منطقه وسط تابستان است كه امسال با كسوف(خورشيد گرفتگي) همزمان شده است. دماي اين منطقه در تابستان 20 تا 25 درجه سانتيگراد بالاي صفر و در فصل زمستان بين منهاي 18 تا 20 درجه سانتيگراد زير صفر كه گاهي اوقات به 40 درجه زير صفر نيز ميرسد.
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت6:54 بعد از ظهر توسط باران محسنی
تو که آمدی...باران شد...
و لبخندت، که عفو عمومی گناهان من است...
بخند...شیرین تر م یشوی...
وقتی من طعم دهانت را برای گنجشکها دانه م یپاشم...
بخند...تا دستانم خالی نماند ...
وقتی برای ماهی ها...تو را نقاشی م یکنم...
زل بزن...
به سپیدارها...که گرم شوند...
و ابرها به حرکت در آیند از خانه من تا آنجا که تویی...
خیس که شدی...بیا...درِ انتهای کلمه ها را برایت باز گذاشته ام...
بی چتر...
راه باران را که بلدی...
راستی چراغ قرمزهای شب که پشتشان گیر م یکنم...
گونه های داغ من از شرم است...
[ جامعه ]
+ نوشته شده در ساعت4:22 بعد از ظهر توسط باران محسنی
حوادثي همچون فاجعهي كوي دانشگاه تهران و ماجراي قتلهاي زنجيرهاي همگي مبتني بر ديدگاهي قيم مآبانه و ايدئولوژيكي بود كه ميخواست صلاح نظام را بر اساس جايگزيني سليقهها و تفكرات محدود و بسته و احساس مسووليتهاي افراطي خارج از قانون و با توجيهات تقريبا شرعي چاره انديشي كند.
ريشهي گروه هايي را كه زمينهسازان حادثهي كوي دانشگاه تهران بودهاند و متاسفانه پس از گذشت چند سال از اين واقعه، با آنان برخورد نشده است ، در اين نوع نگرش جستجو م يکنم. اين نگرش قيم مآبانه متاسفانه تحت عنوان قرائت واحد از دين ارايه م يشود ،قائلان به اين ديدگاه اعتقاد دارند كه اين قرائت، قرائت مطلقي است كه همگان بايد همه مسايل اجتماعي و سياسي و فرهنگي را مبتني بر آن بسازند.
اين قرائت باعث ميشود كه عدهاي بيايند احساس تكليف كنند و به عنوان نمونه سعيد حجاريان را ترور كنند، اين تفكر و اين نوع حرف ها باعث م يشود كه عدهاي به ميدان آمده و فجايعي چون قتلهاي زنجيرهاي و كوي دانشگاه تهران را رقم زنند. كساني كه با اين تفكر خو كردهاند قصد داشتند اصلاحات را به بن بست برسانند و حركت هاي سعيد امامي را با حادثه اي چون كوي دانشگاه تهران ادامه دادند.
در دوم خرداد 76 راي به خاتمي در اصل راي -نه- به نقطه مقابل خاتمي بود و افراد مقابل طول عمر دولت خاتمي را 6 ماه يا حداكثر 12 ماه تحليل كردند.آنها معتقد بودند كه میتوان خاتمي را بنيصدرازيسيون كرده، با يك حادثه موافقين و حاميان خاتمي را به جاي اولش بر گردانند و بنابراين تئوري عدم كفايت رياست جمهوري را دنبال م يكردند.عدهاي فكر م يكنند دشمنان نظام داخل دانشگاه لانه كردهاند و به ياد م يآورم كه با يكي از لباس شخصيها وقتي صحبت ميكردم خطاب به ما گفت شما (خاتميها) ضد ولايت فقيه هستيد.تفكر اصلاحات ، تفكري است كه اين نظام و انقلاب را به پيش برده و ارتقا و م يبخشد ما با تفكري كه با چوب و چماق و ضرب و شتم با دانشگاه و دانشجو برخورد م يکند مخالف هستيم ،اين تفكر(خشونت) باعث ايجاد هرج و مرج در كشور شده و نتيجه آن متزلزل شدن امنيت ملي است.
طبق آمارهاي اطلاعاتي، شب حادثه 18 تير 78 فقط حدود 20 الي 30 نفر در بيرون كوي حضور داشتهاند و برخورد با اين دانشجويان يك اعتراض كوچك را تبديل به يك فاجعه كرد. در گزارش شوراي عالي امنيت ملي اسامي 10 الي 15 نفر از لباس شخصيهايي كه حتي به نيروي انتظامي امر ونهي م يكردهاند ،آمده است ،چرا پس از نه سال اين افراد محاكمه نشده اند؟ قوه قضائيه چه پاسخي در برابر دانشجويان و افكار عمومي دارد؟
قصد انتقام جويي نداريم ، اصلاحطلبان خواهان اصلاحات هستند و از مجاري قانوني آن را دنبال م يكند ،چرا درحادثه خرمآباد سريع وارد عمل شديد و عوامل آن را به زعم خودتان شناسايي و محاكمه كرديد و تاجزاده را در كوتاهترين فرصت به پاي ميز محاكمه كشانديد، ولي در حوادث ديگر و ابعاد ديگر اين گونه عمل نكرديد ؟ دانشجويان و دانشگاهيان در طي اين نه سال شعور خود را نشان دادند و به كساني كه تصميم م يگيرند و به پروندههاي ناتمام رسيدگي م ينمايند ، م يگوييم درباره پرونده دانشجويان در بند و پرونده قتل ابراهيمنژاد، قاطعانه تصميم بگيرند و جواب منطقي و خوبي براي اين درك شعور و خويشتنداري دانشجويان داشته باشند. ![]()
كمپانی پوپوليسم تقديم می كند: دم اسب منو نديدی!؟ مهدی محسنی
انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران منحل اعلام شد
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت12:26 بعد از ظهر توسط باران محسنی
عاشق که شدی در هیجانی، نگرانی!
عشق است و تو هستی و جهانی نگرانی!
عاشق که شدی فرق ندارد که کجا، کِی
یا اینکه برای چه کسانی نگرانی!
تا زمزمهی زخمی یک برگ بیاید
بر بال نسیمش ننشانی، نگرانی
در باغ اگر چهچههی چلچلهای هست
آن را به درختی نرسانی، نگرانی
یک روز میآیی به خودت: خستهترینی
پیری و شده تازه جوانی نگرانی!
تا خواب ِ که آشفته شود از تب و تابش؟
این بار که افتاد به جانی نگرانی
عاشق که شدی -فرق ندارد که کجا؟ کِی؟
تا صبح قیامت نگرانی...
نگرانی...
*مژگان عباسلو
[ جامعه ]
+ نوشته شده در ساعت5:1 بعد از ظهر توسط باران محسنی
«آرامش مهتاب، محبت آسمان، بزرگي دريا و رأفت باران» وامدار نام «مادر» عزيزترين مهمان بهشت خداست...
روزت مبارک عزیز دلم...








گزارش تصويري/١ - زن و ورزش
[ نجوم ]
+ نوشته شده در ساعت3:4 بعد از ظهر توسط باران محسنی
امروز زنگ زده اگه نیایی دلخوری و از این حرفا...
مسئلتن:من چطوری الان حاضر بشم؟![]()
![]()
![]()
![]()
حرصم میگیره از این زینب...ای دلم م یخواد ...بزنمش صدای بز بده...![]()
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت6:32 بعد از ظهر توسط باران محسنی
آغاز: واقعه كوي دانشگاه واقعهاي نيست كه تمام شده باشد بلکه امكان دارد، دوباره تكرار شود زيرا كوي دانشگاه و قتلهاي زنجيرهاي نمود يك رفتار سياسي است.باید توجه داشت که 18 تيرماه به لحاظ آثار و عوارضش بسيار اهميت دارد. زیرا رفتار هاي ضدبشري در بخش هايي از جامعه ما پنهان شده كه در 18 تيرماه خود را نشان داد و اين يك زنگ خطر براي همگان است.
سرشت غير انساني در برخي افراد ظهور كرده است كه در قالب اسلام و غيره به مردم خورانده م يشود اين سرشت هيچگاه مورد بررسي و تحليل قرار نگرفت و در 18 تيرماه تخليه نشد و شايد دوباره شديدتر ظهور كند. بسياري از مخالفان به جاي اين كه از 18 تيرماه حرف بزنند از روزهاي بعدي سخن م يگويند، واقعهي روزهاي بعد بسيار كم اهميتتر از 18 تيرماه است، روزهاي بعد مانند اغتشاشات ديگر شهري ،تكرار بود.البته حادثه ۱۸ تیر مشكوک است.رفتاري كه موجبات حمله به خوابگاه را فراهم كرد بسيار قابل تامل است و از يك سرشت غير انساني و ضد بشري نشات گرفته بود.
رييسجمهورسابق کشورمان بامداد يكشنبه عازم نروژ شد. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) حجتالاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي با ايراد نطق افتتاحيه، کارگروه بينالمللي سه روزهاي با عنوان « اشتراک . . . ادامه خبر
دوم:به عنوان یک شهروند ایرانی سفر چند روز پیش محمود احمدی نژاد به ایتالیا برای شرکت در نشست اضطراری سازمان خوار و بار جهانی ( فائو ) برایم بسیار عذاب آور ، تاسف آور و تحقیر آمیز بود .
اگر به عنوان خبرنگار در تیم خبری همراه رییس جمهور در ایتالیا بودم بی درنگ آن کشور را ترک و به ایران بازمیگشتم تا بیش از این شاهد تحقیر ایران و ایرانی نمیشدم !
اول:
به منظور شر کت در افتتاحيه کارگروه بينالمللي «اشتراک تجارب: زنان، مساوات و صلح»؛
سيد محمد خاتمي عازم نروژ شد
بخاطر نبود رسانه های آزاد در ایران بسیاری از مردم که بصورت آزادانه به اخبار رسانه های دنیا دسترسی ندارند خبر سفر رییس جمهور ایران به ایتالیا را از طریق صدا و سیمای جمهوری اسلامی و برخی مطبوعات دنبال کرده اند . البته صدا و سیمای ایران نیز هیچگاه آنچه که در ایتالیا اتفاق افتاد را منعکس نکرد و طبق معمول با وارونه جلوه دادن اخبار ، دستاوردهای این سفر را مثبت ارزیابی کرد
برخی از ناگفته های دردناک سفر محمود احمدی نژاد به ایتالیا
۱- هیچکدام از مقامات رسمی دولت ایتالیا حاضر نشدند از رییس جمهور ایران استقبال رسمی به عمل آورند و در فرودگاه نیز سرود رسمی جمهوری اسلامی نواخته نشد .
۲ - هیچ یک از مقامات رسمی دولت ایتالیا حاضر به دیدار با رییس جمهور ایران نشدند .
۳ - پاپ بندیکت شانزدهم ، رهبر کاتولیکهای جهان و رییس جمهور ایتالیا درخواست ملاقات احمدی نژاد را رد کرد .
۴ - به جزء رهبران چند کشور آفریقایی هیچ یک از مقامات کشورهای اروپایی حاضر به ملاقات با رییس جمهور ایران نشدند .
۵ - تنها فردی در ایتالیا که حاضر به ملاقات با احمدی نژاد شد ، فیوره رهبر نئو فاشیستهای ایتالیا بود . رسانه های ایتالیا از فیوره به عنوان چهره سیاسی غیرموجه و منفور در ایتالیا یاد میکنند . برخی رسانه ها و مقامات ایتالیا نیز درباره این دیدار ضرب المثلی ایتالیایی را بکار بردند که معادل آن در فارسی این ضرب المثل است : " کبوتر با کبوتر ، باز با باز "
۶ - نام محمود احمدی نژاد و رابرت موگابه رییس جمهور خودکامه زیمباوه که مردم کشورش را به بدبختی و فلاکت کشانده است از ضیافت شام سیلویو برلوسکونی حذف شد .
۷ - دقایقی قبل از سخنرانی احمدی نژاد در اجلاس فائو ، برلوسکونی و برخی دیگر از مقامات دیگر کشورها سالن اجلاس را ترک کردند .
۸ - به هنگام سخنرانی رییس جمهور ایران ، شهردار رم در اعتراض به حضور احمدی نژاد در ایتالیا دستور قطع برق سالن محل اجلاس را صادر کرد .
۹ - بدون استثنا تمامی رسانه های دولتی و غیردولتی ایتالیا به حضور احمدی نژاد و رابرت موگابه در کشورشان اعتراض کردند و روزنامه " ال رفورمیستا " در اقدامی تحقیر آمیز صفحه اول خود را با رنگ سیاه که جمله " Vade Retro " تیتر یک آنرا تشکیل میداد منتشر کرد .
۱۰ - خیابان منتهی به محل اجلاس فائو در اعتراض به حضور محمود احمدی نژاد شاهد تظاهرات بود . در این تظاهرات که حدود شصت نفر از نمایندگان مجلس ایتالیا ، برخی مقامات و گروههای مدافع حقوق بشر به همراه مردم عادی در آن حضور داشتند بر ضد سیاستهای احمدی نژاد شعارهایی داده شد .
۱۱ - برخی رسانه ها در ایتالیا حضور احمدی نژاد در کشورشان را عزای عمومی برای دموکراسی عنوان کردند و به همین خاطر سرتاسر خیابان منتهی به محل اجلاس با پارچه های سیاه تزیین شد .
۱۲ - درخواست محمود احمدی نژاد برای ممانعت از حضور احمد رافت ، خبرنگار بخش فارسی صدای آمریکا در کنفرانس مطبوعاتی اش خشم رسانه ها و نهادهای مدنی مرتبط با مطبوعات را موجب شد . مطبوعات ایتالیا در این باره نوشتند که رییس جمهور ایران قصد دارد در ایتالیا نیز همچون ایران سانسور بر مطبوعات را اعمال نماید . درخواست احمدی نژاد برای ممانعت از حضور خبرنگار صدای آمریکا باعث شد تا بیش از ۲۴۰ روزنامه و رادیو و تلوزیون ایتالیا و دیگر کشورهای اروپایی بر علیه این اقدام وی مقاله و گزارش بنویسند . در حالیکه که اگر این خبرنگار اجازه حضور در کنفرانس خبری و طرح سوالش را میافت هیچ اتفاق خاصی نمی افتاد .
پی نوشت:
ایتالیا در میان کشورهای اروپایی تنها کشوری است که بیشترین روابط سیاسی و اقتصادی را با ایران دارد و همواره بخاطر نزدیکی ارتباطاتش با ایران مورد انتقاد دیگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا است .
یاد سید محمد خاتمی بهخیر.بسیاری از کشورهای اروپایی در دعوت از خاتمی برای سفر به کشورشان با یکدیگر رقابت م یکردند.وقتی به ایتالیا سفر کرد نه تنها افکار عمومی و رسانه های ایتالیا از سفر خاتمی استقبال کردند بلکه تنخست وزیر ایتالیا نیز به همراه خانواده اش شخصا به استقبال خاتمی رفت.خاتنی توانسته بود با طرح ایده گفتگوی تمدنها نه تنها تحولی در سیاست خارجی ایران و نحوه ارتباط با کشورهای اروژایی به وجود اورد بلکه مهم تر از ان توانست چهره ای مطلوب به همراه عزت و احترام برای ایران و ایرانی را به ارمغان بیاورد.امام اکنون به حال خودمان باید متاسف باشیم وقتی ریس جمهور کشورمان ان هم کشوری با این ژیشینه عظیم تاریخی و فرهنگی به یک کشور اروژایی سفر م یکند نه تنها مورد احترام و استقبال قرار نم یگیرد بلکه برخی مقامات میزبان و مسئولان دیگر کشورها ترجیح م یدهند ار کنار رییس جمهورمان عبور نکنند تا مبادا مجبور به دست دادن با او شوند.
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت4:45 بعد از ظهر توسط باران محسنی








