مرگ در جانم تلاطم م یکند این روزها
زندگی دارد مرا گم م یکند این روزها
عشق م یآید خبر م یگیرد از اندوه من
درد م آید تبسّم م کند این روزها
گاه تنهایی م آید م نشیند پای حوض
سنگ هم با من تکلّم م کند این روزها
مرگ از جسمم نم پرسد که حتّی کیستی
مرگ بر روحم ترحّم م کند این روزها
روح بازیگوش، م خندد به جسم خسته ام
جسم، روحم را تجسّم م کند این روزها
دختران کوزه بر سر م رسند از راه دور
کوزه گر خاک مرا خُم م کند این روزها ...
عشق(ع) 18 تیرماه 1387
*****

پروردگارا!پدر ومادرم را در جوار رحمت وعنايت خويش با سلامت و سعادت نگاهدار.
پروردگارا! به روان محمود محمد و آل محمد رحمت فرست و آن خدمت و ارادت را که شايسته مقام پدر و مادرم باشد به قلب من بياموز، به من الهام کن تا بدانم که در حق پدر و مادر چه بايد کرد و آنگاه توفيقي عنايت فرماي تا آنچه شايسته و بايسته آنان دانم در حقشان بجاي آورم، توفيقم ده که تکليفهاي خود را نسبت به پدر و مادرم انجام دهم، آنچنانکه در ادا و انجام تکليف فرزندي خود دقيقه اي فرو گذار نکنم و سستي و اهمال روا ندارم.
چنان کن اي پروردگار من! که حقشان هميشه در چشم من عظيم جلوه کند هرچه هم کوچک باشد، و نيکويي هايشان در ضمير من بسيار بشمار آيد هر قدر که اين نيکويي ها چندان زياد نباشد.
پروردگار من! صداي مرا در پيشگاهشان آرام و مطيع و فرمانبر بنشان و سخنان مرا گيرنده و گرم به گوششان گيرنده و گرم برسان و خوي مرا در کنارشان نرم ساز و قلب مرا از عطوفتشان انباشته دار و توفيقم عنايت کن که در طول عمر با آنان مدارا و مهرباني روا بدارم.
پروردگار من! گواه باش که پدر و مادرم در تکاليف خويش نسبت به من اهمال و تعلل نورزيده اند. گواه باش اي پروردگار من که من پدر و مادرم را به تقصير و تعلل تهمت نمي زنم و از سرپرستي و رعايتشان بيزاري نمي جويم.
هرچه کردند نيکو کردند زيرا حق اين دو موجود گرامي آنقدر بر گردن من سنگين است و آنقدر بر من منت دارند و آنقدر در باره من احسان و محبت بکار برده اند که من در برابر شان شرمسارم. من کوچکتر از آن باشم که به قصاص کردارشان برخيزم و يا به مجازات و مکافاتشان بپردازم.
چگونه توانم چنين بود اي پروردگار من که اين دو انسان مهربان عمر عزيزشان را در راه تربيت من بسر رسانيده اند و به رعايت و عنايت من رنجها برده اند. برخود دشوار گرفته اند تا بر من آسان بگذرد و خويشتن را به رنج انداخته اند تا من به آسايش درافتم.
اي آفريدگار من! ياد پدر و مادر از ضميرم مزداي و چنان کن که به پايان نمازها و در دل شبها و روزها از محبتها و مرحمت هايشان ياد کنم و برايشان آمرزش و آسايش بخواهم. و مرا به پاداش دعايي که در حقشان بجاي مي آورم بيامرز! و آنان را نيز به پاداش نيکويي هايي که در حق من بجاي آورده اند رحمت کن.
اي خداي من! اگر پيش از آنکه دست دعا به درگاه تو بر آورم و مغفرتشان را از پيشگاه تو بخواهم امواج رحمت و مغفرت تو به آنان رسيده باشد و نعمت لطف تو را دريافته باشند شفاعتشان را درباره من بپذير و اگر مرا پيش از آنان آمرزيده باشي بر من منت گذار و شفاعت مرا درحق آنان قبول فرماي، تا با هم درجوار رحمت تو گرد آييم و در کنار هم از انعام و اکرام تو بهره ور گرديم».
(دعاي 24 صحيفه سجاديه_ ترجمه و نگارش جواد فاضل)
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت2:26 بعد از ظهر توسط باران محسنی
اگر باران نیستی محبوب من...
درخت باش سرشار از باروری
درخت باش
و اگر درخت نیستی محبوب من
سنگ باش سرشار از رطوبت
سنگ باش
و اگر سنگ نیستی محبوب من
ماه باش
در روئیای عروست
ماه باش...
جشنوارهي بينالمللي ادبيات برلين قصد دارد به ياد محمود درويش - شاعر فقيد فلسطين -، مراسم جهاني شعرخواني برگزار كند.مراسم خواندن شعرهاي درويش روز پنجم اكتبر (14 مهر) در مؤسسههاي فرهنگي، ايستگاههاي راديويي، مدرسهها، دانشگاهها، تئاترها و در ميان تمامي علاقهمندان درويش در سراسر جهان برگزار خواهد شد.
محمود درويش يكي از محبوبترين شاعران عرب در عصر حاضر و يكي از برجستهترين شاعران تاريخ ادبيات جهان محسوب ميشود كه هزاران نفر براي حضور در برنامههاي شعرخواني او اجتماع م يكردند و كتابهاي شعرش در صدها و هزاران شمارگان به چاپ رسيدهاند.بسياري از شعرهاي او به بيش از 30 زبان دنيا ترجمه شده، شعرهايش به ترانههاي محلي تبديل شده و بسياري از سرودههايش به ضربالمثل درآمدهاند.
در سنت شعر باستاني عرب، شاعر نقش سخنگوي مردمش را براي خود متصور است و با وجود كنارهگيري درويش از نقشش در دههي 90، بسياري از خوانندگان شعرهاي او هنوز درويش را سفير ادبي فلسطين تا آخر عمر م يدانند.محمود درويش بيش از 30 مجموعهي شعر و هشت كتاب نثر از خود به يادگار گذاشته است. اولين كتاب شعر درويش، زماني كه 19 سال داشت، به چاپ رسيد. اين كتاب با عنوان «پرندگان بدون بال» در سال 1960 منتشر شد.
چهار سال بعد، با مجموعهي شعر «برگهاي زيتون»، صداي اعتراض خود را به رژيم صهيونيستي اعلام كرد. درويش با اين مجموعهي شعر و پس از آن با «كارت هويت»، شهرت خود را افزونتر ساخت.
محمود درويش در طول سالها فعاليت ادبي خود جوايز متعددي را بهدست آورده بود كه از جمله به جايزهي لوتوس از اتحاديهي نويسندگان آفريقا و آسيا در سال 1969، جايزهي صلح لنين از اتحاد جماهير شوروي سابق در سال 1983، نشان عالي ادبيات و هنر فرانسه در سال 1993 و جايزهي جشنوارهي جهاني شعر استروگا در سال 2007 م يتوان اشاره كرد.
آغاز فصل جایزه های ادبی فرانسه با حضور نويسندهي افغان مقيم فرانسه...
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت2:37 بعد از ظهر توسط باران محسنی
خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،م یگوید: من پیشتر با زنی ازدواج کرده بودم و دارای یک بچه بودم اما دیگر از زندگی کردن با زنان خسته و از وی جدا شدم. اکنون برای درآمدن از تنهایی قصد دارم با یک روبات ازدواج کنم اما آنان (مقامات دادگاه) به من این اجازه را نم یدهند .از سوی دیگر زنی در هلند به نام "بامیلا" اعلام کرد که به دلیل اینکه تاکنون ازدواج نکرده، اکنون سالهاست که با روبات روابط جنسی دارد و زندگی در کنار آنرا دوست دارد و احساس خوشبختی می کند."بامیلا" به زنانی که دوست ندارند با مردان ازدواج کنند، توصیه می کند با روبات ازدواج کنند زیرا م یتواند به خوبی احساسات زنان را درک کند!!!
روبات بازیگران و خوانندگان سرشناس جهان نیز در چند وقت اخیر وارد بازار شده تا در صورت تمایل، مشتریان بتوانند با این روباتها ازدواج کنند!!!
هم آغوشی با روبات ها تا سال ۲۰۵۰ امری طبیعی خواهد شد
یک محقق هوش مصنوعی پیش بینی م یکند که روبات ها در سال های آتی از چنان پیشرفتی برخوردار خواهند بود که انسان ها تا سال ۲۰۵۰ میلادی خواهند توانست با روبات ها ازدواج کنند.دیوید لوی ، محقق بریتانیائی هوش مصنوعی و نویسنده ی کتاب "عشق و سکس با روبات ها" که ششم نوامبر منتشر شده است م یگوید: روبات ها بسیار شبیه به انسان ها خواهند بود؛ آنها دارای محاورات هوشمندانه، احساسات و توانائی پاسخ به احساسات انسانی خواهند بود، به گونه ای که همچون نسل جدیدی پا به عرصه ی وجود خواهند گذاشت. اینها ماشین های انسان نمائی خواهند بود که مردم عاشق، دوست و یاور و حتی همسر آنها خواهند شد وی کتاب خود را به عنوان یک رساله ی Ph.D آکادمیک در دانشگاه ماستریچت هلند ارائه کرده است معتقد است تنها چند دهه با آن فاصله وجود دارد.
چه چندش آور و وحشتناك...
او تخمین م یزند که روبات ها تا ۱۵ سال بعد بتوانند گفتگوهای جذابی انجام دهند و در ۲۰ تا ۳۰ سال آینده از پس محاورات پیچیده برآیند. سطح دانش روبات بستگی به درخواست صاحب او خواهد داشت. بر اساس گفته های وی، مردم می توانند یک دوست دلخواه سفارش دهند، دوستی که از هنر یا مسافرت لذت برد و یا حتی یک همسر...
چقدر كثيف كه تو صاحب همسرت باشي...
" وقتی شما یک روبات می خرید، قادر خواهید بود تا شخصیت او را مشخص کنید. چیزی شبیه به سفارش در اینترنت خواهد بود. چه نوع احساساتی داشته باشد؟ سیمای او چگونه باشد؟ اندازه و رنگ مو. نوع صدا. اینکه جالب، احساسی، یا اجتماعی باشد. شما می توانید انتخاب کنید که روبات ۴۰ درصد اوقات شوخ و ۶۰ درصد اوقات جدی باشد. برای اینکه روبات شما کار دیگری انجام دهد کافی است که برنامه ی مورد نیاز را دانلود کرده و یا تنظیمات آن را تغییر دهید.شما می توانید شخصیت، علایق و دانش روبات را تغییر دهید."
اين آخر جنايته...
سطح آگاهي هر روبات، به صاحب وي بستگي خواهد داشت و افراد خواهند توانست يك رفيق يا همسر مطابق با خواسته هاي خود تهيه كنند.او ميگويد كه در اين زمان خبري از حركات مقطع و صداي مصنوعي معروفي كه معمولا از روباتها انتظار داريم، نخواهد بود. روباتها ماشينهايي انسان مانند خواهند بود كه انسانها عاشق آنها شده، دوست و ياور و حتي همسر آنان ميشوند.
اینم یه عاشقانه از آقا طیٌب برای طوبي بخونید...
سکندری خوردیم و هري افتادیم تو خواستنت به مولا، به قولی این جوجه اجنبیه فال این لاو بی آژان و آژان کشی .بعد یه عمر کفتر بازی و آسمون گردی و الواطی ،روزا کافه گردی و می خونه و رقاص بازی ،شبا سیاه مستی و تو کوچه ها رباعی خوندن ، ببین چی جوری پاخال ناز چشای خماررت شدیم عشقی!
قصه سر دراز داره ، بر ما حکایتی گذشته از خواستنت، آرره عشقی . بلا روزگاریه عاشقیت. تو یه تیکه عاشقونه محضی ،یه گالن آب شنگولی مامان، ناب ناب .آخ که چقد دلم میخوادت خره!دانم! مقام معشوق بهز این صوبتاس .عذر خواهی میکنم دختر ارباب، خره خودمم. خرتم عشقی .
راس می رفتیم راس میومدیم بی دروغ و کلک ،سرمون تو کلامون بود و یادمون داده بودن که اونقدی بالا رو نیگا نکنیم که باد ببرتش ، اما لاکردار گیسات بلند بود و خودت بالا.بالا بلند .حالا خیال که اومده باشی پای پنجدری که چاقو رو بدی داش کوچیکت که برسونه به ما... اون روز اونی که قربونی اومدن حاجی شما شد من بودم ،نه اون قوچی که از صالح آباد اومده بود تا سرش بریده بشه .همچی بی سرو صدا سر مارو بریدی عشقی! حالیته !؟ اونجا سر مارو بریدی.
سرتو درد نیارم .حاجی اومد. مراد ما بود .گفتم و گیر سه پیچ دادم که مارو برفست بریم کشتارگاه اونجا کار کنیم چه میدونم بریم وایسیم دم حجره ،اصلا بریم فعله گی. گف نه؛ شما بمون همیجا کار زیاده. تو کار مارو زیاد کردی .روی سرخ و سفیدمون پلاسید زرد شد. ننه هه گفت عشقه با کله رفتیم تو دیفال دیگه کسی به رومون نیوورد. داری که! دارم تعریف میکنما! عشقی !حکم بازی کردیم باختیم .نرد باختیم .بیس یک ،روی سه و نیم خوابیدیم .لیس پس لیس ،سپلشک اوردیم .حیرت چه حکایتییه هر کی عاشقه بازندس .همیشه، همه جا، پله ایی نموند که ازش نخوریم زمین و سقاخونه ای نموند که شمع ما توش روشن نشه.. امن یجیب مضطری ما شدی .- حالا نفله تو اون هیروویری تو چرا تاقچه بالا گذاشته بودی جواب سلام مارو پرت میکردی رو خاک!؟- نفله هه خودمم. نفلت شدم دیگه مگه نه!؟
خاک ! ما دهن همه رو آسفالت کرده بودیم. خاک نمی شناختیم که ..هه ..میگم....کم واست از اینو اون نخوردیما نه؟ هر ناکسی رسید مارو خاک کرد.این خاک و داشته باش تا اخرش بگم برات .
تو تکیه... دخترای محل، سقاخونه، طوق ،بازارچه، سبزه میدون، زورخونه ،خرمنکوب ،ناموس ما بودن. آبجی ما بودن. سر و صدا بود تو تکیه.. تنای عرق کرده و داغون .صورتای خیس. پا چشای گود افتاده. سینه های سرخ شده ..میون هیاهو وقتی دستت از پرده میومد تا سینی چایی رو بدی دست دردونهء حاجی صدای به هم خوردن النگوهات کرم می کرد.. زنگش می پیچید تو گوشم.. آره عشقی! زنگ رحیل رفتنی ما اونجا به صدا در اومد.. الحق که کارت بیس بود..بگو بیس یک . نقص نداشت طوبی ناکارمون کردی .
نقل چشاتم قشنگه.... عاشقیه دیگه ،بذار بگم.. کوتاهه
چشات طوبی ،بی معرفت بود قبول کن بی مرام بود.....نه تیر داشت نه کمون. نه غمزه و کرشمه و عشوه و از این دست فیس و افاده های جوجه مزلفای ادبیاتی .چشات قمه داشت تو سیاهیاش ..کشید و ناغافل زد آشو لاشمون کرد و رفت سی خماری خودش خلاص!
داره تموم میشه . تو تموم همه چیزی.. آخر اخرین های همه نسخه های اصل .مث فروغ ..تو آخر عشقی.. رو دس نداری به مولا.مگه بعد فروغ کسی شعر گفت .مگه بعد بهروز کسی بازی کرد. مگه بعد آقا تختی کسی کشتی گرفت .مگه بعد عارف کسی ترانه نوشت .مگه بعد قمر کسی آواز خوند .آوازت تو گوشمه ..ختم کلمه: بعد تو هم کسی عاشقی نمی کنه عشقی.!
آخر همه عشق و عاشقیام همینیه که سر ما اومده .اینجور قصه ها زود تموم میشن .آخر آخرش اینه که تو خونه محبوب زخم بخوریو علی علی... حالا یا کارت درسته، مث اونیکه رو دستش مرد نیومد، تو محراب ..یا مث من سگ روسیا ه که کارام همه ان قلت داشت و غلط غلوط بودو همش خیطی بار آوردم اینجا. تو پس کوچهء شما . خیالیه عشقی؟خیالی نی که.
گفت اگر شراب خوری جرعه ایی فشان برخاک .واس خاطر همه هم پیاله هایی که بودن و الان اسیر خاکن ظاهرا و شایدم افلاک ..همشو میریزم که رسم کرم هم به جا بیاد...نذز سیاه مستی رفیق.که خاکیمون کردی تو . رفیقمی . نوش! عشقی !خلاصی از این چار دیواری گریه زاری نداره، گل ریزون داره. که اینجا حبسه و اون ور دست و بالم تنگه همین .فاتحه...
و آخر اين كه عاقبت انسان ها همان خواهد شد كه خود م يخواهند...
سپاسگذارم از مهدي جليلخاني(بوي كاغذ)
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت4:56 بعد از ظهر توسط باران محسنی

مديرکل محيط زيست خراسان رضوي با اشاره به قانون ممنوعيت واگذاري اراضي پارکهاي ملي عنوان کرده است رأي اخير دادگاه غيرقانوني بوده و با قوانين کشور مطابقت ندارد.اين راي شديدا مورد اعتراض ما و اداره منابع طبيعي قرار گرفته و پرونده در مراجع قضايي و دادگاه تجديدنظر دوباره بررسي خواهد شد. در صورتي که دادگاه تجديدنظر به نفع محيط زيست راي ندهد، نهايتا ممکن است منجر به اين شود که دولت با دادن حق و حقوقي به مردم اراضي پارک را از آنها خريداري کند ولي اين عرصههاي طبيعي به مردم واگذار نخواهد شد.
ولی با این وجود م یبینیم که ۲۸هکتار عرصه طبيعي در حاشيه روستاي جشنآباد و در ضلع شمالي پارک ملي تندوره پس از صدور راي دادگاه توسط مردم تصرف شده است، اين اراضي ديمزارهايي بوده که در سال 47 با دادن حق و حقوق مردم محلي از آنها خريداري و به عنوان جزيي از پارک تندوره تا کنون تحت اختيار سازمان قرار داشته است. در سفر دوم هيات دولت مردم بنچاقهايي (سند) ارائه کرده و مدعي شدند 28 هکتار از اراضي تندوره متعلق به آنها است اما طبيعتا اين بنچاقها ارزش قانوني و عملياتي ندارد. محيط زيست قدرت اجرايي لازم براي برخورد با اين ادعاها را دارد.چطور بعد از گذشت 40 سال صاحبي براي زمينهاي تندوره پيدا شده است؟!
بر اساس قانون بايد 10 درصد از عرصههاي طبيعي هر کشور در اختيار سازمان حفاظت محيط زيست قرار داشته باشد، اين در حاليست که کل عرصههاي تحت اختيار اداره محيط زيست خراسان رضوي به بيش از 8/0 درصد هم نم يرسد. با ادامه اين روند و صدور راي به نفع مردمي که مدعي مالکيت اراضي ملي هستند و دادن حق و حقوق به آنها، اين خطر محيط زيست را تهديد م يکند که مردم حاشيه ساير مناطق نيز خود را محقق دانسته و نسبت به پارکهاي ملي و ساير مناطق ادعاي مالکيت داشته باشند.واگذاري اراضي ملي به چند نفر و راضي کردن مردم محلي، اجراي عدالت نيست.
گفتني است بخشي از منطقه حفاظت شده تندوره كه از سال 1347 تحت حفاظت قرار داشته، سال 1348 به پاك وحش و سپس از سال 1353 به پارك ملي ارتقاء يافته است.
اين پارك با مساحت 35 هزار و 540 هكتار منطقه كوهستاني واقع در استان خراسان رضوي است، با دامنه ارتفاعي هزار تا 2 هزار و 600 متر صخرههاي عظيم و پرتگاههاي عميق متوسط بارندگي ساليانه، دماي سردترين و گرمترين ماههاي منطقه به ترتيب برابر با 370 ميليمتر، 5/2 و 26 درجه سانتيگراد هستند.
اين پارك از اقليمهاي مديترانهاي، گرم تا نيمه خشك معتدل برخوردار است. بخش كوچكي از پارك داراي پوششهاي درختي و درخچهاي با گونههاي بادام، آلبالو، زرشك، ارس و انجير وحشي، پارك تندوره داراي پوشش مرتعي غني و متراكمي به ويژه در دامنههاي شمالي و غربي است.
گونههاي اصلي اين مناطق عبارتند از درمنه، گون، خارشتر، علف بره، چمن گندمي، كردار، زعفران، باباآدم، باريجه، آنغوزه، موسير، كركو، دم عقرب، بومادران، گل گندم شيري، فرسيون، عروس سنگ خراساني، كرفس باتلاقي و انواع گندميان.
از گونههاي جانوري مهم اين پارك م يتواند به پلنگ، قوچ و ميش عريان، بز و پازن، گربه وحشي، روباه معمولي، سمور سنگي، رودك، سنجاب زميني، گربه پالاس، گربه جنگلي، گربه وحشي، گراز، گرگ، هما، عقاب طلايي، دال، كركس، قرقاول، كبك، تيهو، انواع كوكرها، كوركور، قرقي، مار كبراي، افعي معمولي، افعي شاخدار و لاك پشت مهميز اشاره كرد. همچنين جمعيت پلنگ و مارها در اين پارك بسيار چشمگير است.
ثبت نام اعتکاف دانشجویی در جوار حضرت امام رضا(ع)
چطوربعداز40سال زمينها صاحب پيدا كردند؟! ایسنا
لوگوي گوگل به مناسبت راهاندازي قدرتمندترين شتابدهندهي ذرات جهان تغيير كرد
ماهواره گوگل در مدار زمين قرار گرفت
51 سينماگر براي سينماي ملي آرزو كردند
وقوع روزانه 6 قتل به طور متوسط در كشور
[ یادداشت های شخصی ]
+ نوشته شده در ساعت3:19 بعد از ظهر توسط باران محسنی
در خانه تنها هستم
در شهر تنها
در وطن تنها
اما وقتی به تو فکر میکنم تنهاتر میشوم...
وحید طلعت...
[ جامعه ]
+ نوشته شده در ساعت4:44 بعد از ظهر توسط باران محسنی
این مطلب را به افتخار اقای پزشکی عزیز گذاشتم تو وویجر...آقای مهربانی خنده من اینطوریه تلخ تلخ...ببخش که تو این اوضاع نم یتونم و نم یخوام شاد باشم...شادی زمانی برای من مفهوم خارجی داره که مردمم شاد باشند...ببخش...
سردار رادان: "قرار گرفتن چكمه بر روي شلوار به دليل نشان دادن بخشي از برجستگي بدن از مصاديق شرع است و تبرج به حساب مي آيد."
آيت الله جوادي آملي: "دانشمندان فيزيك، شيمي، بارانشناسي و زمين شناسي بدون پسوند اسلامي نفهمند".
حسني، امام جمعه اروميه: "اگر فرد مشركي را وقتي فهميديم كه واقعاً مشرك شده، بايد او رابسوزانيم؛ اگر با گلوله هم بود اشكالي ندارد".
امام جمعه شيراز: "گراني خانه باعث شد جوان پاك ما به جاي مسكن، دوست دختر و دوست پسر بگيرند".
قرائتي: "ما آخوندها هميشه مثل گاز اشك آور عمل مي كنيم؛ فقط بلديم گريه مردم را درآوريم".
احمدي نژاد: "ما يك كشور آزاد هستيم".
سيد حسين مرعشي: "احمدي نژاد نه فقط معجزه هزاره سوم، كه معجزه هزاره چهارم هم هست".
امام جمعه تبريز: "علت زلزله اخير تبريز، اظهارات اعلمي نماينده تبريز در مورد سيدالشهدا بود".
آيت الله خزعلي: "حجاب موجب بالا رفتن معدل دانشجويان ميشود".
احمدي نژاد: "در ايران همجنسگرا نداريم".
آيت الله اميني، امام جمعه قم: "سنگسار بايد علني باشد".
احمدي نژاد: "ايران قدرت اول جهان است".
آيت الله حسني: "اگر مومنين غسل جمعه را انجام ندهند مشكلات كمبود گاز مرتفع مي شود."
وزير مسكن: "ساكنان شهرهاي بزرگ اميدي به خانه دار شدن نداشته باشند."
مسئولين نيروي انتظامي در ملاقات با يك گروه از وزارت كشور آلمان آمادگي خود را براي تامين امنيت بازيهاي جام جهاني (در آلمان) اعلام كردند.
احمدي نژاد: " اينها …. به اندازه بزغاله هم از دنيا فهم و شعور ندارند".
." با شكلات راضي نمي شويم" : علي لاريجاني در جريان رسيدگي به پرونده هسته اي ايران
لاله افتخاري، نماينده مجلس شوراي اسلامي: "در سرزمين اسلامي نبايد يك مريض زن بدست نامحرم مداوا شود".
سخنگوي دولت، پس از تصويب لايحه بودجه: "دولت مسئول گرانيهاي سال آينده نخواهد بود".
آنقدر كه به فكر آفتابه لگن هستيم به فكر تقويت محتواي برنامه ها نيستيم"." وزير كشور (در مورد انتخابات)
احمدي نژاد: "امريكا به ايران حمله نمي كند چون من مهندسم و مسائل را تحليل مي كنم".
احمدي نژاد: "يه دختر بچه دو ساله … زبونشنون اسپانيوليه .. يه نيگاه كرد به من، گفت: "اين محموده اين محموده".
احمدي نژاد: "يكي از شخصيتهاي شرق آسيا، از مسئولين درجه يك اومد به ديدن ما ..خلاصه حرفش اين بود كه اومده بود زنبيلش رو بذاره تو صف بگه ما مشتري شما هستيم".
."دختر ۱۶ ساله اي در خونه شون انرژي هسته اي را كشف كرده" احمدي نژاد:
حجت الاسلام و المسلمين مهدي پور، محقق و پژوهشگر مهدويت: "رواج بي بندو باري در يك جامعه باعث بروز زلزله مي گردد".
احمدی نژاد در جمع طلاب حوزه علمیه قم: "معتقدم در حال حاضر امام زمان کشور را اداره می کند".
محمد علی آبادی، رییس سازمان تربیت بدنی در آیین افتتاح ورزشگاه 15 هزار نفری زاهدان: "ایران آمادگی برگزاری المپیک را دارد".
احمدی نژاد:"ایران باید به الگوی اقتصادی جهان تبدیل شود".
جنتی، رییس شورای نگهبان:" نامه احمدی نژاد به بوش الهام الهی بود".
پورمحمدی، وزیر سابق کشور پس از اعلام نتایج انتخابات: "انتخابات مجلس هشتم سالم ترین انتخابات پس از انقلاب بود".
احمدی نژاد در واکنش به گرانی ها: " سر کوچه ما همه چیز ارزان است، از آنجا خرید کنید".
مشاور مطبوعاتی رییس جمهور: "بیشترین آزادی بیان در دولت نهم وجود داشته است".
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مشهد: "کودتای خزنده در مطبوعات در حال شکل گیری است".
جوانفکر، مشاور رسانه ای رییس جمهور در پاسخ به علت توقیف سه روزه خبرگزاری فارس: "خواستیم بقیه درس عبرت بگیرند".
احمدی نژاد: "برای مدیریت جهان برنامه داریم".
الهام، سخنگوی دولت در نخستین کنفرانس خبری در سال 87: "تغییرات کابینه دروغ سیزده است".
دو روز بعد و پس از تغییر وزرای اقتصاد و کشور، الهام: "احمدی نژاد با من هماهنگ نکرده بود".
رییس سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی:" سرویس های بهداشتی در جذب توریست موثر است؛ برنامه گسترده ای برای ساخت سرویس های بهداشتی در جاده های کشور داریم".
در اوج بحران گاز در فصل زمستان در پاسخ به تلاش های انجام گرفته برای رفع مشکل نبود گاز، فرماندار کاشمر: "مردم تا خرداد صبر کنند، مشکل گاز حل خواهد شد".
بيانيه شوراي عمومي دفتر تحكيم وحدت در پي بازداشت 3 نفر از فعالان دانشجويي دانشگاه فردوسي
[ نجوم ]
+ نوشته شده در ساعت4:17 بعد از ظهر توسط باران محسنی
در بين خانوادههاي مراجعكننده به دادگستري افرادي وجود دارند كه م يگويد هر کس يک لقمه نان به دخترم بدهد، دختر مال او باشد .
هر ساله به طور ميانگين در دادگستري رشتخوار به 4500 فقره پرونده رسيدگي م يشود که از اين تعداد بيش از 104 فقره مربوط به طلاق است.رييس دادگستري رشتخوار محمد ابراهيمزاده در شوراي اداري این شهرستان این حرفو گفته که از 13 هزار خانوار ساکن در اين شهرستان هر ساله 104 خانوار طلاق م يگيرند که اکثرا بر اثر آلودگي مرد خانه به مواد مخدر است. نبود شغل و امکانات اقتصادي در اين شهرستان بيشتر مردم را رنج م يدهد.

اين شهرستان حتي فاقد يک مرکز فرهنگي است، سازمان تبليغات و پزشک قانوني ندارد و از مرکز بازپروري معتادان هم در اين شهرستان خبري نيست. يک سوم مالکيت اراضي اين شهرستان مربوط به بنياد شهید است و در اکثر روستاها آستان قدس مالکيت دارد که مشکلاتي را براي مردم فراهم آورده است.
[ نجوم ]
+ نوشته شده در ساعت5:37 بعد از ظهر توسط باران محسنی
ميرتاجالديني درخصوص منتفي شدن استيضاح وزير آموزش و پرورش گفته بر اساس گزارش رسيده، طي جلسهاي كه امضاء كنندگان اين استيضاح با هم داشتند امضاي خود را پس گرفتند، لذا اين استيضاح از حد نصاب افتاد.
در نتیجه به دنبال پس گرفتن امضا از سوي استيضاحكنندگان وزير آموزش و پرورش و خارج شدن از حد نصاب امضاها، بحث استيضاح علياحمدي منتفي شد. همان اتفاقی که بر سر استیضاح وزیر کشاورزی امد.
رييس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي، قبل از این تصمیم گفته بود اميدوارم نمايندگان مجلس بنا به مصلحتهايي امضاي خود براي استيضاح وزير آموزش و پرورش را پس بگيرند.
مشكلات آموزش و پرورش بيشتر ناشي از تصميمهاي دولت است با وجود كسريهاي متعدد آموزش و پرورش و اين كه در سال 86 بيش از سه بار كسري اين وزارتخانه را مطرح شد، دولت با پرداخت اين كسريها مخالفت كرد و موجب انباشتي از عدم پرداختها در بدنهي آموزش و پرورش شد تا اين كه در مجلس هشتم با جلسات مشتركي كه بعضا در حضور رييس مجلس تشكيل شد، به يك توافق پنج هزار و 700 ميلياردي كسري آموزش و پرورش رسيد.بعد از اين توافق در حال حاضر با اين جو روبرو هستند كه مجلس طرحي ارايه دهد در صورتي كه تامين پنج هزار و 700 ميليارد كسري بودجه آموزش و پرورش به وسيله طرح و جابجايي اعتبارات امكانپذير نيست و حتما بايد به وسيله دولت و با ايجاد منابع جديد صورت گيرد تا اين كسري جبران شود.
تغييرات مداوم دولت در بدنه وزارت آموزش و پرورش نیز از مشکلات دیگر است چندين وزير و چندين سرپرست اين وزارتخانه را اداره كردند.هر بار حتي مكتوب به دولت و رييس جمهور منعكس شده است كه با توجه به مشكلات متعدد در وزارتخانه يك فرد كه كاملا به اين وزارتخانه آشناست و نسبت به مديريت بر منابع مالي و انساني توانمندي بالايي دارد، براي اين وزارتخانه معرفي شود. اما متاسفانه افرادي معرفي ميشدند كه آشنايي كامل نداشته و يا در حقيقت آن مديريت لازم براي هدايت چنين وزارتخانه بزرگي را نداشتند و بعضا هم خود رييس جمهور نسبت به عزل آنها اقدام كرده است.اين مساله به اين برميگردد كه دولت بايد از ابتدا در انتخاب وزير براي اين وزارتخانه دقت لازم را به عمل ميآورد.
مشكل ديگر اجرا نشدن قانون توسط دولت است. قوانيني را در مجلس به تصويب رسیده، مانند عدم تخليه مدارس استيجاري يا به تعليق درآمدن و عدم اجراي قانون احكام قلع و قمع مدارس را كه در حقيقت اينها به تعويق ميافتد تا دولت فرصت داشته باشد براي آنها تامين اعتبار كند تا در آغاز سال تحصيلي دانشآموزان با سردرگمي مواجه نشوند. همچنين با وجود اينكه در آستانهي بودجه اين مساله را به دولت تذكر داده شده است عنوان ميشد براي اجراي اين قانون زمان و محدوديت زماني مطرح شده، به عنوان مثال براي احكام قلع و قمع تا پايان برنامه پنج سالهي چهارم محدوديت تعيين شده و در اين مدت دولت بايد تكليف اين مدارس استيجاري يا مدارس كه احكام قلع و قمع بر روي آنها خورده را بايد روشن كند يا روشن ميكرد، اما باز متوجه ميشويم دولت اعتبار لازم را براي خريد يا ساماندهي اين مدارس، به خرج نميدهد و دوباره شاهد يك درهم ريختگي در شروع سال تحصيلي و در ثبتنام دانشآموزان در مدارسي هستيم كه نهايتا دچار مشكل استيجاري بودن يا احكام قلع و قمع بودن هستند.
مسووليت اين مجموعهها متوجه دولت است و دولت بايد نسبت به اين مسائل پاسخگو باشد، ضمن اين كه تغيير مديريتي در شرايط حاضر در وزارت آموزش و پرورش با توجه به روندي كه اصولا دولت طي ميكند و سه ماه حكم سرپرستي ميدهد، درست نيست و در آذرماه هيچ فرد توانمندي حاضر نيست اين مسووليت را بپذيرد و هر كس هم اين مسووليت را بگيرد، هر اندازه هم توانمند باشد ديگر فرصتي تا پايان دولت نهم باقي نمانده است كه بخواهد برنامههاي خود را براي بهبود اين وزارتخانه انجام دهد. ضمن اينكه سال تحصيلي جديد را نيز آغاز كردهايم و با تغيير مديريت فعلي بهمريختگي هم به وجود ميآيد.
[ سیاست ]
+ نوشته شده در ساعت5:49 بعد از ظهر توسط باران محسنی
شاگرد مکتب بنیادگرای مصباح یزدی با خلف ایدوئولوژیک لنین، مارکس و انگلس بر سر سفره افطار می نشیند؟
رییس دولت ایران که بیش از همه روسا و مدیران ارشد نظام اسلامی بر طبل بازگشت به ارزشهای توحیدی دهه های انقلاب می کوبد و بیش از هر زمان بر اصول بی چون و جرای اسلام بنیادگرا پایفشاری می کند، نخستین روز ماه مبارک رمضان را با مورالس، کمونیست دوآتشه بولیوی افطار کرد. در این مراسم افطاری که در میان کودکان بی سرپرست کمیته امداد برگزار شد مورالس در کنار رییس جمهوری اسلامی ایران روی زمین نشسته و آش می خورد.

در خاطرات زندانیان پیش از انقلاب می خوانیم که ساواک برای آزار زندانیان مسلمان، آنان را با کمونیستها هم بند می کرد. زندانیان مسلمان که کومنیست ها را کافر و نجس می پنداشتند، به هیچ قیمتی حاضر نبودند با هم بندهای کافر خود غذا بخورند. آنان گرسنگی مفرط را بر هم سفره شدن با کمونیست های نجس نرجیح می دادند. تاریخ می گوید این مقاوتها گاهی به مراحل بسیار حاد و بحرانی می رسیده و در هر حال به ضرر جسمی و روحی زندانیان تمام می شده است.
الا چگونه است که احمدی نژاد شاگرد مکتب بنیادگرای مصباح یزدی با کمونیست دو آتشه در خانه خدا بر سر سفره افطار می نشیند، خدا می داند؟ رفتار پارادکسیکال دولت نهم با علامت سوال بزرگی روبروست. حضور منکر خدا و امام زمان در خانه خدا اصلا با اندیشه های ارتجاعی جور در نمی آید. این رفتارهای پارادوکسیکال گویای این مهم است که دولتیان کنونی آنقدرها هم ارتجاعی و اصولگرا نیستند به نظر می رسد اصول برای اینان بیشتر در سطح یک تابو ، رنج معامله و نرخ دعوا هست و نه بیش از این.
مرورگر گوگل پاي به عرصه رقابت گذاشت
[ نجوم ]
+ نوشته شده در ساعت3:1 بعد از ظهر توسط باران محسنی
در آخرين ماههاي سال 1386 آموزش عال كشورمان شاهد رويداد بزرگي با عنوان « دانشگاههاي فراملي و برتر» بود؛ دانشگاههايي با ماموريت ويژه جهت ارتقاي جايگاه جهاني آموزش عالي ايران، انتخابي كه غرور علمي هشت دانشگاه منتخب را در پي داشت اما در عين حال اعتراض برخي دانشگاهها را نيز برانگيخت.
وزارت علوم براساس بند «ز» ماده 50 قانون برنامه چهارم، مكلف بود به منظور ارتقاي توانمندي دانشگاههاي مادر و مهم دولتي كشور در زمينههاي آموزشي و پژوهشي در مقايسه با دانشگاههاي معتبر بينالمللي، برنامهريزيهاي لازم را انجام و طرحي تهيه و جهت تصويب به هيات دولت ارايه كند.
بر اين اساس دانشگاههاي كشور براساس معيارهايي همچون هرم هيات علمي ، نسبت استاد به دانشجو و هرم تحصيلات تكميلي، شاخصهاي آموزشي و پژوهشي، شاخصهاي دانشگاههاي برتر جهان اسلام، شاخص مبتني بر تعداد مقالات نمايه شده در مجلات معتبر بينالمللي، مجموع توليدات و مقالات علمي اعم از نمايه شده در مجلات بينالمللي و يا داخلي و تعداد قطبهاي علمي دسته بندي شدند و در نهايت اسامي 8 دانشگاه برتر، مادر و فراملي كشور به ترتيب حرف الفبا اعلام شد: دانشگاههاي تربيت مدرس، تهران، شهيد بهشتي، شيراز، صنعتي اصفهان، صنعتي اميركبير، صنعتي شريف و علم و صنعت ايران.
پس از اعلام اين خبر معاون آموزشي وقت وزير علوم از طراحي ماموريتهاي ويژه اين دانشگاهها متناسب با شاخصها و استانداردهاي بين المللي، تخصيص اعتبارات ويژه، توجهات و حمايتهاي لازم از سوي وزارت علوم و فعل سازي آن در سال آينده خبر داد، سالي كه در ششمین ماه از آن قرار داريم و از ماموريت ويژه و تخصيص اعتبارات خاص خبري نيست.
روساي دانشگاههاي برتر و فراملي با اشاره به تهيه و ارائه برنامههاي راهبردي و جامع خود براي ارتقاي علمي، از عملي نشدن وعده هاي وزارت علوم گلايه دارند و عنوان م يكنند كه ايكاش انتخاب برترينها زودتر انجام م یشد تا حداقل زمان بيشتري براي پيگيري وجود داشت...
دانشگاههاي برتر در حالي انتخاب شدند كه ماموريت يكساله دارند و در صورت عدم موفقيت، اين افتخار از آنها سلب و به ديگري واگذار م يشود و اين در حاليست كه علاوه بر نزديك شدن به اتمام عمر برنامه چهارم توسعه، اين دانشگاهها هنوز برنامه و ماموريت ويژهاي از وزارت علوم دريافت نكردهاند تا در مدت زمان يكساله خود در جهت تحقق آن گام بردارند.
تا پايان برنامه چهارم توسعه فرصت زيادي باقي نمانده است و انتخاب دانشگاههاي برتر اگر چه در سالهاي آخرين برنامه چهارم صورت گرفت اما باز نشان از توجه وزارت علوم به اجرايي شدن كليه بندهاي برنامه مذكور را دارد، توجهي كه نيازمند همت ويژه در اجرايي شدن آن در مهلت باقيمانده است.
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت3:37 بعد از ظهر توسط باران محسنی
دیشب تا دیر وقت با عزیزی حرف م یزدم...آخر این گفتگو هم این شد که باید دوباره مسلمان بشم...البته این بار به انتخاب خودم...فقط موندم از کجا شروع کنم...
**گزيدهي شعرهاي قيصر امينپور به تركي استانبولي توسط وحید طلعت چاپ م يشود...
***از زماني كه رييسجمهور متن لايحه حمايت از خانواده را جهت بررسي و تصويب به مجلس ارائه كرد، بحثهاي متعدد و زيادي در اين رابطه صورت گرفت و مخالفان و موافقان اين لايحه به بيان نظرات خود پرداختند.اين لايحه قرار بود ديروز براي تصويب به صحن علني مجلس بيايد، اما از دستور كار خارج و براي بررسي بيشتر به كميسيون حقوقي و قضايي مجلس ارجاع داده شد.
ماده 23 لايحه حمايت از خانواده در صدد آن است که خلا قانوني را برطرف کند، پس بايد اصلاح شود.اکنون در جامعه با ازدواج مجدد روبهرو هستيم، بنابراين ماده 23 لايحه حمايت از خانواده بايد اصلاح شود، زيرا عبارت درست بيان نشده است. نبايد احساسي برخورد کنيم بهتر آن است با اصلاح اين ماده ضمانت اجراهاي ديگري پيشبيني شود.
اين ماده م يتواند ابزار بسيار موثر و کارآمدي براي افزايش آمار طلاق در جامعه و انهدام اساس و بنياد اعتماد در زندگي مشترک و فراهم آوردن کودکان طلاق باشد، اين قانون ظاهرا به همه مردان عادلي که توانايي مالي دارند اجازه (حق) داشتن چند همسر ميدهد، بيآنکه تکليفش را در برابر زن اول معين کند و يا براي زن اول حقي متقابل پديد آورد. بر اين اساس مردان ثروتمند م يتوانند در پرتو حمايت اين ماده که توسط دولت به پيشنويس اضافه شده است، زنان متعددي را اختيار کنند.
در ثاني منظور از اجراي عدالت و مصاديق آن کدام است؟ و يا ضمانت اجراي عدم اجراي عدالت چيست؟ منع ازدواج دوم، طلاق همسر اول يا بياعتباري ازدواج دوم؟ همچنين حقيقت لفظي و معنوي توانايي مالي نامشخص است و چه دستورالعملي را دادرس بايد مد نظر قرار دهد تا ميزان عدالت مردان مشخص شود.از سويي عدالت صرفا عدالت مالي نيست اگر م يخواهيم زندگيها را قوام دهيم، م يتوانيم اين مورد را در قالب ماده 16 قانون حمايت از خانواده فعلي بيان کنيم، به گونهاي که رضايت همسر اول مهم باشد.
در خصوص تبصره اين ماده كه م يگويد "در صورت تعدد زوجات چنانچه مهريه حال باشد و همسر اول آن را مطالبه کند، اجازه ثبت ازدواج منوط به پرداخت مهريه زن اول است"بايدگفت اگر قرار است زن اول در دعواي ازدواج مجدد مداخلهاي نداشته باشد و از طرف دعوا محسوب نگردد اين تبصره چگونه قابل اجرا خواهد بود و زنان براي اعلام حال بودن مهريه و مراجعهشان، چگونه بايد مطلع گردند که همسرانشان قصد تحصيل اجازه ازدواج مجدد از دادگاه دارند.به نظر م يرسد اين تبصره با متن ماده معارض و غيرقابل جمع است.
به عقيده من، منظور نظر کساني که اين ماده را در اين لايحه گنجاندهاند، فقط اين بوده که تعدد زوجات را رسميت بخشيده و ترويج دهند، والا بايد پرسيد ضمانت اجراي آن کجاست؟ اين ماده رفع مظلمه را از گردن مرد به گردن دادگاه انداخته است.کجاي اين قانون نوشته شده اگر اختيار همسر دائم بعدي منوط به اجازه دادگاه باشد و اجازه گرفته نشود، مانع ثبت است.
****بس است هر چه زمين از من و تو بار کشيد
چگونه م یشود از زندگی کنار کشيد ؟
چقدر م یشود آيا به روی اين ديوار
برای پنجره نقاشی بهار کشيد ؟
برای دور زدن در مدار بی پايان
چقدر بايد از اين پای خسته کار کشيد ؟
گلايه از تو ندارم چرا که آن نقاش
مرا پياده کشيد و تو را سوار کشيد
حکايـت من و تو داستان تکه يخی ست
که در برابر خورشيد انتظار کشيد
چگونه م یشود از مردم خمار نگفت
ولی هزار رقم ديده خمار کشيد ؟
اگر بهشت برای من و تو است چرا
پس از هبوط ، خدا دور آن حصار کشيد ؟
چرا هر آنچه هوس را اسير کرد اما
برای تک تکشان نقشه فرار کشيد ؟
خدا نخست سری زد به جبه منصور
سپس به دست خودش جبه را به دار کشيد
خودش به فطرت ابليس سرکشی آموخت
و بعد نقطه ضعفی گرفت و جار کشيد
غزل ، قصيده اگر شد مقصر آن دستی است
که طرح قصه ما را ادامه دا رکشيد
غلامرضا صديقي

[ ]
+ نوشته شده در ساعت1:36 بعد از ظهر توسط باران محسنی
فکر م یکنی بوی نان تازه و سحرهای شیرین و افطارهای داغ ماه رمضون رو دوست دارم نه به موت قسم اصلا...ازش بیزارم...ولی دلم براش تنگ شده که چرا اینقدر طول کشید که بیاد ...نمیشه همین طوری گاه گداری بیاد غافلگیرمون بکنه...راستی چرا تکاپو واسه بخور بخور تو این ماه بیشتره...همشم بحث بخور بخوره ها...بیشتر از همه هم تو رسانه ها...حالم بد میشه...بلاخره یه چیزی پیدا میشه که بخوری...کوتاه بیا...
فکر م یکنی تو این شهر چند نفر ادم هستند که ماه رمضونی خونین دل دارن...گرسنه از صبح تا شب...شب تا صبح...حتی همه ماه ها...نانی نیست تا ایمانشون رو نگه داره...به زنی که با بچه اش همیشه سر راه من نشسته و چادرش رو کشیده رو سرش و پول خردایی که جلوش افتاده فکر م یکنم...
غروب که میشه خیابونا خلوت...مثل کله مشتی رجب(بقال محله مون)...کاش همیشه همینطوری باشه...جان من یبار هم که شده وقت بذار موقع اذون و بعدش وایستا تو خیابون ببین چه جوریه...ادم دوست داره تو این موقع بره اون خیابون هایی که همیشه خدا شلوغه...یشب این کارو م یکنم...
فقط خیابونای منتهی به حرم رو دوست دارم ادمو سر حال میاره ...اساسی...تو همین ساعت خلوت جون میده از اول خیابون شیرازی که همیشه خدا شلوغه تا جای حرم پیاده استه استه راه بری...به درختایی که برات دست تکون میدن سلام کنی...چند تا گیاه نو خاسته ایی که پای هر درختی دراومده خم بشی...نازش کنی...حال دل زمینو بپرسی...بعدش هم پیغامشو به امام رضا بدی...بعد دوباره را بیفتی همین طور سلانه سلانه بری ماه هم با تو راه بیاد...عاشقانه...وای چه شود...
خدا خوب م یدونی که با این بشر دو پا چه کنی...دمت گرم خدای خوبم...ولی ای کاش که این مخلوق دستت کمی ادم بود...کمی ادم م یشد...میشه یه کارایی بکنی که تو این ماه رمضونی ادم بشه...سر به راه بشه...خدایا ادمم کن...
فراز۴۴ از دعای صحیفه سجادیه:
...ما را دراين ماه توفيف ده تا به خويشاوندان خود نيکي و پيوند کنيم و به همسايگان از راه ا حسان و بخشش رسيدگي کنيم و اموال خود را از مظالم پاک نمائيم و با بيرون کردن زکات آن را پاکيزه کنيم و با آن کس که با ما قهر کرده، آشتي کرده و به ما ستم نموده به انصاف برخاسته و با دشمن مدارا کنيم، مگر آن که دشمني با او به خاطر تو و در راه تو بوده، زيرا او دشمني است که هرگز با وي دوستي ننمائيم و حزبي است که دل با او صاف نکنيم و ما را توفيق ده که در آن به تو تقرب جوئيم در سايه اعمال شايسته اي که ما را به آن از آلودگي معاصي پاک نمايي، و درآن از عيوب تازه بازداري تا هيچ يک از فرشتگانت جز مرتبه اي پايين تر از آن چه ما به جا آورده ايم از ابواب طاعت و انواع تقرب به سويت به محضرت عرضه نکنند...آمین...
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت4:34 بعد از ظهر توسط باران محسنی
*زندگی ادما اوج داره... حضیض داره...بالا و پایین داره...اگه بگم این سه هفته جزء اوج زندگی من بود بعدها مطمئنم که پشیمون نخواهم شد...ازادی ...رهایی...حس خوب بودن...دور بودن از این زندگی سگی که برای خودمون درست کردیم نمونه اش...وای نم یدونید به من چی گذشت...عزیزی سال قبل م یگفت بشاگرد رفتن رو نمیشه توضیح داد و راجع بهش حرف زد...اون زمون نم یفهمیدم منظورش چیه... فکر م یکردم منظورش اینه که اوضاع اونجا اسفناکه (که هست)ولی الان با تمام بارانیتم حس م یکنم که راجع به بشاگرد نم یشه توضیح داد باید خودت بری ببینی...حس کنی...دیروز بچه ها رو راهی وطنشون کردیم و رفتن...موقع رفتن بچه ها گریه نکردم ولی عوضش وقتی رسیدم خونه... یه دل سیر هق هق و گریه کردم...ممنونم اقای عزیزی از لطفی که به من داشتین...و برای تمام مهربانیهاتون...
**دلم تنگه...بو بو بو...یاد امنه بخیر...لیلا لیلا لیلا سیاچشمون ابرو کمون لیلا...رباب رباب حال رباب خرابه حال رباب...افتاب سوزان بشاگرد(چشمام خیلی اذیت شد)...اب داغ بلبل اباد( پوست منو کرده مثل کروکودیل)...سحر های دل انگیزش...اسمون پر ستاره اش...مردم مهربونش...بچه های شلوغش... حسن موشکی... اسماعیل.. محمد(که عاشقش شدم)...ابرهیم که هنوز مرد نشده مرد شده...فاطمه ا اون خاله گفتنش که دلم غنج م یرفت...مدرسه...کلاسا...شب نشینیا...ورزش صبگاهی...حتی برای زنبوراش(زنبور نبود در حد تیم ملی وحشتناک)...دلم برای کلی رنگ مهربون که اونجا دیدم تنگ شده...سبز صورتی قرمز نارنجی ابی بنفش خرمایی زرد طوسی ...چه لباسای خوشگلی داشتن...دلم حتی برای اون مارمولکهای رنگی هم تنگ شده...صورتی...قهوایی...مشکی...(اقا در حد تیم ملی سریع بودن و چندش اور)
***اونجا غیر از من و دوستام به عنوان مربی چند تا موجود دیگه هم زندگی م یکردن...یه زندگی مسالمت امیز(اصلا در تصورم نم یگنجید)به غیر مارمولک و زنبور انواع ملخای جهنده و پرنده...عقرب در سایزهای مختلف(یکیش لای لباس های یکی از مربیای بود)بذارید یه خاطره تعریف کنم که در نهایت نامردی بود...
سکانس اول...داخلی...حمام(روز دوم طرح اردوی جهادی مفید۲ روستای بلبل اباد از توابع بشاگرد)
زهرا(یکی از مربیان) تو حموم لباساشو داره م یشوره منم تو سالن ایستاده بودم داشتم یه کارایی م یکردم...سرشوو از حموم دراورد و گفت اقدس اقدس کجایی...
باران:اقدس ...زهرا کارت داره...
اقدس:چیه؟الان اومدم...
زهرا:بیا...کارت دارم...
باران:چیکار داری؟بگو من انجام بدم...
زهرا :نه بگو اقدس بیاد...
سکانس دوم...داخلی ...حمام...(روز دوم طرح اردوی جهادی مفید۲ روستای بلبل اباد از توابع بشاگرد)
اقدس در حال بالا و پایین اوردن یه چوب بزرگه...
باران:چی شده؟
زهرا:هیچی یه سوسکه...
اقدس: برو تو اتاق یه سوسکه چیزی نیست...
باران(تو دلش میگه):اگه سوسکه چرا رنگت پریده...
باران :نکشیدش گناه داره...
اقدس:باشه برو تو اتاق...
باران:خب چرا اینجوری م یکنی؟مارمولکه...م یدونم که...نکشش گناه داره بذار بره...اینجا پره مارمولکه...
اقدس:باشه برو توو دیگه...باران...
سکانس سه...داخلی...حمام...(روز دوم طرح اردوی جهادی مفید۲ روستای بلبل اباد از توابع بشاگرد)
اقدس:در حال کوبیدن جسمی سخت بر چیزی است...
زهرا:حالش منقلب شده در حد تیم ملی..(اینم از اون برکات سفره...حالا حالا ها این تیکه کلام تو دهنم هست تحمل کنید)
سکانس چهار...خارجی...مشهد پارک کوسنگی...روز بیست و یکم و اخرین روز طرح مفید۲
روح انگیز(خواهر اقدس):م یدونی اونی که تو حموم بود مارمولک نبود؟
باران: پس چی بود؟ههه ههه ههه ...عقرب...!!!خیلی نامردیه...
شبا با سمفونی جیرجیرکایی که اومده بودن تو اتاقمون به خواب م یرفتیم...صبا با وز وز زنبورای گنده از خواب با وحشت بیدار م یشدیم...ساس...سوسک...حشرات(در انواع و سایز ها و رنگهای متنوع)و یه عالمه یه عالمه یه عالمه مگس...چه دنیایی بود...
****شنیدن خبر ازادی محمد هاشمی و بهاره هدایت و احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری تو این سفر خیلی چسبید.
*****فعلا که دل تنگم...شبیه کسی شدم که اومده یه جای نا اشنا زیر خروارها خروار خبر و اطلاعیه و شایعه و .... داره له میشه...واقعا سخته...تحملشو ندارم...نفسم م یگیره...
******ممنون از تموم عزیزانی که اومدن به مهمونی وویجر...تنهاش نذاشتن...ممنون...
یه گزارش مبسوط خواهم نوشت...
سومين دورهي جايزهي شعر خبرنگاران برگزار ميشود
پایگاه خبری گروه دعوت از سید محمد خاتمی راه اندازی شد
بزرگترین ساعت افتابی در کشور افتتاح شد
سالروز ربوده شدن امام موسی صدر عزیز...
چقد دلم برای افاضات امام جمعه مشهد و انبساط خاطرم تنگ شده بود...
پدربزرگ سنگدل صهیونیستی نوه اش را قطعه قطعه کرد
جهان بدون محمود درویش چیزی کم دارد...
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت5:14 بعد از ظهر توسط باران محسنی







