خمینی کبیر انسانی است برای من بسیار محترم ،دوست داشتنی و عزیز...با اینکه به یاد ندارمش ولی با اين حال تنها در همان روزهای خاصی كه از صفحه تلویزیون نشانش می دهند گریه (گريه كردن براي من نعمت بزرگي است كه خدا به من هديه داده اوج احساسم زماني است كه گريه م يكنم و خوشحالم كه م يتوانم گريه كنم) م یکنم از اینکه دیگر نیست...از اینکه ارامش وجودی این مرد بزرگ را لمس نکردم... از اینکه در کنارش نبودم ...با این حال دیدنش از همان شیشه تلویزیون هم برایم غنیمتی است...مخصوصا در این ایام چهره اش را بیشتر می بینم و بیشتر دلم تنگ می شود...برای خودش و انقلابی که برایش خون دل خورد...
برای سه نقطه گرامي...
استادم هميشه به من اين نكته را گوشزد مي كند كه دختر جان تو خبرنگاري و بايد به زبان مردم سخن بگويي...ساده و روان تا اناني كه سطح درك و سواد اندكي نيز دارند متوجه منظور و پيام و خبرت شوند...پس اين گفتار را ساده مي نويسم ساده ساده...در ثاني خبرنگار گوش و چشم مردم است...انچه كه م يبينم به لحاظ نزديك شدن به قدرت بايد بگويم...و نكته ديگه اين كه همه كساني كه به وويجر تشريف مي اورند حق دارند نظرشان را با توجه به سطح درك و فهمشان ابراز كنند و من هم تا جايي كه توان داشته باشم سعي مي كنم روزنه هاي مسدود ذهن خواننده ام را نسبت به متني كه نوشته ام روشن كنم...با اين كه زمان امتحاناتم است و شديدا درگيرم ولي پاسخ ابهام هايي سه نقطه گرامي را مي دهم...سايرين را به وجدان خودشان ارجاع ميدهم و اين كه ناخوانده و با توجه به معيارهاي ذهني خود درباره هيچ كس قضاوت نكنيد...
پاسخ ابهام ۱ـ در هيچ كدام از خط هايي كه نوشتم نگفتم در دیدگاه خمینی (ره) مردم چاپلوس و ترسو توصیف شده اند...خمینی را برای همین دوست می دارم که به من به عنوان یک انسان حق انتخاب داد و نظرش را تحمیل نکرد...هرگز به او توهین نخواهم کرد و هرگز از رهبرم بیزار نخواهم بود و هرگز از او برای خودم خرج نخواهم کرد که در این جایگاه نیستم....(فقط به عنوان نسل سوم انقلاب دوست ندارم دستاورد بزرگ رهبرم به اساني نابود شود) ولی به این موضوع هم فکر کن...این دیدگاه من است...در طول روز چند بار sms دریافت می کنی که رییس جمهورت را مسخره می کنند...در طول روز آیا سوار تاکسی می شوی؟ می شنوی مردم پشت سر او چه می گویند؟ چه فحش هایی می دهند؟اگر این مردم از وضع موجود ناراضی هستند چرا روز انتخابات در محل های رای گیری کسی دیده نمی شود؟بعدها سه نقطه عزیز لیست های هوالمطلوب جای این مردم را می گیرد و بعدها انها در تاکسی و در خانه هاشان در پستوها و دخمه های ذهنشان می نشینند و برای رییس جمهورشان جک می سازند...به او و خاندانش فحش می دهند...اینان به زعم من مردان نامردی هستند که در نهایت ترس زندگی می کنند...برای این گفتم چاپلوس که زمان رفسنجانی جمعیت می امد استقبال ...در زمان خاتمی هم امدند استقبال...در زمان احمدی نژاد هم امدند استقبال...در حالی که اگر آشنایی با دیدگاه و نظام فکری رهبرانشان داشتند دافعه ایی جاذبه ایی پدیدار می شد...مردمان در طول سالیان سال استبداد یاد گرفته اند با نظام حاکم چگونه کنار بیاییند و البته به موقع خودش وارد عمل شوند...
برای ابهام دومت (مردم ما نیاز به قیم ندارند این هم فرموده امام است... نظام تو در تو در ایران همان نظام قبیله ای است که کدخدا در آن حرف آخر را می زنند... ببینم نکنه این هم از مشکشوفات شمااز تفکرات امام است؟) برای همین گفته رهبرم است که دوستش م یدارم مردم نیاز به قیم ندارند...ولی این را معتقدم و دیده ام که مردمان برای خودشان تصمیم نمی گیرند...من حق دارم مکشوفات داشته باشم...بله این از مکشوفات من است که کشف کردم مردمم برای خود تصمیم نمی گیرند برایشان تصمیم م یگیرند...اگر به متن جامعه بیایی این را خواهی دید...
پاسخ ابهام سوم شما (شما چه راحت حوادث قبل از انقلاب را پاک می کنید؟شما اگر دوست دارید مثل دوران قبل از انقلاب رفتار و کار کنید بسم الله. چرا چهره پهلوی را تطهیر می کنید؟ )
من کی این کار را کردم برعکس ارجاع دادم به زمان انقلاب ...دقیق بخوان...در هیچ کدام از بندهای که نوشتم کلامی از پهلوی نیاوردم...کسی که خمینی را دوست بدارد نم یتواند پهلوی را دوست داشته باشد...سه نقطه عزیز خواهش میکنم خلط مبحث نکن...برایت اسان و ساده نوشتم تا بهتر متوجه کلامم و مفهوم گفتارم شوی...منظورم اين است كه آيا ايمان به انقلاب اكنون قوي تر است در ميان نسل جوان يا در زمان انقلاب منظورم دهه ۶۰ است...تو روزها از خونه بيرون م يايي؟دختران جوان و پسران جوان را مي بيني؟مردان ميانسال زن دار و زنان شوهر دار را مي بيني؟ به رفتار هاي انان دقت كرده ايي؟به اداره و سازمان مي روي؟معتقدم زمان انقلاب وضع خيلي بهتر بود...
پاسخ ابهام چهارم (ظاهرا شما این مطالب را یه شب در خواب دیده اید و نوشته اید نه؟ شبش در خواب دیدم عده ای که انگار مسیحی بودند ... ریختند و کشتندو ...)اری مدتی است شب ها کابوس می بینم...خواب های وحشتناک که متاثر از شنیده ها و گفته های در طول روز است...انقدر فجایع می شنوم و می بینم که شب ها خوابشان مرا رها نم یکند...در ثانی سه نقطه عزیز...وقتی اقای جنتی در مورد انتخاب ریاست جمهوری به خواب راننده تاکسی استناد می کند چرا من به خواب های خودم ارجاع نکنم...
پاسخ ابهام پنجمت(شما بدجوری دچار رعشه شده اید. پیشنهاد می کنم توهمات خودتان را به دیگران نسبت ندهید و از امام برای توجیه خیالبافی هایتان خرج نکنید.)..اری بد جور دچار رعشه شده ام...از نهایت و عاقبت این انقلاب در هراسم...از اين كه انقلابي كه خميني برايش زحمت كشيد با تدبير نااهلان و بي خردان به گرداب نابودي در غلتد نگرانم و در رعشه...باز هم بيا سه نقطه خوشحال مي شوم كه با نظراتت بيشتر اشنا بشم چون احساس مي كنم جز طبقه ايي از اجتماع هستي كه خيلي دوست دارم بهش نزديك بشم تا بهتر بتونيم به دور از تعصب و آگاهانه با هم گفتگو كنيم...
اين متن را خيلي با عجله نوشتم فردا امتحان دارم ...دعا كنيد...كلهم جميعا...
در ضمن آقاي عزيزي حرف قشنگي داره بخونيد... فلسطین به ما چه؟...
[ جامعه ]
+ نوشته شده در ساعت5:49 بعد از ظهر توسط باران محسنی
درباره حوادث روزهای اخیر در تربت جام استان خراسان و اتفاقاتی که در مراسم عزاداری شیعیان رخ داده است به این موضوع توجه كينم كه یک طرفه به قاضی نرویم...چند پست اخیر راجع به سنیان ایران و این اقلیت مطلبی نوشته بودم با عنوان بلایی بدتر از گونو2 و روحانی سنی در سراوان ترور شد اهل تسنن در فشارزیادی هستند اگر خود را جای انان بگذاریم چه رفتاری بروز خواهیم داد؟این به معنی تایید کار انها نیست بلکه روی سخن بر می گردد به گردانندگان کشور و سران مملکتی که چه تصمیم و عملکردی در قبال شهروندان این سرزمین اتخاذ کرده اند؟ چگونه و باچه چشم اندازو برنامه ایی انقلاب را تا اینجا رسانیده اند؟عاقیبت و سرنوشت انقلابی که با خون دل و قلب جوانان برومندکشورم به ثمر نشسته به چه راهی می رود؟
اول:امریکا ابرقدرت جهان است.هر رییس جمهوری که روی کار آمده از منشور واحدی پیروی کرده است و آن همانا حفظ منافع امریکا در جهان با هر وسیله ایی است.تنها در جزئیات و تعداداین وسایل میان جمهوری خواهان و دموکرات ها اختلاف است.حال در کشور اسلامی ایران با داعیه داری ولایت علی دو گروه وبلکه چند گروه به نام ها والقابی که ریشه ان باید مورد کنکاش قرار گیرد به جان هم افتاده اند...این گروه ،گروهي ديگر رامزدور غرب زده معرفي مي كند و خود را انقلابي و پايبندبه اصول ...و ديگري طرف مقابل را به جهل و قشري و ناآگاهي متهم مي كند.اينجا تنها منافع مردم و انقلاب پايمال مي شود.
دوم:البته اين نكته هم فراموش نشود كه مردمي ترسو و چاپلوس داريم(در طول استبدادهاي طولاني ياد گرفته اند كه با سردمداران خود چگونه رفتار كنند)موقع عمل در پستوها پنهان مي شوند و منتظر نتيجه مي مانند و وقتي كه نتيجه مشخص و مطابق ميل انها نبود فحش و ناسزا و نفرين شروع مي شود غافل از اين كه خود خواسته اند و اين حرفا تف سر بالا است ولي متوجه نمي شوند.
سوم:نظام تودرتوي ايران همان نظام قبيله ايي است كه كدخدا حرف نهايي را مي زند البته اين نظام امروزه به مدد جامعه جهاني انقدر تغيير يافته كه نه مدرن است نه سنتي و تبديل به غول بي شاخ و دمي شده است كه حتي افرينندگان ان نيز از شناختنش عاجزند...از اغازين سالهاي شروع انقلاب منشوري مدون تدوين نشد تا براساس ان ايران به جلو گام بردارد...سرفصلي كه هر رييس دولتي آمد همان را به جلو ببرد و مدام ازاين شاخه به ان شاخه نجهد...سند چشم انداز ۲۰ساله خيلي خيلي دير تدوين شد و حال هم كه مدون شده و بايد اجرايي شود جسته گريخنته و حتي در پاره ايي موارد به ان بي توجهي مي شود.كه اگر همان هم اجرايي شود مشكلات بزرگي را حل خواهد كرد.
چهارم:در این نظام افراط ها و تفریط هایی اساسی صورت می گیرد نگاهي به رويه و تصميماتي كه روزانه توسط مديران وتصميم گيران در حوزه هاي خرد و كلان كشور اتخاذ مي شود،این را نشان مي دهد مخصوصا اين افراط و تفريطها در دین و مذهب نمود بیشتری دارد و باعث شده كه درك منطق عمومي و سنجش حق و باطل و موازين و اصول، نسبي بنظر بیاید و كشور را با خلاء مباني مواجه شود.
پنجم:در آستانه بزرگداشت پیروزی انقلاب هستیم...بعد از ۳۰ سال به کجا رسیدیم...این انقلابی است که خمینی کبیر می خواست؟ به راستی وضع مردمان اکنون بهتر است یا ۳۰ سال قبل؟ بانوان الان با حجاب تر هستند یا ۳۰ سال قبل؟ارزش ها اکنون مورد توجه و اكرام هستند يا ۳۰ سال قبل؟ تزوير و ريا اكنون كمتر شده ۳۰ سال قبل؟
پاورقي:
استاندار خراسان رضوی عنوان کرده:در سايه الطاف الهي و عنايت ويژه ائمه اطهار عليهمالسلام و با تلاش مقدس و شبانهروزي سربازان گمنام امام زمان(عج) و همكاري صميمانه و قابل تحسين نيروي محترم انتظامي و مراجع محترم قضايي، عوامل تروريستي شام غريبان حسيني شهرستان تربتجام شناسايي و دستگير شدند.اميدوارم با رسيدگي سريع و قاطع، مجرمين به سزاي اعمال ننگين و جنايتكارانه خود برسند.
شبش خواب دیدم که تو میدان شهدا یه عده ادم که انگار مسیحی بودن جمع شده و تحصن کرده بودن آقا نیروهای ضد شورش ریختن و بزن و بکشی راه انداختن...بیچاره هاروکردن تویه خونه که اصلن صدا به بیرون نمی رفت و شروع کردن به کتک زدن بیچاره ها...بعد یکی از اون پلیس های گارد ویژه اومد طرف من من طفلک هم اشتباهی رفه بودم قاطی اینا...می خواستن منو هم برن و بزنن که البته این کار رو نکرد...دستش درد نکنه...این عده ادم رو خیس می کردن و دوباره می افتادن به جونشون... خلاصه یاد این افتادم که چه طوری ظرف چند روز چند تا مظنون گیراوردن و از میون اینها مرتکبین انفجار رو پیدا کردن...؟!شما می دونی؟...
سال گذشته ایسنا یه گزارش کار کرداز یه زندانی بدبخت بیچاره مادر مرده فلک زده که تا جا داشته کتک خورده اونم به جرم نکرده و الان کابوس زندگیش روزهای کتک خوردنشه...هر چی گشتم پیداش نکردم باشد یافتم میذارم بخونید جیگرتون کباب میشه...
فقط يك نكته يگه چطوري ظرف چند روز مظنونين دستگير و مرتكبين شناسايي شدند؟و در اسرع وقت به دار مكافات آويخته مي شوند؟
ترور و آدم ربایی ؛ تشدید نا امنی در خوزستان
[ سیاست ]
+ نوشته شده در ساعت8:1 بعد از ظهر توسط باران محسنی
دیده ایی...؟
گریه درختان را پس از یک شب برفی در یک صبح خورشیدی...
من امروز در بدرقه باران ها به خانه ام آمدم...
اینجا درخت ها علاوه بر این که ایستاده م یمیرند...ایستاده هم گریه م یکنند...
***
به قول ارد بزرگ" شالوده و زیربنای گسترش هر کشور ، فرهنگ است" و نصور نقی پور از آن آدم های با فرهنگ و اجتماعی ایران زمین است...تا این لحظه که دیدمش در تلاش بوده...او بی بهانه و بی دعوت م ینویسد و دیگران را نیز به نوشتن دعوت م یکند که همانا نوشتن رمز ماندگاری است...او به دنبال فرصتی برای دوباره بی بهانه نوشتن است چرا که معتقد است" آزادی هرگز بهانه ای نم یخواهد"...
اینبار او در تلاشی دیگرباره نسخه آزمایشی یک سایت اشتراک یا به قول خودش سبد فرهنگی ترتیب داده است.و م یخواهد یک جامعه ی مجازی برای دوست داران فرهنگ و اندیشه در وب فارسی بسازد.
تلاش او را ارج م ینهم و برایش بهترین ها را آرزو و دعا م یکنم...شما دوستان عزیز نیز به او در این کار یاری دهید که هر کار بزرگی با مردان بزرگ به انجام م یرسد...سایت رویانز را به دوستان خود نیز معرفی کنید...
***
ترانهی رپ دختر بینظیر بوتو در سوگ مادرش
بیش از یک سال از مرگ بینظیر بوتو، نخست وزیر سابق پاکستان میگذرد. دختر او، بختآور بوتو، ترانهی رپی را به زبان انگلیسی در پیوند با مرگ مادرش ساخته است که در پاکستان با نظرها و واکنشهای گوناگونی روبرو شده است.
اگر واژههای معینی از بخش آغازین ترانهی رپ بختآور بوتو (Bakhtawar Bhutto) را کنار بگذاریم، واژههایی که به تقریب در همهی ترانههای رپ شنیده میشوند، به سرعت پرده از روی دردی عمیق کنار میرود که در دل دختر بینظیر بوتو نهفته است. او از قتل پدربزرگ و دو عمویش شکوه میکند و از قتل مادرش مینالد که در ۲۷ دسامبر سال ۲۰۰۷ به وقوع پیوست.
مادر، اگر حال صدایم را میشنوی، میخواهم چیزهایی را برایت بگویم، که هیچگاه نتوانسته بودم به زبان بیاورم... جلوی درد را خواهم گرفت...
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت10:39 قبل از ظهر توسط باران محسنی
رفته بودم دانشکده با زهرا نهار بخوریم...موقع اومدن به دفتر دیدم یه گربه وسط باغچه محوطه دانشکده داره دنبال یه چیزی تو خاکا م یگرده...من جو زده هم به وجد اومدم که اخی حیوونکی گرسنه است دنبال مَ مَ م یگرده...
گفتم کاش یه کمی غذا بود بهش م یدادیم...زهرا میگه اخه چی به تو بگم من...این داره( قضای حاجت رو چه طوری می نویسند؟
)...
منو م یگی... زهرا رو م یگی... گربه بیچاره که همین طور به ما زل زده بود(البته ما اصلن بهش زل نزده بودیم) رو م یگی...زهرا پقی زد زیر خنده ...منم... ولی گربه تو دلش م یگفت ای خدا ببین اینجا هم راحت نیستیم...برو دختر جان زشته... بی تربیت...![]()
زهرا طبق عادت معهود یاد دوران کودکی و خاطرات سبزوار افتاد...(که ای خدا این زهرا رو در کنف لطف و مهربانیت حفظ کن... که بسی مایه نشاط و شادمانی من است...
)
م یگفت...سبزوار که بودن موقع دبستان یه بچه همسایه داشتن که عنصر پایدار خانواده زهرا اینا بوده زهرا اون وختا گربه زیاد داشتن پسر همسایه م یبینه که گربه داره زمینو می کنه و بعد میره یه کارایی م یکنه...با هیجان به زهرا می گه شما به گربه هاتون یاد دادین ؟چه با ادبن...؟!![]()
فرداش سر کلاس علوم پسر بلند میشه با اعتماد به نفس به معلم م یگه آقا اجازه گربه های خونه زهرا اینا خیلی با ادبن...موقع اون که میشه م یرن و چاله م یکنن و خلاصه...
...زهرا م یگه من هر چی استین این بچه رو م یکشم که بشین ابرو ریزی نکن ...گربه ها همشون همین طورین...
ولی میخ و اهن و از این حرفا...
شنیده بودم که گربه ها اینطورین ولی تا چند ساعت قبل ندیده بودم...
مسیر اومدن به ایسنا رو تا دلم جا داشت خندیدم امروز...از ته ته دلم خندیدم...
* برف می باره...کولاک...
درخواست محيط زيست خراسان رضوي از مردم:
مازاد مواد غذايي و غلات را در اختيار وحوش گرسنه قرار دهيد کلیک کنید
[ یادداشت های شخصی ]
+ نوشته شده در ساعت3:57 بعد از ظهر توسط باران محسنی
براساس تحقیقی که به تازگی در شهر تهران انجام شده پدیده روسپیگری در متاهل ها بیش از مجردها دیده می شود.
به گزارش روزنامه سرمايه سیدکاظم رسول زاده طباطبایی مدیر گروه روانشناسی دانشگاه تربیت مدرس و رئیس کارگروه زنان و دختران آسیب دیده و در معرض آسیب دیروز در سالن وزارت کشور به این نکته اشاره کرده است.
در این کارگروه که به عنوان یکی از کارگروه های همایش اسلام و آسیب های اجتماعی برگزار می شد با استناد به تحقیقی که به تازگی در شهر تهران انجام شد به تغییراتی که در روند روسپیگری ایجاد شده، اشاره شده است «در دهه 60 و 70 سن روسپیگری بالای 30 سال بود اما اکنون سن روسپیگری از 15 سال به بالا رسیده است. اگر پیش از این اقدام به روسپیگری به خاطر رفع نیازهای اولیه بود اکنون به خاطر رفع نیازهای ثانویه است. از طرفی تا پیش از این پدیده روسپیگری بیشتر در مجردها بروز می کرد اما تحقیقات نشان داده که اکنون روسپیگری در متاهل ها بیشتر شده و با رشد سریعی هم مواجه است.
پدیده روسپیگری پیش از این در غیربومی ها بیشتر بود اما اکنون شیوع این پدیده در طیف بومی و غیربومی برابر شده، بنابراین دیگر نمی توانیم این پدیده را با مهاجرت مرتبط بدانیم.» به گفته رسول زاده گرچه این پدیده قبلاً در افراد با تحصیلات کمتر از دیپلم دیده می شد اما اکنون این پدیده در افراد تحصیل کرده هم دیده می شود.
اولین چالش فقدان نظریه جنسی در ایران است. در حال حاضر با افزایش سن ازدواج و کاهش سن بلوغ، فاصله بلوغ و ازدواج به 15 تا 20 سال رسیده است اما برای رفع مشکلات ناشی از این موضوع مسوولان و علما هیچ نظریه جنسی ای ارائه نداده اند.در بحث انحراف ها فقط بر دختران متمرکز می شویم اما وارد بحث پسران و مردان که آنها هم می توانند عامل بسیاری از انحراف ها باشند نمی شویم.» تابو کردن مسائل جنسی و آموزش جنسی چالش سومی بود که رسول زاده به آن اشاره کرد و گفت: «چالش بعدی هم یک جانبه بودن برنامه های توسعه ای ماست.
11 درصد روسپیان شهر تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپیگری می زنند. این آمار نشان می دهد که نه تنها به مساله بیکاری زنان بلکه به بیکاری مردان و پیامدهای آن نیز باید توجه بیشتری شود.
اگر به منشا شکل گیری رگه های شخصیتی افراد که آنها را به سمت چنین انحراف هایی می کشاند توجه کنیم، متوجه می شویم که خانواده با شکل دادن به شخصیت کودکان می تواند نقش موثری در پیشگیری داشته باشد.
تحقیقات نشان داده است که بعضی از این افراد به خاطر انتقام و انتقام جویی و تنفر از خانواده و جامعه وارد این حیطه می شوند. در حالی که اگر کودک یاد بگیرد که دیگری را دوست داشته باشد و احساس امنیت نسبت به دنیای پیرامونش داشته باشد، چنین حالتی در او به وجود نمی آید.نتایج نشان می دهد کودک در سن سه تا شش سالگی با پدیده کنجکاوی های جنسی مواجه می شود اما از آنجا که طرح صحیح مسائل جنسی در کشور ما به صورت تابو درآمده اطلاعات صحیح به کودک داده نمی شود و کودک در سن نوجوانی اطلاعات را از منابع دیگر به دست می آورد. تحقیقات نشان داده که گرفتن اطلاعات از منابع دیگر فرد را بیشتر در معرض انحرافات قرار می دهد.
بسیاری از افراد در معرض آسیب تصویر مثبت بدنی از خود ندارند و چون ارزش و عزت نفسی برای خود قائل نیستند با اقدام به روسپیگری به دنبال اثبات و ابراز خود در جامعه هستند.
منبع: سایت خبری تحلیلی خوز نیوز
مرگ غول علوم سیاسی امریکا(ساموئل هانتينگتون )
[ جامعه ]
+ نوشته شده در ساعت4:21 بعد از ظهر توسط باران محسنی
کتک خوردم اساسی...ادم فاقد شعور اصلن نم یفهمه من خبرنگارم...فرمانده اش م یگه کاری بهش نداشته باش...این ادم همون که بالا گفتم اصلن نم یفهمه...
م یتوانید تجمع قبلی دانشجویان را در لینک های زیر که عکس هاشو گذاشتم عکس های مقابل کنسولگری 1 و عکس های مقابل کنسولگری 2 مشاهده کنید.
امروز هم دانشجویان مشهدی مقابل كنسولگري عربستان تجمع كردند .البته طبق معمول این مسئول جنبش عدالتخواه دانشجویی دیر خبر داد و من دیر رسیدم...
[ جامعه ]
+ نوشته شده در ساعت5:49 بعد از ظهر توسط باران محسنی
همین اول شهادتین بخونم...که مسلمانم ...و دوستدار حسین بن علی که همان بابایی بهتر از جانم باشد...بعدها نگویند ملحد..کافر... بی دین...از خدا بی خبر...بود...
امروز عاشورا است...و من مثل هر سال این موقع کلافه ام...بی حوصله...حتی حوصله خودم را هم ندام...کلن بی دل و دماغم ...خب بذار برم سر اصل مطلب...مخلص کلوم...جون حرف...آقا دیدی چطوری غز به دیار فراموشی سپرده شد... بی خود نیست انسان انسانه...بی خود نیست هم خانواده نسیان است...ای روزگار...
اموز و دیروز برای مراسم های عزاداری خیابون ها را بند کرده اند مجبور شدم برای اینکه بیام ایسنا پیاده چند فرسخی بکوبم و طی طریق کنم...مگه ماشین گیر میاد... اتوبوس که قربونش برم بلکل تطیل ...اومدیم بر خلاف میل باطنی با تاکسی بیاییم...تاکسی اولی مسیر ۱۰۰ تومنی را ۲۰۰ تومن از من گرفت...گفتم بی خیال امروز اصلن حوصله کل و کل زر و پر کردن ندارم...تاکسی دوم اصلن پول نگرفت...عجب...ای روزگار...
کلن با این مراسم ها مخالفم...یه عده ادم که معلوم نیست با چه قصد و هدفی اومدن تو خیابون فقط بی خود شلوغ میکنن...۱۰۰ درصد که نه خدا عالمه و بنا به قولی ممکنه اونها از من نزد خدا بهتر باشن...ولی چیزی که می بینم نشون میده که دست و دلشون یکی نیست...جووون زپرتی(نوجه کنید به پست قبلی) اومده عزاداری حرف زشت م یزنه...بی تربیت...
مردم سطل تو دست تو صف شله نذری...اونقدر شلوغ که آدم کشته میشه...خون و خون ریزی..فحش و ناسزا...زن ومرد قاطی...ای روزگار...
صدای تبل و سنچ و نقاره و دهل فلوت قس علی هذا که امون بریده اساسی...معلوم نیست مجلس عزا است یا عیاشی؟...شیشه های پنجره ،ميز تحريرم، آويز وسط اتاقم، همه م يلرزند...كاش كمي آدم ها مي لرزيدند...
خيمه هاي چاي و شربت هم كه رابه را كنار خيابان جا خوش كردن...چاي جوشيده...پارچه نوشته هاي عريض و طويل ازاين سر خيابان تا اون سر خيابان هم كه نگو و نپرس...
و اما غزه...اون از تحصن دانشجويان تو فرودگاه واسه رفتن كه در حركت خوب و نمادين و سمبليكي بود و ما آن را ۲ امتياز مي دهيم...
اون از تجمع هاي اعتراض اميز و سنگ پراكني به كنسولگري عربستان و غيره ذالك...
اون از بيانيه ها و اعلاميه ها و ...ديگه نم يگم كه اعصابم به هم م يريه...
اينم از روزگار در و داغون خودمون...چقدر صرف اين مجالس عزاداري بدون هويت و بي هدف ميشه...چند تا جوون ميان به راه خدا...چند تا آدم، ميرن كه آدم بشن...
دلم خونه...بچه هاي غزه لباسي براي تن پوششان ندارن...اينجا پارچه ها بي نهايت حيف و ميل مي شوند...انجا شكم هايشان گرسنه است...اينجا سطل سطل غذا .. حيف و حروم م يشه...
كاش همين جمعيت براي حمايت غزه م يامد...كاش به جاي تحصن چند تا بچه دانشجو كه رو حساب تكليف اومده بودن همين جمعيت شله خور از روي غيرت م ياومدن...
حسين مگه نگفت شمر زمونه خودتون رو بشناسيد...مگه نگفت اگر مسلمان نيستنيد لا اقل آزاده باشيد...كي ميگه ما ملسمونيم...به ولاي علي قسم مسلمون نيستيم...اسم مسلموني رو لكه دار كرديم...شيعه علي بودن رو به گند اعلي رسونديم...هيچي ما با هيچي مون هم خواني نداره... گند زديم به كل وجودمون...جم كنيد اين بساطو...
اين عاشورا هم تمام شد و ما هنوز اندر خم يه كوچه ايم...هنوز مرور م كينم هنوز را...
از ابوذر آذران ديدگاهي منطقي 1370 سال بعد؛ ضرورت افسون زدایی از عاشورا
[ یادداشت های شخصی ]
+ نوشته شده در ساعت2:6 بعد از ظهر توسط باران محسنی
آيا ميدانستيد که اصل و نسب برخي از واژهها و عبارات مصطلح در زبان فارسي در واژهها عبارتي از يک زبان بيگانه قرار دارد و شکل دگرگون شدة آن وارد زبان عامه ما شده است؟
به نمونههاي زير توجه کنيد:
زِ پرتي: واژة روسي Zeperti به معني زنداني است و استفاده از آن يادگار زمان قزاقهاي روسي در ايران است در آن دوران هرگاه سربازي به زندان ميافتاد ديگران ميگفتند يارو زپرتي شد و اين واژه کم کم اين معني را به خود گرفت که کار و بار کسي خراب شده و اوضاعش ديگر به هم ريخته است.
هشلهف: مردم براي بيان اين نظر که واگفت (تلفظ) برخي از واژهها يا عبارات از يک زبان بيگانه تا چه اندازه ميتواند نازيبا و نچسب باشد، جملة انگليسي (I shall haveبه معني من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خواندهاند تا بگويند ببينيد واگويي اين عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون ديگر اين واژة مسخره آميز را براي هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم ديگر نيز (چه فارسي و چه بيگانه) به کار ميبرند.
چُسان فُسان: از واژة روسي Cossani Fossani به معني آرايش شده و شيک پوشيده گرفته شده است.
شِر و وِر: از واژة فرانسوي Charivari به معني همهمه، هياهو و سرو صدا گرفته شده است.
فاستوني: پارچه اي است که نخستين بار در شهر باستون Boston در امريکا بافته شده است و بوستوني ميگفتهاند.
اسکناس: از واژة روسي Assignatsia که خود از واژة فرانسوي Assignat به معني برگة داراي ضمانت گرفته شده است.
فکسني: از واژة روسي Fkussni به معني بامزه گرفته شده است و به کنايه و واژگونه به معني بيخود و مزخرف به کار برده شده است.
نخاله: يادگار سربازخانههاي قزاقهاي روسي در ايران است که به زبان روسي به آدم بي ادب و گستاخ ميگفتند Nakhal و مردم از آن براي اشاره به چيز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کردهاند.
سپاسگذار از سید شهاب الدین طباطبایی
[ ادبیات ]
+ نوشته شده در ساعت7:30 بعد از ظهر توسط باران محسنی
ماندهام چگونه تو را فراموش كنم
اگر تو را فراموش كنم
بايد سالهايي را نيز كه با تو بودهام
فراموش كنم دريا را فراموش كنم
و كافههاي غروب را
باران را
اسبها و جادهها را
بايد دنيا را زندگي را
و خودم را نيز فراموش كنم
تو با همه چيز درآميختهاي...
رسول یونان
[ ادبیات ]
+ نوشته شده در ساعت7:6 بعد از ظهر توسط باران محسنی
اتحادیهی بینالمللی نجوم سال ۲۰۰۹ را با شعار «جهان، برای کشف از آن تو» به عنوان سال جهانی نجوم برگزیده است.
سال جهانی نجوم ۲۰۰۹ یادبودی از چهارصدمین سالگرد نخستین مشاهده نجومی بهوسیلهی تلسکوپ است که توسط گالیله انجام شده است. این یک جشن جهانی نجوم، تأثیرگذار برروی جوامع و فرهنگ با تأکید جدّی بر آموزش، مشارکت عمومی و بکارگیری جوانان؛ و با رویدادهایی در سطح ملّی، منطقهای و جهانی در تمام طول سال ۲۰۰۹ خواهد بود. سال جهانی نجوم ۲۰۰۹ توسط سازمان ملل بهمنظور سرپرستی به یونسکو واگذار شد که مورد تأیید این سازمان نیز قرارگرفت. این، منظور از پیشنهادی است که در پایان سال ۲۰۰۷ برای تصویب به رأیگیری در مجمع عمومی سازمان ملل گذارده شد.
نجوم یکی از قدیمیترین علوم پایه است. این علم بهجدّ مبین هوش بشری بوده و اثر عمیقی را بر روی فرهنگ ما داشته است. در چند دههی اخیر پیشرفت عظیمی در این علم رخ داده است. صد سال پیش ما اندکی دربارهی ماهیت کهکشان راهشیری خودمان میدانستیم. امروزه میدانیم که جهان ما از میلیاردها کهکشان تشکیل شده است، و درحدود 13.7 میلیارد سال پیش بهوجود آمده است.
یکصد سال پیش نمیتوانستیم بگوییم که آیا منظومههای خورشیدی دیگری نیز در جهان وجود دارد. امروزه بیش از 200 سیاره را اطراف دیگر ستارگان کهکشانمان، راه شیری، میشناسیم، و بهسوی درک این مطلب پیش میرویم که چگونه حیات برای نخستین بار میتواند شکل بگیرد. صد سال پیش ما تنها بهوسیلهی تلسکوپهای نوری و صفحههای عکاسی روی آسمان مطالعه میکردیم. امروزه ما جهان را از زمین و فضا، از امواج رادیویی تا پرتوهای گاما و با فناوری پیشرفتهی روز مشاهده میکنیم. رسانهها و علاقهی عمومی نسبت به نجوم هرگز تا این حد زیاد نبوده است و اکثر کشفیات صفحهی اول اخبار را در سرتاسر جهان بهخود اختصاص داده است. سال جهانی نجوم ۲۰۰۹ پاسخی است به تقاضای عمومی، هم در زمینهی آگاهیها و هم مشارکت عموم.
فرصتهای منحصربهفردی برای شرکت در رویدادهای اتحادیهی بینالمللی نجوم در سال جهانی نجوم ۲۰۰۹ وجود دارد. این بروشور مختصری است از برخی رویدادهای برنامهریزی شده در سطح جهانی – به علاوهی هزاران فعالیت ملّی و منطقهای که پیشنهاد خواهد شد.
من و انجمنهای سازماندهنده، جشن شاد و پرباری از تجارب نجومی را در سال جهانی نجوم ۲۰۰۹ برای همگان آرزومندیم.
کاترین سسارسکی رئیس اتحادیهی بینالمللی نجوم
اطلاعات تکمیلی در پرتال اطلاع رسانی سال جهانی نجوم
[ نجوم ]
+ نوشته شده در ساعت10:22 بعد از ظهر توسط باران محسنی
دلم داره م يتركه،مي دانم خدا براي هيچ كس هيچ كاري نم يكند مگر اينكه خود فرد براي خودش كاري كند،م يدانم خدا پارتي بازي نم يكند، بازي را هم به هم نم يزند، هر كس گلوله دارد م يتواند ديگري را بكشد، خدا هيچ كاري نم يكند، من م يدانم وقتي جنگ م يشود طرفي كه تفنگ دارد زورش بيشتر از كسي است كه سنگ دارد .من م يدانم، كه چاقو شكم را پاره م يكند و اگر كسي چاقو داشته باشد م يتواند شكم ديگري را پاره كند، من م يدانم اگر كسي چاقويش را برگردن كسي بكشد سر او بريده م يشود و خدا هيچ كاري نمي كند حتي اگر آنكه سرش بريده م يشود فرزند پيغمبر خدا باشد.
چقدر بدم م يآيد از ادا و اصول هاي غير واقعي، چقدر بدم مي آيد از نطق ها ي مزخرف رييس جمهور ها در جمع هم، چقدر بدم م يآيد از تحصن هاي جلوي دفاتر سازمان ملل، از طومارهاي پر امضا از تجمع ها، چقدر بدم م يآيد، همه چيز مجازي و غير واقعي شده.
چقدر بدم م يآيد از اين همه محكوم كردنها، طومارها، كارها، و ديوارهاي مجازي، كاش ديوار حائل را هم ديواري مجازي م يكشيدند. اما آنها حواسشان جمع است، چقدر بدم م يآيد از تعارف و نطق هاي پرتعارف، چقدر بدم م يآِيد از سازمان ملل و شوراي امنيت، چقدر سرم درد مي كند، بيش از 60 سال است دارند قتل عام مان م يكنند، چقدر مضحك است كه خانواده ات را آواره كنند و تو در جواب طوماري امضا كني، چقدر مضحك است كه شكم مادرت را پاره و با جنينش فوتبال بازي كنند و تو به نشانه اعتراض يك دقيقه سكوت كني، چقدر مضحك است به خواهرت تجاوز كنند و تو فقط پلاكاردي دست بگيري و سكوت كني.
چقدر دلم درد م يكند،هر روز در اخبار چند جنازه را نشان م يدهند كه تازه به شهادت رسيده اند و چند مادر را كه بر سر وصورت م يكوبند و م يگريند هر روز در اخبار م يگويند چند نفر ديگر از برادرهايمان را كشته اند، هر روز دراخبار خبر يتيم شدن كودكان يا بي شوهر شدن زنان و يا بي فرزند شدن پدر و مادرهايي را م يشنويم، هر روزدر اخبار خبر داغدار شدن چند خانواده را مي شنويم و نچ نچي م يكنيم و لقمه بعدي ناهارمان را م يخوريم.
ما به اين اخبار عادت كرده ايم، نمي شود روزي بگذرد و خبر چند قتل از فرزندان فلسطين نشونيم، هر روز در اخبار گوشه اي از دنيا را مي بينيم كه جنايات اسرائيل را محكوم م يكند، سرم دارد م يتركد...
اميدي به اين عربها كه تنباكوي اسرائيلي در قليانهايشان دود م يكنند نيست، اميدي به اين عربها كه با آن شكمهاي بزرگشان بتوانند از روي تخت خوابشان پايين بيايند نيست، اميدي به اين ابن الشهوت ها، اميدي به اين چشمهاي حيز، اميدي به اين وجودهاي ريز نيست، در ايشان اميدي به هيچ چيز نيست...
م يدانم اگر تمام مدينه ،مكه،كوفه و همه مردم شهرها يزيد را محكوم م يكردند يا طومار امضا م يكردند يا در اعتراض به كشتار فرزندان رسول خدا يك دقيقه سكوت م يكردند هيچ اتفاقي نمي افتاد و آب از آب تكان نم يخورد. خدا هم هيچ كاري نم يكرد، باز هم همين م يشد كه شد. من مي دانم وقتي خانواده ات را قتل عام مي كنند، پدرت را م يكشند، شكم مادرت را پاره م يكنند سر برادرت را م يبرند و به خواهرت تجاوز م يكنند و بعد آتشش م يزنند، تو اگر به مسجد بروي تا نماز بخواني همدست قاتلان خانواده ات بوده اي حتي اگر بعد ازنماز دستت را مشت كني و خيلي محكم در هواتكان دهي و مرگ بر قاتل بگويي باز هم تو همدست قاتلان خانواده ات بوده اي حتي اگر يك دقيقه سكوت كني يا حتي اگر يك ساعت يا يك روز يا يك عمر.
كاش م يشد همه مردم دنيا به جاي امضاي طومارها و تحصن كردن ها و به جاي اين همه محكوم كردنها و به جاي يك دقيقه سكوت كردن ، به جاي يك عمر سكوت، همه فقط يك دقيقه عمل م یکرند...
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت0:30 قبل از ظهر توسط باران محسنی
و من اما اين روزها در بهت و حيرتي ابدي انگار، به تو نگاه ميكنم كه هي ميروي دورتر. نه انگار اين منم كه با صداي هر انفجاري از صفحهي تلويزيون فاصله ميگيرم و ميترسم شايد كه تركشي از شيشهي تلويزيون عبور كند، و تو اما بيدفاع در تلي از خاك نشستهاي و چشمهاي نگرانت انگار از آنقدرها دورتر از من، منتظر است كه حتا نگاهي را از تو دريغ نكنم.
تو را دوست دارم، آن چشمهاي نگران را دوست دارم، آن دستهاي خوني را دوست دارم، آن موهاي خاكي را دوست دارم، آن دل شكسته را دوست دارم... دوست دارم... دوست دارم...
جنازهي كودكت را
به كدام باران غسل ميدهي
وقتي سهم سرزمين تو
جز گلولهباران نيست؟
برادرت را به كدام پرچم كفن ميكني
وقتي پرچم سرزمينت را
باد با خودش برده است؟
اين سنگ چندم است
كه از دست تو رها ميشود
تا مرز سرزمينت را مشخص كند؟
مردهاي رشيد سرزمين تو
تا چقدر شهيد ميشوند
تا تو چفيهي خوني مردت را روسري ميكني؟
***
خدا تو را
سهشنبه آفريد و
من هنوز
در همهي بيابانهاي جهان
به دنبال ردپا و صداي توام.
هفت روز هفته را
به فكر آن سيبم
كه تو را نچيده
از درخت افتاد.
و فرشتهها
همه در بلنديهاي جولان گريستند.
من لحن زبان الكن تو را
اي پدر!
دوست دارم...
***
سليمان!
فقط پرندهها زبان تو را فهميدند
آن كلاغي كه هنوز
در منطقالطير سرگردان است
و آن گنجشكها
كه روي عاج فيلها
نشستهاند و آواز ميخوانند.
آن سنگها
چگونه اين راه را رفتهاند
و در فلسطين چشمهاي بلقيس
اطراق كردهاند.
سليمان!
پايههاي تخت تو را
موريانهها عصاي دست ميكنند
تخت تو را
دست به دست ميبرند
تا تو قاليچهات را
روي آبها پهن كني
كه ابراهيم دو ركعت نمازش را
زير آتش موشك بخواند
و سفيدي لباس بلقيس
كفني براي كودكان اورشليم شود.
سليمان!
اين ملكوت صداي داوود است
كه حنجرهي خوني اسماعيل
سرفهها را شتك ميزند.
هادی خورشاهیان
[ جامعه ]
+ نوشته شده در ساعت11:34 بعد از ظهر توسط باران محسنی
در روز کریسمس ملکه پیام کریسمس میفرستد و از شبکههای مختلف BBC چندین بار پخش میشود. پیام دیگر شخصیتهای سیاسی، اجتماعی و مذهبی، اگر پیامی فرستاده باشند، پوشش خبری خاصی نخواهد داشت. جایگاه ملکه که غیر سیاسی است و رهبر کشور محسوب می شود تنها بهانه نیست زیرا که ملکه از نظر رسمی ریاست کلیسای انگلستان را هم برعهده دارد و کریسمس( که مناسبتی مذهبی است) را به عنوان بالاترین مقام مذهبی نیز تبریک میگوید.
شبکه چهار بریتانیا، شبکهای است خصوصی که در مجموع فضایی روشنفکرانهتر از BBC دارد و سعی میکند مواردی را پوشش دهد که احتمالا در شبکههای دیگر کمتر به آن پرداخته میشود. البته شبکه چهار هم از اهداف اولیهاش فاصله گرفته است و در حال حاضر به سختی میتوان از این موضع (نگاه متفاوت روشنفکری) تمایزی بین شبکههای مختلف قائل شد.. این شبکه در سال ۱۹۹۳ بخشی از برنامه خبری روز کریسمس خود را به "پیام کریسمس آلترناتیو" اختصاص داده است و از شخصیتی معروف و یا غیر معروف میخواهد تا پیام کریسمس خود را بیان کند. باید توجه کرد که تلویزیون و برنامه های سرگرمکننده آن جزو لاینفک اوقات تعطیل خانوادههای انگلیسی است و رقابتی همه جانبه بین شبکهها برای کسب سهم بزرگتری از بینندگان در جریان است. پس "پیام کریسمس آلترناتیو" هم باید پر بیننده باشد و نباید فکر کرد که صرفاً برنامهایست برای پرکردن وقت.
در پانزده برنامه قبلی (پانزده سال گذشته) تنها به یک مورد شخصیت سیاسی برمی خوریم که آنهم با موقعیت کاملاً رسمی رئیسجمهور یک کشور فاصله دارد. این شخصیت سیاسی جسی جکسون، کشیش سیاه پوست، سناتور دمکرات آمریکایی است که در سالهای ۱۹۸۴ و ۱۹۸۸ سعی کرد تا به عنوان کاندیدای دمکراتها برای انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحده انتخاب شود و ناکام ماند. وی در سال ۱۹۹۴ یعنی دومین سال آغاز "پیام آلترناتیو" میهمان شبکه چهار بوده است. قبل از هر گونه قضاوت بهتر است تا پیامدهندگان در تمامی سالهای گذشته را با هم مرور کنیم:
این پیامدهندگان بهترتیب عبارتند از:
۱۹۹۳. کونتین کریسپ، نویسنده و تصویرساز و آیکون همجنسگرا
۱۹۹۴. جسی جکسون، سناتور آمریکایی که در پاراگراف بالا به او اشاره کردم
۱۹۹۵. برژیت باردو، هنرپیشه معروف فرانسوی
۱۹۹۶. روی برمنر مجری تلویزیون که پیام دیانا همسرسابق چارلز ولیعهد بریتانیا را خوانده است
۱۹۹۷. یک دختر دانشآموز اهل بلفاست که در باره خشونتها در ایرلند شمالی صحبت کرده است
۱۹۹۸. والدین دانشآموز سیاهپوستی که فرزندشان به ضرب کارد کشته شده است
۱۹۹۹. علی جی، کمدین معروف که سالها در شبکه چهار برنامه ثابت داشته است
۲۰۰۰. مادر یک قربانی بیماری CJD
۲۰۰۱. یکی از بازماندگان حملات تروریستی یازده سپتامبر
۲۰۰۲. شرون اوزبورن، شخصیتی تلویزیونی و مرتبط با موسیقی
۲۰۰۳. یک زوج ظاهر شده در برنامه تلویزیونی تعویض همسران
۲۰۰۴. مارج سیمپسون، شخصیت کارتونی، همسر هومرسیمپسون
۲۰۰۵. جیمی اولیور، آشپز معروف
۲۰۰۶. یک خانم مسلمان محجبه بریتانیایی (متولد زیمبابوه) که صورتش را کاملا با نقاب میپوشاند. چند هفته قبل از آن صحبتهای جک استرا (وزیر کشور و خارجه قبلی و وزیر دادگستری فعلی) که به زنان توصیه کرده بود در هنگام ملاقات با وی روبنده خود را بردارند، مدتی بحث روز بود.
۲۰۰۷. سرگردی بریتانیایی که دست خود را در جنگ در افغانستان از دست داده است
۲۰۰۸. محمود احمدی نژاد
[ سیاست ]
+ نوشته شده در ساعت9:28 بعد از ظهر توسط باران محسنی
جنگ تو دنيا جديه، در 5 هزار سال تمدن بشري، 14 هزار جنگ رخ داده و 4 ميليارد انسان در آن كشته شدن، البته 266 سال نيز دنيا بدون جنگ طی شده ....در قرن بيستم 220 جنگ رخ داده كه 20 ميليون تلفات داشته، از سويي از سال 1945 تا 1990 ميلادي تنها سه هفته بدون جنگ بوده ... جنگ عنصر پايدار تاريخ بشر بوده است و گویی بشر بدون جنگ معني ندارد....



ممانعت اسرائيل از سفر نماينده ويژه شوراي حقوق بشر، "پروفسور ريچارد فالک"، به منظور تهيه گزارش رسمي از وضعيت حقوق بشر در غزه و بازداشت 30 ساعته وي که مشخصا نقض حقوق بشر و اخلال در انجام وظايف نهادهاي بين المللي در رابطه با تضمين حقوق بشر است، حمله نظامي ارتش اسرائيل به غزه و کشته شدن بيش از 271 شهروند نظامی و غيرنظامي فلسطيني و مجروح شدن بيش از 1000 شهروند ديگر، حرکتي برخلاف کليه موازين حقوقي و معاهدات مربوط به حقوق غير نظاميان و فاجعه اي اسفبار و در واقع نقض کامل حقوق بشر است.
اکنون سخن از ماده دوم معاهده بين المللي در رابطه با مجازات و جلوگيري از کشتار جمعي(A/Res/260/III)،نیست چرا که این معاهدات برای انسان قابل تفهیم است ولی برای کسانی که بویی از انسانیت نبرده اند معاهده بازیچه ای بیش نیست...
محاصره غزه يکي از مصاديق نسل کشي است و حمله نظامي به شهرها نيز در تضاد آشکار با انبوه معاهدات بين المللي از جمله کنوانسيون چهارم ژنو (GC-IV) مربوط به حمايت از افراد غير نظامي در زمان جنگ و پروتکل هاي الحاقي به اين کنوانسيون در زمينه نبردهاي مسلحانه بين المللي و غير بين المللي، معاهده بين المللي در جهت حفاظت از غير نظاميان در مقابل جنگ افزارهاي جديد (آمستردام 1938)و ... است.
مطابق اين معاهدات "بمباران یا حمله به شهرها، روستاها، مناطق مسكونی و ساختمان های بی دفاع ممنوع است"(کنوانسيون چهارم ژنو)، "بمباران شهرها، دهكده ها، مناطق مسكونی و ساختمان هایی كه در مجاورت عملیات زیرزمینی قرار دارند، ممنوع است» و «در مواردی كه نحوه استقرار اهداف نظامی كه در بخش دوم مشخص شده به گونه ای باشد كه بمباران آنها به طور مشخص امكان پذیر نباشد، بمباران آنها ممنوع است»(پروتکل الحاقي III 1980).
جنگ تو دنيا جديه، در 5 هزار سال تمدن بشري، 14 هزار جنگ رخ داده و 4 ميليارد انسان در آن كشته شدن، البته 266 سال نيز دنيا بدون جنگ طی شده ....در قرن بيستم 220 جنگ رخ داده كه 20 ميليون تلفات داشته، از سويي از سال 1945 تا 1990 ميلادي تنها سه هفته بدون جنگ بوده ... جنگ عنصر پايدار تاريخ بشر بوده است و گویی بشر بدون جنگ معني ندارد....
من از صدای گریه کودکی که برای به دست آوردن چیپس یا اسباب بازی تمام وجودم م یلرزد چگونه از جنایات وحشیانه اسرائیل غمگین و اندوهگین نباشم...دست های کوچولوی این بچه ها به جایی این که عروسک های زیبایشان را روی پاهایشان به خواب دعوت کند و با صدای کودکانه لالایی بخواند...قطع شده با کلی خون...عروسک هایش سوخته...پایی دیگر نیست تا گهواره عروسک سوخته شود...صدای کودکانه تبدیل به ضجه های دلخراش شده ...
پسر بچه های غزه دیگر بازی نم کنند...با یکدیگر دعواهای کودکانه نم یکنند...مدرسه نم یروند...راجع به فوتبال حرف نم یزنند...برای امتحان حاضر نم یشوند...از دیوار راست بالا نم یروند...پسر بچه های غزه در تلی از خاک و دریایی از خون زندگی م یکنند..روز هایشان جهنم و شب شان کابوس تمام ناشدنی است روزشان است...
کشورهای اسلامی که کاری نم یکنند...کشورهای عربی که هم دست اسرائیل اند...کشورهای غربی که دستور جنایت را م یدهند...پس چه کسی به فکر کودکان غزه است...خدا...صدای منو م یشنوی؟...صدای کودکان زخمی و خونین غزه را م یشنوی؟...خدا عدالتت کجاست؟...خدا...
کودکان غزه کودکان من... کودکان ما ...هستند...همین بچه هایی که در کوچه ها و خیابان های ایران بازی م یکنند و به مدرسه م یروند...غزه دیگر تنها مسئله اسلام نیست...غزه جنایت بشری است...هر انسان ازاده و منصفی نباید بنشیند و نظاره گر باشد...خدایا: ایا هستند ادم هایی که به فکر خودشان نباشند...به فکر عیاشی و خوش گذرانی به فکر کثافت کاری و رذالت...نباشند...پیدا م یشود...
کنفرانس خبری بگذاریم...همه با هم جمع شویم و صدایمان را انقدر بلند فریاد بزنیم تا گوش انانی که خود را به خواب زده اند پاره شود...دارن یه عده بچه کوچولو که دنیایی جز بازی نباید داشته باشند را م یکشند...و اینجا برای حسین(ع) مراسم عزداری گرفته اند...شمر زمانه اینجا نیست در غزه است کودکان حسین در غزه شهید م یشوند...
از این دولت و هر دولتی که دم از حمایت دورغین م یزند متنفرم...از تمام انهایی که نشسته اند و کاری نم یکنند متنفرم...از انانی که پنهانی اسلحه به مجاهدین افغان در زمان شوروی م یدادن ولی الان فقط بیانیه م یدهند و عزای عمومی اعلام میکنند متنفرم...از هر کسی که نسبت به این جنایت بی تفاوت است متنفرم...از انانی که از متحدین خود در عراق و پاکستان حمایت م یکنند ولی کودکان غزه را به فراموشی عمدی م یسپارند متنفرم...از تمام کسانی که از من م یپرسند چه شده؟ غزه؟ آه آری غزه...و راه خود را م یگیرند و م یروند متنفرم ..از انسان های خون ریز متنفرم... از جهان خون الود متنفرم...از خودم متنفرم که اینجا نشسته ام و تنها م ینویسم...متنفرم...
این دنیا مگر چقدر پایدار است که انسان ها برای تکیه ایی زمین به جان هم م یافتند...برای داشتن جایی بیشتر...نم یشود کنار هم با هم زندگی کنیم...مهربان و صمیمی...انقدر با صحنه های وحشتناک در زندگی هامان مواجهیم که این تصاویر خیالی وهم الود...خوشبینانه و ساده لوحانه برایمان جلوه م یکند...
خدایا از انسان چه م یدانستی که او را آفریدی...
[ یادداشت های شخصی ]
+ نوشته شده در ساعت8:52 بعد از ظهر توسط باران محسنی
سلام...سفر تمام شد...به همین راحتی به همین خوشمزگی...
روستای خلق آباد در ۵ کیلومتری جاده مشهد ـ کلات قرارداره این روستا نزدیک مشهده و به علت وجود شهرک صنتی مشهد روستای حاشیه نشین به قولی دارای جمعیت ساکن غیر رسمی محسوب میشه.
مشخصه بارز این روستا وجود معتادین فراوان است به طوری که حتی کودکان این خانواده ها نیز معتادشده اند.
مرضیه شاگرد کوچولوی من در مقطع دوم دبستان است رنگش زرد و نزار است بدن نحیف و لاغرش را به سختی در بازی های دوستانش شرکت می دهد و میل چندانی به اینکار ندارد .مدیر دبستان می گوید حال کنونی او بسیار خوبه . سال اول ابتدایی نمی شد او را از پدرش جداکنی.
پدر مرضیه در خانه مواد مخدر مصرف می کند و مرضیه در تماس دائم این مواد است برای همین معتاد شده ولی با همت مدرسه و پیگیری های معلمانش ترک کرده و حال بهتری دارد.
مرضیه نازنين من یکی از نمونه های فاجعه در اين روستا است. نمونه ايي که نتیجه گسترش شهر نشیني بي برنامه است.پدر او درآمد كافي براي خريد خانه در شهر ندارد براي كار به كارخانه مي رود ولي بيش از آنكه پول در بياورد آنرا خرج موادش مي كنداو همينجا در همين روستا معتاد شده... اغلب پدرها و مادر هاي بچه هاي روستا معتاد هستند و اين كودكان قربانيان خاموش زندگي شهر نشيني...
در همايش اخيري كه به مناسبت بافتهاي فرسوده در مشهد برگزارشد عنوان كردند براي ساكنان سكونت گاههاي غير رسمي تدابيري انديشيده شود تاشاهد اين معضلات نباشيم.ولي تا زماني كه اين تدابير انديشيده شود مرضيه و مرضيه ها مي ميرند...
ادامه دارد مبسوط...
گزارش كامل ايسنا(من) از تجمع دانشجويان دانشگاههاي مشهد مقابل كنسولگري عربستان؛
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت8:53 بعد از ظهر توسط باران محسنی
شكنجههاي صليبي، آتشزدن اسرا، كندن پوست و شهادت اسيران ايراني در منابع آب و كشتار اسراي نوجوان و جوان ايراني، دور دوم اعترافات بازپرس گارد ويژه رياستجمهوري صدام معدوم است كه توسط «دكتر الجنابي» محقق عراقي افشا شد.
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت8:35 بعد از ظهر توسط باران محسنی








