سلام...دختر روزهای شاد ...دختر بی هوای کله خر...گفتم به تو نامه بنویسم شاید انرژی بگیرم...شاید روحیه قویت به منم سرایت کنه...شاید از مردگی در اومدم ...شاید بهتر شدم...کجایی این روزها؟...
وقتی نیستی چه خسته و ملال انگیزند لحظه های گرم روز و سکوت شب...امروز توماشین با زهرادعوا کردم...سرش فریاد زدم...و پیاده شدم...عصبانی بودم(گیر داده از دولت غیر قانونی احمدی نژاد حمایت م یکنه...میگه ....بتمرگین سر اتون...واسه چی اعتراض م یکنید... من بتمرگم ؟... باشه...)و خشمگین...و حالا دلتنگ...این روزها بیشتر از هر روزی غمگینم...روز مادر...کاش بودی عزیزجون...ارامشت رو با من قسمت م یکردی... قلبم ارام ندارد...یار ندارد...میل زندگی ندارد...میل کار ندارد...فکر کنم افسرده شدم...تا ظهر م یخوابم...درسهام رو هم جمع شده ...صدای استادام در اومده...بی حوصله ام...دو روزه که حمام نرفتم...اتاقم خیلی اشفته است... بدتر از خودم...
دیگه خوندن شعر شادم نم یکنه... گنجشکها و قمری ها لابه لای شاخه های درخت توجهمو جلب نم یکنه...چای شبانه روی میز بالکن رو به حرم مزه نداره...غذا طعم تلخ داره...هوا دم کرده و گرفته است... نمیشه نفس کشید...درختها دیگه با من حرف نمی زنن...جاده ها بی احساس شدن...ابرها روی سرم خانه نم یکنن...ستاره ها شبها به من چشمک نم یزنن...گربه های روی دیوار هم دیگه به جونم غر نمی زنن...بنجامین ایسنا حتی به من نگاه هم نم یکنه...درخت توتی که پارسال تو حیاط کاشتم روشو از من بر م یگردونه...نه این منم که همه ی این کارهارو م یکنم...
شاید برای همینه که دلتنگم...بیشتر از همیشه...دلشوره امونم رو بریده...کار از شستن رخت تو دلم گذشته...انگار دارن با مته و دریل دلمو تیکه تیکه م یکنن...لعنت به دل سیاه شیطون... لعنت به من... لعنت به این دل بی صاحاب...سارا یه عطر برام اورده... طعم هلو میده...نه ببخشید بوی هلو میده...هنوز م یدونه که عاشق عطرم...سارا دیوونه است...مثل خودم...این تنها اتفاق خوب این روزهاست...زبونم سوخته... چای رو داغ سر کشیدم... با خودم لج کردم...دوست دارم لیوانو بکوبم به دیوار رو به رو...دیروز رفته بودم رو پشت بوم جهاد...چه ارتفاع بلندی داشت...مل سگ ترسیدم ...خودمو پرت کنم...
رهبر میگه... حرف حرف منه...دارم دق م یکنم...اگه خمینی بود...فکر م یکنی...سریع رفراندوم برگزار نمی کرد ... و از مردم رای آری یاخیر نم یگرفت؟...از نماز جمعه بیزار شدم...اطلاعات خجالت نم یکشه دم به دقیقه احضارم م یکنه...اونقدر عصبانی ام که دیگه تو اتوبوس جامو به کسی نمی دم تا بشینه...غلط کرده... رییس جمهور غیر قانونیش به جای الم شگنه تو دنیا و زر مطلق بیاد قطار شهری رو به یه گوری بد مصبی برسونه... ناوگان حمل و نقل رو افزایش بده...کلن لج کردم... با همه...به گارد ویژه خیره خیره نگاه م یکنم... میگه :چیه؟... میگم : هیچی...بدبخت...
تو دانمارک...مسلمونا برای توهین یه روزنامه خصوصی به پیامبر مجوز گرفتن و با حمایت پلیس تو خیابون اصلی کپنهاک تظاهرات کردن...پلیس اومده بود... با سپر مراقب بود کسی از طرفین به کسی دیگه اسیب نزنه...اینجا مجوز نم یدن... پلیس به جای سپر باتوم داره و با موتور میره روی مردم...م یکشه ...می زنه...
اینجا سرزمین منه...می گم بمونم با هر بدبختی و بی امکاناتی و بد نظری و تنگ چشمی کار کنم... جون بکنم... بلکم به جایی رسیدیم...بعد خسته میشم...کسی هم نیست که بهم انرژی بده...خودکفام... خودم خودمو انرژی می دم...دلداری... بعدش م یگم خب برم یه جایی که بشه یه کاری کرد ولی خب مردم چی؟...همسایه ام...همشهریم ...هم وطنم...این نامه همش دق مرگی...اصلن هم حرف دل بی صاحاب نیست...حرف هایی که نم یذارن بگم...هی م یزنن تو دهنم...
میگن دموکراسیه...!!!احمق، دشمن، فریب خورده آمریکا نم یفهمی تو این مملکت دموکراسیه... همه حق دارن حرف بزنن و اونچه که ما میگیم رو تایید کنن...حالا هی بگو دیکتاتوری...خجالت نم یکشی؟... کوری؟...نم یبینی؟...
اسلام اصلن مصلحتی نی... کلی تبصره و قانون من درآوردی هم نداره...استخفرلا...
روسای مملکت مقدسن ...غلط م یکنی م یگی چرا؟...بی شرف ،بی دین، کافر ،ملحد، مرتد عوضی...حالیت شد؟ بازم بگم؟...
هر وقت دوست داشتن یه عده خوبن هر وقت دوست نداشتن یه عده بد...
شورای نگهبانش...نگهبان همه چیز هست...!!!
تعریف عمومی از مردم وجود خارجی نداره...دشمن عوضی از خدا بی خبر... عمومی؟...دیگه چی؟... همینه دیگه م یخواین اسلام نباشه همه چیزو عمومی کنید...به همه نشون بدین...
این دشمن نکبت هم که دست بردار نیست...خدا گور به گورش کنه...سر تخته بشورنش...
الان اس ام اس اومده...م یدونی موسیقی اس ام اسم چیه؟دو دقیه است... صدای بچه ها در میاد وقتی برام اس ام اس میاد...اهنگ پایانیه فیلم سینمایی جنگلی... میرزا کوچک خان...عاشق این مردم...اگه همسر من بود...فداش م یشدم...پا به پاش تو جنگلا م یرفتم... پیش مرگش م یشدم... طفلکی میرزا چطوری دووم اورد تو این مملکت...الهی بمیرم براش...
نم یتونم حرفامو اینجا تو این نامه بنویسم باران...چون دوباره میان که چرا نوشتی؟...چرا کوفت...چرا درد.... چرا مرض...خب مگه نه این که اعرابی بادیه نشین امی می خواست با شمشیر کج رسول خدا رو راست بکند؟...خب ... من که تازه نمی خوام راست بکنم...اونم معصوم نیست فقط می خوام بهش بگم حرف منم به گوشتون م رسه؟...به خدا نماز م یخونم... اگه حمل بر ریا نشه...نسبم به رسول خدا م یرسه... تازه نماز شبم م یخونم... قدیما یعنی نزدیکای ۴ سال پیش نماز جمعه هم م یرفتم.. حرم که همیشه...تو خارج این سرزمین حجاب دارم... اساسی... کلن مسلمونم خفن ولی چرا صدای منو نم یشنوی... ببین من نه خسم نه خاشاک...فقط حقمو م یخوام... حقمو پس بده...
باران کوفتی جواب نامه رو بده...دارم میرم پیش بابایی زود باش ...بلکم هوایی به سرم خورد ...بلکم پدر جان را دیدم و شاد شدم...بلکم شد کاری کرد...بلکم یه خاکی به سرم بریزم...زود جوابشو بده... چرت و پرت هم نگو...نصیحت هم نکن... دلداری الکی هم نده... کلن هر چی تو دلته بریز بیرون...بذار سبک شی دختر... اخرش دق م یکنی... ناکام از دنیا م یری...
قربانت، خودِ نا آرام ِ عوضیهِ گور به گور شده یِ خفه شودت ...
شنبه،۳۱ خرداد یک هزارو سیصدو هشتاد وهشت خورشیدی
مشهد الرضا(شهر عشق)
[ یادداشت های شخصی ]
+ نوشته شده در ساعت8:15 بعد از ظهر توسط باران محسنی
من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم/ که عنان دل شیدا به کف شیرین داد
م یگفت:از کودکی ام فقط دو چیز یادم می آید. اول خوابهایی که میدیدم. دوم بقیه ی چیزهایی که اصلاً یادم نمی آید.خوابهایم همیشه به ناکامی ختم میشد. در خواب به دنبال چیزی میگشتم و به آن نمی رسیدم و یا کاری را انجام میدادم که نا تمام می ماند.بقیۀ کودمی ام را هم که اصلاً به یاد نمی آورم. یعنی آنقدری را که یادم می آید اینقدر ناچیز است که اصلاً به حساب نمی آید. کودکی ام را که جستجو میکنم، راهی به جز خوابهایم برای بازیابی اطلاعات آن دوران ندارم که همه اش در ناکامی خلاصه می شود.
حالا که فکر میکنم، میبینم که تمام کارها و کوششهایی که انجام میدهم، همه اش برای جبران آن ناکامیهاست. برای سرافرازی از آن سرکوبها و برای رهایی از آن سرابها.اگر امروز تلاش میکنم و اگر شاید کامیابیی به دست میآورم، همه اش برای بازآفرینی کودکی ازیاد رفته ام است.
امروز میخواهم تمام درها را باز کنم، پنجره ها را بگشایم، چشمها را خیره کنم و چراغها را روشن کنم. آستینها را بالا بزنم، پاچه هارا ورمالم و کمر همت را ببندم، در جستجوی کودکی برباد رفته ام.
م یگفت:هر وقت که برای مدتی از فضای وب گم می شم بدان که حتماً یک غلطی دارم میکنم که مرا اسیر خودش کرده است ... ولی حالا...
م یگفت:من به خودم خيلي مطمئنم تو هم به من مطمئن باش. اميدوارم كه در اين راه موفق باشم.
الان ۲ روزه است که روح الله شهسوار رو دستگیر کردند...شهرياران سرزمينم...
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت2:5 بعد از ظهر توسط باران محسنی
تعدادي از روزنامههاي سراسري شامل حيات نو، اسرار، همبستگي، آفتاب يزد، خبر و جمهموري اسلامي، امروز در دكههاي روزنامهفروشي خيابان انقلاب تهران موجود نبودند كه در پيگيريها مشخص شد، برخي از آنها ازجمله روزنامههاي آفتاب يزد، حيات نو و خبر اصلا منتشر نشده و جمهوري اسلامي نيز با تاخير منتشر شده است.
حميد قزويني - سردبير روزنامه حيات نو - در گفتوگو با خبرنگار ايسنا با تاييد منتشر نشدن اين روزنامه گفت:شب گذشته نماينده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و دادستاني كل كشور با حضور در چاپخانهي روزنامه، از چاپ بعضي مطالب جلوگيري كردند و نسبت به درج برخي تيترها و مطالب انتقاد داشتند.
وي ادامه داد: آنها خواستار اصلاح مطالب و تيترها شدند، اما روزنامه اين موضوع را نپذيرفت و منتشر نشد؛ اين مطالب بخشي از اظهارات مربوط به يكي از كانديداهاي رياست جمهموري بود.
اما منصور مظفري - مدير مسوول روزنامه آفتاب يزد - نيز درباره به چاپ نرسيدن روزنامه به خبرنگار ايسنا گفت: تيتر يكي از اخبار روزنامه به اظهارات يكي از كانديداهاي رياست جمهوري مربوط بوده كه گفتههاي وي را از سايت منسوب به اين كانديدا نقل كرده بوديم، اما در چاپخانه از چاپ اين مطلب و تيتر آن ممانعت شد. ما هم بهدليل اينكه به لحاظ فني امكان و فرصت تغيير مطلب را نداشته و به مطلبي كه ارايه شده بود اعتقاد داشتيم، اين كار را انجام نداديم كه اين موضوع موجب شد امروز روزنامه به چاپ نرسد.
او تصريح كرد: از طرفي ما به اين دليل كه تغيير تيتر در چاپخانه نيز به يك رويه تبديل نشود، اين كار را انجام نداديم؛ زيرا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از ما خواست كه يا تيتر را تغيير دهيم يا روزنامه را توزيع نكنيم كه ما درخواست دوم آنها را يعني توزيع نشدن روزنامه را پذيرفتيم.
روزنامه "خبر" هم طبق آنچه بر روي سايت اينترنتي اين روزنامه اعلام شده، به دليل پارهاي مشکلات فني منتشر نشده است و فردا پنجشنبه هم منتشر نميشود.
تماس با مسوولان روزنامههاي "اسرار" و "همبستگي" براي جويايي علت منتشر نشدن يا توزيع نشدنشان تا لحظه مخابره اين خبر امكانپذير نشد، اما در تماس با روزنامه جمهوري اسلامي اعلام شد كه چون اين روزنامه در 18 صفحه منتشر ميشده و شمارهي امروز آن در 12 صفحه منتشر شده است، اين امر بهدلايل فني به تاخير در انتشار روزنامه و درنتيجه توزيع نشدن آن در برخي مناطق انجاميده است.
چند روز پيش هم روزنامهي اعتماد ملي اعلام كرد، بهدليل تغيير در برخي مطالب و تاخير در انتشار يكي از شمارههاي آن، در برخي از نقاط و ازجمله شهرستانها توزيع نشده است.
اصول حرفهاي روزنامهنگاري، ضرورت فراموش شده
رهنورد درجمع دانشجويان: حاضر نيستم قطره خوني از دماغ شهروندي ريخته شود
بيانيه وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در خصوص پيگيري حوادث اخير در دو دانشگاه كشور
در حالی که نسخه سواحيلي فيس بوك راهاندازي شد، اين رسانه در ايران همچنان فيلتر است
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت1:11 بعد از ظهر توسط باران محسنی
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، نمایندگان ستادهای چهار نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری عصر امروز در نشستی دوستانه ، در حضور حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، دیدگاههای خود را در باره انتخابات و مسایل مربوط به آن بطور صریح و شفاف بیان و مسئولان ذیربط نیز توضیحاتی را ارائه كردند.
در این نشست كه نمایندگان شورای نگهبان قانون اساسی، وزارت كشور، سازمان بازرسی كل كشور و كمیسیون تبلیغات انتخابات حضور داشتند، رهبر انقلاب اسلامی با تاكید بر اینكه همواره انتخابات در كشور مظهر وحدت و عزت ملی بوده است، خاطرنشان كردند: حضور نزدیك به 40 میلیونی مردم در پای صندوقهای رای یك افتخار برای نظام اسلامی است كه همه رای دهندگان با سلایق مختلف در این حماسه بزرگ سهیم هستند و وظیفه همه ، پاسداری از این اتحاد ملی است .
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت2:12 بعد از ظهر توسط باران محسنی
*ساختمان کوچکی است در ضلع شمالی میدان آزادی. نمیدانم پایگاه بسیج است یا کلانتری، اما لباس آدمهایی که از پشت بام آن ساختمان کوچک به مردم شلیک میکردند به ماموران نیروی انتظامی شبیه نبود.
برنامه تمام شده بود، آرام و مسالمتآمیز، آدمها جمع شده بودند، اول با سکوت و بعد با شعارهایشان ثابت کرده بودند که قرار نیست از خیر سوالهای بیپاسخشان بگذرند اما دنبال آشوب هم نیستند. خسته بودند، اما خوشحال از این کنار هم بودن، از این حضور در جمعی میلیونی. نمیدانم چه کسی شروع کرد، اما وقتی من رسیدم، صدای شلیک گلوله میآمد. تیرها مشقی بودند یا تیر هوایی میزدند را نمیدانم، چند نفری جوانی کردند و رفتند جلو، شعار دادند، فرمانده آن ساختمان میتوانست با کمی تدبیر بیشتر ماجرا را تمام کند، اما گلولههای بعدی نه مشقی بودند و نه آسمان را شکافتند؛ با چشمهای خودم دیدم که دو نفر زخمی شدند و افتادند زمین. سنگپراکنی شروع شد و چند ساعت بعد مردم کشته و زخمی شدند.به همین راحتی...
من تا به حال به ایرانی بودنم افتخار نکرده بودم،دیروز اما، با دیدن این موج، با قدم زدن کنار آدمهایی که نمیشناسیشان اما دوستشان داری، حسی تازهای را تجربه کردم،دیروز میتوانست بهترین روز من باشد، اما نشد. نبود مدیری که شور و هیجان بیاندازهی چند جوان بیتجربه را کنترل کند و نبود تدبیری که از شلیک مستقیم به مردم جلوگیری کند.
کسی به دنبال انقلاب نیست، کسی به دنبال سرنگونی نظام هم نیست، آدمهایی که من دیدهام در این چند روز تنها نگرانند از اینکه مبادا بازی خورده باشند، نگران جمهوریت یک نظاماند و خیلیهایشان نگران اسلامیت آن نظام هم. گمان نمیکنم حق این آدمها گلوله باشد...
**وقتي اميدت بريده، وقتي حسابهات همه ميگويند كه كار، زار است... در چنين وقتي ميداني چه به كار ميآيد؟ نه عقلي كه حسابش افسردهات سازد نه رخت اميدي كه به هيچ جا نتواني بياويزيش.
چيزي كه به كارت ميآيد، ايمان است. در چنين وضعي ايمان اگر هم نباشد، سر برميآرد. ايمان به اين كه شب تاريكي ديجور هم، صبحي دارد؛ تو در شبي و صبحش را نديدهاي. چيزي كه باعث ميشود باور كني صبحي دارد، اين نيست كه مي تواني باور كني كه "هر شبي" صبحي دارد؛ اين است كه ميخواهي تو هم صبحش را ببيني، دوستت هم ببيند، معشوقت هم ببيند.
ايمان، عقلاني نيست. استدلال برنميدارد؛ همين، همين صداي غريبِ غريوِ انبوه را كه در اين ساعت شب ميشنوي، شايد، نشانهاي بگيري بر اين كه به صبحِ ناديده فردا ايمان بياوري؛ به چيزي كه شايد به همان ابهامِ، اما همان زيبايي "نجات انسانها" باشد...
ما با گل آمده بودیم شما با گلوله
آیا اوباما باز هم با ایران متحد می شود؟
از یاد مبر که زندگیات جاودانه نیست! درگیری در مشهد
۴۶ شعاري که در اجتماع دیروز ميليوني سبزپوشان سرداده شد
ممانعت اکید استاد شجریان برای پخش آثار ایشان در صدا و سیما
آقای مثلا رییس جمهور راه دل شکسته به عرش خدا را هم میتوانی فیلتر کنی؟
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت6:17 بعد از ظهر توسط باران محسنی
گاف وزارت كشور در ارائه نتيج آراء
دیروز،همه آمده بودند، محمدعلی ابطحی،
نامه دبير كل حزب سبز ايران به ميرحسين موسوي
52 نماينده خواستار حضور وزيركشور درمجلس شدند
راهپیمایی میلیونی "سکوت" در اعتراض به تقلب در انتخابات
تجمع اعتراضآميز برخي اساتيد دانشگاه در مسجد دانشگاه تهران
آخرین وضعیت امتحانات دانشگاهها / لغو امتحانات دانشگاه ها
7 كشته و 29 زخمي در راهپيمايي ديروز، به اذعان آمار طرفداران دولت
توضيحات غير مسوولانه فرهاد رهبر در خصوص حمله به كوي دانشگاه
بان کی- مون خواهان احترام به خواست ملت ایران شد، بی بی سی
سانسور را متوقف کنيد، اطلاع رسانی آزاد قربانی کودتای انتخاباتی! گزارشگران بدون مرز
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت3:32 بعد از ظهر توسط باران محسنی
| سایتهای حامی میرحسین موسوی | |
| سایت خبری تحلیلی قلم | http://www.ghalamnews.ir |
| سایت خبری تحلیلی کلمه | http://www.kalemeh.ir |
| ستاد اجرایی شعار هر ایرانی یک ستاد | http://www.mirhussein.com |
| سايت حامي ميرحسين موسوي سپيده دم | http://www.sepidedam.com |
| سايت مردمی قطار | http://www.ghatar.com |
| سایت خبری فرهنگی هنری سرو | http://www.sarve.ir |
| سایت نسل سومی موج سوم | http://www.mowj.ir |
| سيمرغ ٨٨ - سايت مركزي ائتلاف مردمي حاميان ميرحسين | http://www.simorgh88.ir |
| سایت ستاد اجرائیِ سیاست هر ایرانی یک ستاد | http://www.mirhussein.com |
| شبکه هواداران مهندس موسوی | http://www.havadaran.net |
| ستادهای مردمی میرحسین موسوی در استان اردبیل | http://www.omidemellat.com |
| سحر ٨٨ | http://www.sahar88.com |
| سایت خبری و تحلیلی مستقل و فراجناحی | http://www.mardomak.org |
| ستاد وبلاگ نویسان هوادار مهندس موسوی | http://mirhossen.mihanblog.com |
| نسل سومی های یاریگر میرحسین | http://www.nasim88.ir |
| جبهه اصولگرایان حامی میرحسین موسوی | http://www.dolateomid.ir |
| پایگاه خبری حامی میرحسین موسوی | http://www.mirhosein.com/portal |
| سایت خبری راهبردی سلام | http://www.salaamnews.com |
| پايگاه خبري ، تحليلي ، اطلاع رساني اصلاح طلبان استان خراسان | http://www.eslahat.org |
| رسانه ای مجازی برای انعکاس صداهای خاموش | http://www.tadbeer.ir |
| سايت هنرمندان حامي ميرحسين موسوي | http://www.tanafos.ir |
| سايت خبري هم ميهن | http://www.hammihannews.com |
| سابت خبری تحلیلی بازنویس | http://www.baznevis.com |
| سایت خبری تحلیلی نو اندیش | http://www.noandish.com |
| سایت خبری تحلیلی سیفا | http://www.sifa.ir |
| پایگاه خبری تحلیلی فرارو | http://www.fararu.com |
| پایگاه ارتباط مردمی مهندس میرحسین موسوی | http://www.mirhoseyn.com |
| پایگاه خبری تحلیلی انتخاب | http://www.entekhabnews.com |
| پایگاه خبری امروز | http://www.emruz.net |
| رسانه مستقل آینده | http://www.ayandenews.com |
| پایگاه هماهنگی و اطلاعرسانی خراسان شمالی | http://www.moosavi.40sotoon.net |
| سایت فرهنگیان حامی میرحسین موسوی | http://www.fahm88.ir |
| سایت حامیان میرحسین موسوی در بیرجند | http://www.birjand88.ir |
| سایت حامیان الموتی مهندس میرحسین موسوی | http://alamot-election.persianblog.ir |
| وبلاگ دختران حامی میرحسین موسوی | http://firuzei.persianblog.ir |
| سايت هنرمندان حامي ميرحسين موسوي | http://tanafos.ir |
| جوانان وطن - جوانان و تشكلهاي دانشجويي حامي موسوي | http://javan.yavar.ir |
| انتخاب سبز،وبلاگ یک هوادار میرحسین موسوی | http://greenselection.blogfa.com |
| مجمع روحانيون مبارز | http://www.rouhanioon.com |
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت8:24 بعد از ظهر توسط باران محسنی
دانشجويان دانشگاه آزاد واحد گوهردشت كرج هم تحصن كردند.
ديشب تعداد زيادي از دانشجويان كوي دانشگاه تهران را كه به گفته شاهدان حدود دو اتوبوس بوده اند دستگير و به نقطه نامعلومي منتقل كرده اند.
از سرنوشت حدود 18 دانشجوي دختر كوي دانشگاه تهران بعد از حمله ديشب لباس شخصي ها خبري در دست نيست.
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت7:59 بعد از ظهر توسط باران محسنی
تجمع دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران که از آغاز یکشنبه شب، بیستوچهارم خرداد ماه آغاز شدهبود. با ورود نیروهای لباس شخصی و امنیتی به داخل کوی و مستقر شدن در ساختمان تخلیهشده 23، به جنگی نابرابر تبدیل شد.
نیروهای امنیتی که دور تا دور کوی را از ساعت نزدیک به 23 یکشنبه شب تحت اختیار دارند، چند بار برای ورود به کوی تلاش کردند که این تلاش با مقاومت دانشجویان ناکام ماند. اما پس از آغاز حمله تمام عیار نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه که با پرتاب نارنجک صوتی، گاز اشکآور و تیراندازی زمینی به تمام درهای کوی دانشگاه همراه بود، توانستند وارد کوی دانشگاه شوند و در ساختمان 23 مستقر شوند که از آغاز تجمع به علت عدم امنیت حداقلی از سوی دانشجویان ترک و کاملاً تخلیه شدهبود.
درگیریها در کوی دانشگاه تهران در حالی در ساعت 2 پس از بامداد ادامه مییافت که شبکه موبایل در سراسر تهران برای بار دوم پس از اعلام نتایج انتخابات قطع شد و امکان ارتباط با خارج از کوی از دانشجویان سلب شد. اما پس از آنکه خطوط موبایل به مدت کمتر از یک ساعت در سراسر تهران قطع شد، نیروی انتظامی با ورود به کوی و شلیک بیمحابای گاز اشکآور کنترل کوی را کاملاً در اختیار گرفت و پس از آن اجازه ورود نیروهای لباس شخصی و انصار حزبالله به داخل کوی را داد. نیروهای انصار هماکنون با ورود به تکتک ساختمانها و اتاقها، دانشجویان را به شدت با چماق، زنجیر و چاقو مورد ضرب و شتم قرار میدهند و درگیریها در کوی ادامه دارد.
این در حالی است که در جریان تلاش نیروهای انصار حزبالله و گارد ویژه برای ورود به کوی نیز، بیش از پانزده نفر از دانشجویان تنها به علت اصابت گلوله به شدت مجروح شدند. از میان مجروحشدگان، وضعیت دانشجویی به علت خونریزی از ناحیه گردن و صورت به شدت وخیم است. همچنین دو مورد از تیرهای شلیکشده به صورت دانشجویان برخورد کردهاست که یکی از دانشجویان از ناحیه چشم آسیب دیدهاست و به گفته دانشجویان پزشکی حاضر در کوی، احتمال از دست دادن چشم وی زیاد است. دیگر تیرها به پا و بدن دانشجویان اصابت کردهاست که منجر به جراحات و زخمهای عمیق روی بدن آنها شدهاست.
به گفته دانشجویان نیروهای مهاجم به طور کامل مجهز هستند و هر گونه سلاح گرم و سرد در اختیار آنها قرار گرفتهاست. که از جمله میتوان به باتوم، چماق، چاقو، زنجیر، نارنجک صوتی، گاز اشکآور و فلفل و تفنگ اشاره کرد. دانشجویان همچنین از استفاده نیروهای مهاجم از نوع عجیبی گلوله پلاستیکی خبر میدهند که حالت ساچمهای دارد و در حین اصابت با بدن، پوست بدن فرد را سوراخ سوراخ میکند.
درگیریها در کوی دانشگاه در حالی ادامه دارد که تمامی نگهبانان و مسئولان کوی، خوابگاه دانشجویی دانشگاه تهران را ترک کردهاند و دانشجویان در محوطه کوی و در برابر نیروهای مهاجم کاملاً تنها هستند.
به گفته دانشجویان حاضر در کوی دانشگاه تهران، مجروحشدگان به شدت نیاز به تجهیزات پزشکی و انجام عملیات فوری پزشکی دارند، با این حال نه تنها آمبولانسی در اختیار دانشجویان نیست که از کمکهای اولیه نیز خبری نیست.
علیرغم آنکه کوی پسران دانشگاه تهران کاملاً در اختیار نیروهای انصار حزبالله و گارد ویژه است و نیروهای گارد و انصار به شدت دانشجویان را با چماق و زنجیر و چاقو مورد ضرب و شتم قرار میدهند، ولی هنوز هم بیش از 300 موتورسوار ضد شورش در ساعت 3:40 دقیقه بامداد به سمت کوی دانشگاه تهران در حال حرکت هستند و احتمال حمله به کوی دانشجویان علوم پزشکی تهران و کوی دختران دانشگاه تهران بالاست.
تا کنون از تعداد بازداشتشدگان و حتی کشتهشدگان در کوی دانشگاه خبری در دست نیست. گزارشهای تکمیلی متعاقباً ارسال میشود.
حضور جمعي از نمايندگان مجلس در كوي دانشگاه تهران و گفتوگو با دانشجويان
اخبار ایران ملتهب را از اینجا پیگیری کنید
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت7:45 بعد از ظهر توسط باران محسنی
ميرحسين موسوي به همراه همسر خود، زهرا رهنورد با حضور در مسجد جامع ارشاد شهر ري آراي خود را براي دهمين دوره انتخابات رياستجمهوري و انتخابات چهارمين دوره مجلس خبرگان رهبري به صندوق انداخت.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)،اين نامزد انتخابات رياستجمهوري پس از راي دادن خود در مقابل جمع كثيري از نمايندگان رسانههاي داخلي و خارجي حاضر شد و سخنان كوتاهي را ايراد كرد.
وي در ابتداي سخنانش ولادت حضرت زهرا(س) را تبريك گفت و افزود: از حضور سبز همه مردم تشكر ميكنم كه معجزه آفريدند.
موسوي با تاكيد بر لزوم حفظ آراي مردم گفت: من به همه مردم قول دادهام كه از راي آنها صيانت كنم. همه ما تا انتهاي راي گيري بيداريم. از همه مسوولان اجرايي هم ميخواهم اين امانت سنگين را حفظ كنند.
وي همچنين از برخي برخوردها اظهار گله كرد و افزود: smsها را تعطيل كردهاند؛ اين خلاف قانون است. ما نبايد از گردش آزاد اطلاعات بترسيم و از همه ملت ميخواهم با حضور سبز خود به اطلاعرساني ادامه دهند و از مسوولان هم ميخواهيم كه قوانين را رعايت كنند.
وي تاكيد كرد: اين همه وحدت كه امروز در ميان مردم است يك فرصت طلايي براي ماست و نبايد آن را تهديد تلقي كنيم.
موسوي در پايان با تاكيد بر اين كه از مردم مي خواهم خلا اطلاعاتي را با حضور سبز خود پر كنند افزود: اميدوارم با حضور همه جانبه مردم به روزهاي بهتر و زيباتري برسيم.
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت6:45 بعد از ظهر توسط باران محسنی
حضورخاتمي و سيد حسن خميني در پاي صندوق اخذ راي - جماران کلیک کنید

[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت6:42 بعد از ظهر توسط باران محسنی
من خواب دیده ام که تو آغاز میشوی
بنیانگذار سلسـله ناز میشوی
بر شاخه شکسته این سرو بی رمق
با مرغکان پر شکسته هم آواز میشوی ...

با من اكنون چه نشتنها، خاموشیها
با تو اكنون چه فراموشیهاست
چه كسی می خواهد
من و تو ما نشویم
خانه اش ویران باد
من اگر ما نشویم، تنهایم
تو اگر ما نشوی
خویشتنی
از كجا كه من و تو
شور یكپارچگی را در شرق
باز برپا نكنیم
از كجا كه من و تو
مشت رسوایان را وا نكنیم
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند ...
حمید مصدق

[ سیاست ]
+ نوشته شده در ساعت6:37 بعد از ظهر توسط باران محسنی
این بار نه بازی های سیاسی در کارند و نه کَلَک های تبلیغاتی برای کِشاندن مردم به پای صندوق های رای، ایندفعه هیچ چیز شوخی نیست !
می دانم خیلی از شما دوستان دلزده سیاست و انتخابات هستید، به شما حق میدم، اما این بار خواهشا عمیق تر به مسائل نگاه کنید، برای این صف کشی ها و اتحادها انتخابی دنبال دلیل باشید، لطفا کمی دور بین تر باشید
...
من از متحجرین قرون وسطا که کم شباهت به خوارج نیستند خوف دارم، و این خوف از زمانی که نامه عده ایی از کارکنان وزارت کشور رو خوندم بیش از پیش تبدیل به نگرانی شد !
لطفا بی تفاوتِ این انتخابات نباشید، این انتخاب رقابت چپی ها و راستی ها نیست، این انتخابات فراتر از یک انتخاب هست، آگاه باشید ...
من برای ایرانم، خاکم، وطنم، مامَم، نگرانم ...
دریا، - صبور و سنگین –
می خواند و می نوشت :
« ... من خواب نیستم !
خاموش اگر نشستم،
مرداب نیستم !
روزی که برخروشم و زنجیر بگسلم ؛
روشن شود که آتشم و آب نیستم ! »
فریدون مشیری
[ سیاست ]
+ نوشته شده در ساعت6:33 بعد از ظهر توسط باران محسنی
قهر چاره كار نيست. قهر فرار از ميدان است. قهر ترس از مواجهه با مشكلات است. قهر فرار از واقعيتهاست. قهر ضعف است. قهر خالي كردن ميدان براي كساني است كه از آنها قهر كردهايم. قهر از انتخابات فرار از انتخاب است.
در وبلاگي به نشاني http://yekmodir.ir آمده است: انتخاب عمل مشكلي است. بايد بررسي كني. بايد معيارهايي داشته باشي و موارد قابل انتخاب را با اين ملاكها بسنجي. بايد مسئوليت بپذيري كه انتخاب، مسئوليت به همراه دارد. بايد بپذيري كه قدرت انتخاب بين آنچه هست، آنچه واقعيت دارد نشان انسانيت ماست كه بشر با انتخاب انسان شد.

بزرگي انسان به قدرت انتخابش است. شايد بگوييد قهر كردن هم يك انتخاب است. ولي بپذيريم كه يك انتخاب منفعلانه است. ما هميشه ميتوانيم يك ايده آل را در ذهن داشته باشيم و بگوييم چون ايده آل من در بين انتخابها نيست، پس من انتخاب نميكنم. ولي بايد بپذيريم كه امور انساني و اجتماعي اموري نسبي هستند و دوران عمر همه ما محدود است و بايد از فرصتهاي حداقلي هم استفاده كنيم.
به هدفهاي بزرگ با قدمهاي كوچك هم ميتوان رسيد. وقتي بنشيني، به هدف چه بزرگ و چه كوچك، هيچگاه نزديك نخواهي شد. پس به ميدان بياييم و انتخاب كنيم.

[ سیاست ]
+ نوشته شده در ساعت6:30 بعد از ظهر توسط باران محسنی
بخوان به نام گلِ سرخ، در صحاری شب
که باغها همه بیدار و بارور گردند
بخوان، دوباره بخوان تا کبوتران سپید
به آشیانهی خونین دوباره برگردند
بخوان به نام گل سرخ، در رواق سکوت
که موج و اوج طنینش ز دشتها گذرد
پیامِ روشن باران
ز بام نیلی شب
که رهگذارِ نسیمش به هر کرانه برد
ز خشکسال چه ترسی؟ که سد بسی بستند:
نه در برابر آب
که در برابر نور
و در برابر آواز و در برابر شور...
دراین زمانهی عسرت
به شاعران زمان برگ رخصتی دادند
که از معاشقهی سرو و قمری و لاله
سرودها بسرایند ژرفتر از خواب
زلالتر از آب
تو خامشی، که بخواند؟
تو میروی، که بماند؟
که بر نهالکِ بی برگِ ما ترانه بخواند؟
از این گریوه به دور
در آن کرانه ببین:
بهار آمده، از سیمِ خاردار گذشته
حریق شعلهی گوگردی بنفشه چه زیباست!
هزار آینه جاریست
هزار آینه
اینک
به همسراییِ قلبِ تو میتپد با شوق
زمین تهیست زِ رندان:
همین تویی تنها
که عاشقانهترین نغمه را دوباره بخوانی
بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان:
«حديث عشق بيان کن بدان زبان که تو دانی»
شعر محمد رضا شفیعی کدکنی - «در کوچه باغهای نشابور»
گفت و گوي ايسنا با نمايندگان اقتصادي كانديداها
كودكان در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري - مشهد
خواهر مهندس موسوي در مشهد:در روز تولد حضرت زهرا (س) پيروزي خود را جشن ميگيريم
[ سیاست ]
+ نوشته شده در ساعت11:52 بعد از ظهر توسط باران محسنی
فردی در دوران 2 ساله شهرداری اش، 8 سال دولت اصلاحات را تخریب می کند، در دوران 4 ساله ریاست جمهوری اش دوران 16 ساله سازندگی و اصلاحات را تخریب می کند و در تبلیغات انتخاباتی برای دوران 8 ساله ریاست جمهوری اش 24 سال دولت دفاع مقدس، سازنگی و اصلاحات را تخریب می کند. با این حساب چقدر طول می کشد که همین فرد دوران 30 ساله انقلاب اسلامی را بلکل زیر سوال ببرد؟
منبع:فیس بوک مجید عزیزی
[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت3:3 بعد از ظهر توسط باران محسنی
مستند انتخاباتی محمود احمدینژاد که توسط جواد شمقدری کارگردانی و ساخته شد، در نگاه اول کنجکاوی هر بینندهای را به خود جلب میکند.این جلب توجه به خاطر شعارهای چهار سال پیش و انتقادات امروز بر عملکرد دولت نهم است و مخاطب بر این اساس سعی میکند در مقایسه با دیگر رئیسجمهورهای دو دورهای ایران، روش ارائه برنامههای احمدینژاد را در این مستند ارزیابی کند.ولی این کنجکاوی راه به جایی نمیبرد، چون طبق معمول تمامی محصولات تولید شده در تیمهای وابسته و نزدیک به دولت، سعی زیادی در شعارپردازی در ذهن مردم دارد.
در مستندی که 4 سال پیش جواد شمقدری ساخت، این کارگردان دست به دامن خانه و زندگی ساده و ماشین پژو 504 احمدینژاد شد. چون این کاندیدا سابقه اجرایی طولانی نداشت و تنها نزدیک به دو سال شهردار تهران بود که البته نکته قابل اتکایی برای یک مستند قوی نبود.از این رو کارگردان مجبور بود برای همراه کردن ذهن آشفته مردم در سال 84 که در برابر 8 کاندیدا قرار گرفته و تلاشهایی که سعی میکرد هشت سال دولت قبلی را شکست خورده جلوه دهد، دست به دامن شعارپردازی و قهرمانسازی از یک چهره شود.
جالب است که کارگردان با وجود گذشت چهار سال، باز هم همان دیدگاه و شکل و شمایل شعارپردازی و قهرمانپروری را به نمایش درآورده، به حدی که سوءاستفاده از گریههای مردم، فرزند شهید، شعارهای «بوی رجایی آمد»، «یاور رهبر آمد» در بالاترین حد خود قرار داشت.
ابتدای این مستند با یک روش قدیمی در ساخت مستندهای سیاسی شروع شد، رئیسجمهور با یک ون سفید بنز و بدون تیم حفاظت در حالی که مشاور ارشد مستعفی خود و چند دوست و همراه همیشگیاش را به همراه دارد، وارد وزارت کشور میشود.
در آستانه قسمت ورودی به وزارت کشور، کارمندی را با عتاب به برخورد یکسان توصیه کرده و شعری کلیشهای که در سال 84 به عنوان کلید واژه انتخاباتی در میان مردم عوام جامعه انداخته بودند، میخواند.بیدرنگ سفرهای استانی در زوم شدید کارگردان قرار میگیرد و این تمرکز تا پایان این مستند متوسط ادامه پیدا میکند.اما بیشک بزرگترین رندی ممکن در این مستند، پیش کشیدن ماجرای زلزله جزیره قشم بود، چنان که بیننده احساس کند سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور وقت در رسیدن به وضع این زلزلهزدگان رسیدگی نکرده بود!این در حالی بود که زلزله جزیره قشم در شهریور سال 84 و تنها چند روز قبل از پایان فعالیت دولت باقی بود و خاتمی زمانی برای ساخت خانه ظرف چند هفته برای ساکنان زلزلهزده نداشت و تنها براساس تجربه موفق امدادرسانی در زلزله مهیب و وحشتناک بم، تنها زمان امدادرسانی و اسکان موقت را پیدا کرد.
البته کارگردان این مستند سیاسی فکر نکرده بود اگر رندی قرار دادن چنین تصویری را در ابتدای مستند به هدف فراهم کردن ضرب آهنگ و جهتدهی ذهن مخاطب انتخاب کرده، باید منتظر چالش ذهنی اهل فن هم باشد.چرا که وقتی به تاریخ بازسازی خانههای ویران شده مردم زلزلهزده قشم در این مستند نگاه میکنیم، دو سال گذشته و جالب گذشت 730 روز برای بازسازی یک صدم خرابیهای زلزله بم بود!
پس از این به ناگاه تصاویر سفر احمدینژاد به مالزی بدون در نظر گرفتن ریتم موضوعات و تصاویر مستند تا این لحظه انتخاب شد که بیشتر هر بیننده متخصصی را به یاد تصاویر ناهمگون و جامپ در فیلم سینمایی «طوفان شن» میانداخت.چون بیدرنگ بحث رو در روی شمقدری و احمدی نژاد روی محور برنامههای ناتوان گذشته و اشکالات کشور از دولتهای قبل تنظیم شد تا تخریب فعالیتهای دولت گذشته در نبض این مستند باقی بماند.
پس از
وارد شدن در دقیقه دهم این مستند به موضوع انرژی هستهای، بحث انرژی هستهای با موضوع صیانت از حقوق ایرانیان به بازداشت تفنگداران دریایی انگلیسی در خلیجفارس کات موازی خورد و پس از آن عفو رسانهای آنها مورد بهرهبرداری گرفت تا بیننده دیدگاه موازی در قضیه هستهای و ناکامیهای تیم دیپلماتیک دولت و رفتن پرونده ایران به شورای امنیت پیدا نکند. و در این میان که حرف و شعار از صیانت حقوق شهروندان ایرانی بود، هیچ صحبتی از توهینهای مستمر به هموطنان در فرودگاههای مختلف دنیا و به خصوص سه کشور عراق، عربستان و امارات متحده عربی به میان نیامد.البته مانور روی منافع ملی کشور در بحث هدفمند کردن یارانهها و شعارهای زیبای دولت نهم تمام نشد و بیان یک خطی رئیسجمهور از این برنامهها ناگهان با پرشی 3 ساله به سفرهای استانی سال 87 آمد!
نکته جالب این بود که در میان این سالها، حوادث جالبتری هم بود که شاید در این برهه نیازی به پرداختن به آن نبود.
1. ماجرای هولوکاست
2. پاک کردن اسراییل از نقشه زمین
3. برکناری رئیس موفق جهاد دانشگاهی و حامی اصلی موسسه رویان
4. برکناری مدیرعامل بانک پارسیان با گزارش اشتباه
5. برکناری هیات مدیره بیمه ایران با گزارش اشتباه
6. نوسان ناگهانی و غیرعلمی در میزان سود بانکی
7. پرش ناگهانی بین 30 تا 100 درصدی قیمت زمین و ملک در سراسر کشور
8. برکناری وزیر صنایع به خاطر امتناع از انتصاب بذرپاش به مدیرعاملی سایپا
9. برکناری وزیر نفت و انتصاب دکتر کردان به قائم مقامی وزارت نفت
10. کاهش بودجه تحقیقاتی دستگاههای دولتی از جمله موسسه افتخارآفرین رویان
11. بی تفاوتی در مورد رفتن پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت
12. نخستین سفر اعجاب انگیز به نیویورک و ظهور هاله نور
13. حضور در مراسم افتتاحیه بازیهای آسیایی قطر و تماشای توهین به مشاهیر فرهنگ ایران
14. ناتوانی در عدم پیش بینی لازم و مهندسی برای برخورد با بحران زمستان 86
15. قطع گاز مناطق مختلف کشور در زمستان وحشتناک 86
16. ایراد اتهام قاچاق سیگار با رقمی نجومی در سفر به قم با گزارش اشتباه
17. واردات بی رویه محصولات کشاورزی و میوه
18. واردات گسترده شکر، گندم و برنج
19. انحراف در اهدای وام های مهر رضا و ورود نقدینگی به بازار متورم کشور
20. برکناری های سریالی وزرای دولت و روسای بانک مرکزی
طبیعی بود این شاخص ها جایی در این مستند نداشت، چون محوریت کارهای شعاری، مانورهای شعاری هم میخواهد و این چنین میشود که شان یک رئیسجمهور در این مستند تا بررسیکننده آسفالت کف کوچههای روستاهای فقیر و جدولکشی خیابانهای آنها پایین میآید.تصاویر سفرهای استانی در یک سال آخر ریاستجمهوری با تاکید بر شعارهای یاور رهبر و بوی رجایی، روی برخی استانها تاکید بیشتری شد و در برخی شهرها مانند شیراز، اهواز و تبریز اصلا اشارهای نشد.
اما نکته جالب تمرکز بر پرچم حزبالله لبنان در استقبال مردمی از رئیسجمهور در شهر رشت و حضور گسترده دانشآموزان مدارس هر شهر در ورزشگاهها برای سخنرانیهای رئیسجمهوری بود. شاید حضور دانشآموزان از تصاویر نمای باز و نامفهومی که صداوسیما با لنزهای واید به تصویر میکشند قابل اثبات نباشد.اما دوربین مستندساز حامی دولت نهم خیلی صریح و آشکار، نماهای نزدیک و بستهای از خیل دانشآموزان در استقبال از سفرهای استانی رئیسجمهور نشان داد.پس از این بازهم ضربان آهنگ مستند دچار سکتهای شد و با تصاویری از موشک امید یک و توجیه شکست پرتاب راکت اول، ناگهان با لحظههای پرتاب موفقیتآمیز ماهواره تحقیقاتی امید همراه شد.
در بخش دیگری از سکتههای این مستند سیاسی مشخص نشد چرا کارگردانی که تلاش میکند عتاب رئیسجمهور در سفرهای استانی بر سر موضوعات عادی و پیش پا افتاده را به تصویر بکشد، در مواردی چون گسترش بیشتر دامنه خط فقر، کاهش سطح توان اقتصادی مردم، بحران مسکن، بحرانهای بینالمللی و تحریمها سوژهای پیدا نکرده است.
همین فقر سوژه کارگردان را مجبور کرد که در ادامه مستند به بحثی کلان و به اصطلاح ملی بپردازد، از این رو موضوع مونتاژ هواپیمای آنتونوف 140 به موضوعی جالب برای مانور دیگری تبدیل شد.گرچه رئیسجمهور در بخشی از اظهاراتش تاکید کرد، دستور داده تا شرکتهای داخلی از این وسیله پرنده استفاده کنند. اما ایشان اشارهای به سانحه دیدن 3 فروند از 5 فروند هواپیمای فعال در خطوط هوایی و بایگانی شدن پرونده این هوایپما در ایرلاینهای داخلی به خاطر ریسک بالا ندادند.
حتی نکته جالب این بود که رئیسجمهور ظاهرا خبر نداشتند سال گذشته در نمایشگاه هوایی که در کیش برگزار شد، قرار بود حضور وزیر راه به همراه تنی چند از خبرنگاران رسانههای داخلی و خارجی با یک فروند ایران 140 گشتی بر دور جزیره مرجانی کیش بزنند! اما ناگهان این برنامه حذف شد و با پیاده کردن مسافران، هواپیما تنها با کادر فنی خود به پرواز درآمد.
در بخش بعدی احمدینژاد در پاسخ به سوال شمقدری مدعی شد که در دوره خودش 100 هزار پروژه را شروع کرده که 70 هزار آن به پایان رسیده، ولی در دولت قبل که با کمک تصاویر انیمیشن نشان داده میشد، ثابت شد خاتمی 80 درصد پروژههایش باقی مانده و نتوانسته به پایان برساند!
این فرافکنی در حالی است که مثلا بعضی پروژههایی که در دولت احمدینژاد به نتیجه رسید، فارغ از توجیه غیرمنطقی او، به دلیل طولانی بودن مسیر آن از برنامههای دوم توسعه تا برنامههای چهارم به جبر زمان و توسعه نمیتوانست در زمان دولتهای هاشمی و خاتمی تمام شود.برای مثال راهاندازی پروژه عظیم پارس جنوبی چگونه میتوانست در زمان خاتمی تمام شود، همانطور که در زمان احمدینژاد هم تمام نمیشود و رئیسجمهور بعدی هم نمیتواند بگوید، من این کار را تمام کردم!
اما در اینجا بد نیست، ذهن بینندگان این مستند به موضوعی قدیمی و بدعتی مدیریتی که در شهرداری تهران شروع و به دولت نیز رسید، جلب شود.تا پیش از احمدینژاد و پیش از انقلاب براساس رسمی مدیریتی و متداول، هر 50 تا 100 طرح عمرانی در حوزه مدیریت شهری تهران تعریف یک پروژه را پیدا میکرد.
برای مثال پروژه عمرانی منطقه 12 تهران، شامل بازسازی معابر، جدولکشی، بازسازی سرویسهای عمومی، بازسازی بخشی از معابر بازار، احداث ایستگاههای اتوبوس، خط کشی معابر، امینسازی مدارس، اضافه کردن خطوط اتوبوسرانی و طرحهای ریز و درشت مختلفی میشد.
اما با آمدن احمدینژاد این طرحها همگی تبدیل به پروژه شدند تا ذهن شهروند متخصص و عام، هر دو با یک فرمول پر زده شود!چون همانطور که بحران مدرکگرایی در کشور به اوج خود رسیده، عددگرایی در گزارش عملکرد مدیران دولتی هم تقدس خاصی پیدا کرده است.به همین منظور وقتی یک پروژه تبدیل به 50 پروژه شود، شما در راس یک سال به جای چند صد پروژه چندین هزار پروژه راه انداختهاید و ارقام جالبی را در کارنامه خود دارید.حالا این سوال وارد است که 100 هزار پروژه ادعا شده در این فیلم تبلیغاتی، براساس کدام مقیاس برشمرده است و این پروژهها قابلیت ریز شدن و تفکیک را دارد یا نه؟
در واقع بزرگترین اشتباه کارگردان این مستند سیاسی، استفاده از حرفهای غیرقابل استناد و همان شیوه احساساتی بروز پیدا کرده در سخنرانی سفرهای استانی بود.چون در رقابت انتخاباتی دست کم هر انسانی میداند، باید با مصداقها و شاخصهای آشکار وارد بحث شود، اما جالب یکی از گافهای این مستند بود، جایی که احمدینژاد زیادی پروژهها در دولتش را به حدی دانست که وقت نکرده برای مثال فلان پالایشگاه را افتتاح کند.
دست کم این کارگردان باید این جمله را به مانند دیگر موارد بیست گانهای که در بالا ذکر شده و بسیاری نیز از قلم افتاد، حذف میکرد که مهر تایید بر انتقادهای وارده به کاندیدای مورد علاقه خودش نباشد.
دومین گاف این مستند، بیاطلاعی از بحران اکوسیستم دریاچه ارومیه و زیر سوال بردن تلاش وزیر دولت رجایی یعنی شهید موسی کلانتری بود که نخستین طرح اتصال دو سوی دریاچه ارومیه را در سال 60 مطرح کرد و کلنگ آن را به زمین زد.
احمدینژاد در اثر قلع و قمع گفتاری اقدامات گذشتگان در این مورد هم با اشاره به تلاش برای ساخت پل برای پروژه، خطرساز بودن آن را برای اکوسیستم دریاچه مربوط به پل ندانست و مدعی شد چون در گذشته میخواستند با خاکریز جاده بسازند، اکوسیستم در خطر بود! حالا چنین چیزی در جریان نیست.
جالب این که مشکل اکوسیستم دریاچه ارومیه به دلیل کاهش ورودی آبهای سطحی به این دریاچه و کاهش سطح آب آن تا 40 درصد و برهم خوردن تراز آب در نیمههای شمالی و جنوبی است که موجب شده تنها موجود زنده میکروسکوپی آن به دلیل غلظت بالای نمک در شرف نابودی باشد.تا اینجا تقریبا دو سوم زمان مستند گذشته و هنوز سردرگمی کارگردان در چهل تکه بودن موضوعات و رها شدن بینتیجه آنها ادامه دارد، ولی دوباره به کمک موضوع انرژی هستهای، دقایقی با تصاویر کلیپگونه و بدون کلام سپری شد تا نوبت به مانور روی مدرک رئیسجمهور و تاثیر دکترای مهندسی وی در اداره امور کشور شود.
شاید بیان این نکته که کشور باید در اختیار عالمان باشد، حرف جذابی از سوی یک رئیسجمهور باشد. اما یادآوری ماجرای کردان و اطلاق لفظ ورق پاره به مدارک تحصیلی معتبر از سوی رئیسجمهور در بحران مدرک تقلبی وزیر کشور و در نظر داشتن کاهش سطح دانش و سواد وزرای دولت نهم به نسبت دولتهای دیگر این ادعا را زیر سوال برد.در واقع به دلیل انتقادهای موجود، کارگردان و دیگر تصمیمگیرندگان تبلیغاتی رئیسجمهور مجبور بودند در این مستند به این شاخه و آن شاخه پریده تا در رهگذر زمان اندکی این ساختار دچار ترکیب شود.
شعاریترین لحظات این مستند از لحظه اجازه پرتاب ماهواره امید با شعار الله اکبر با کات موازی به احساسات مسلمانان اندونزی در سفر رئیسجمهور به اندونزی و بلافاصله سفرهای آمریکای جنوبی و آفریقا بود تا تاثیر شعارهای تاکید شده رئیسجمهور در محبوبیت وی در جهان به نمایش درآید.باز در سکته دیگری بدون محتوای جریاندار، از تصاویر مستند کنفرانس دوربان2 استفاده شد و پس از آن تصویری پخش نشده از پوزخند کریستین امانپور در کنفرانس خبری به اظهارات احمدینژاد که از فروپاشی امپراطوری آمریکا خبر میداد، به راحتی نشان داده شد.
میگویند محمدعلی کلی همیشه پس از پیروزی بر حریفان خود بیشترین تعریف و تمجید را از آنها میکرد و بعد میگفت، من بودم بر او برنده شدم! گویی احمدینژاد هم قصد داشته دشمن را بزرگ کند و بعد مشت پیروزی بر او را بالا بگیرد.
دو نامه او را هم با بیتفاوتی بیجواب گذاشت و پرونده هستهای ایران را از چانهزنی به بحران وارد کرده و به شورای امنیت برد.این همان نقص رسانهای است که با وجود افرادی مانند پرفسور مولانا، دکتر کلهر و جواد شمقدری باز هم درمان نشد تا با این تصاویر در مستند تبلیغاتی تایید شود.
گرچه استناد به صحبتهای «مایکل کالینز پاییر» خبرنگار رسانه گمنام «آمریکن فری پرس» و یا تاکید بر گفتاری صلحطلبانه با «لری کینگ» نقطه اتکاهای خوبی در این مستند نبود، اما باید انصاف داشت و به کارگردان حق داد که از حداقلها بهترین استفاده را ببرد.

در بخش دیگری قبل از پایان این مستند تصاویر جالبی از یک دختر ایرانی در حاشیه همایش سرمایهگذاران ایرانی در سالن اجلاس میتوان اشاره کرد. گریه دختر برای احمدینژاد از خط فکری حاکم بر کل مستند حکایت داشت. اما زیرنویس قهرمان تنیس فرانسه در حالی که نام وی ثبت نشده بود، کاری بسیار خندهدار از سوی شمقدری بود.
نشان دادن تصویر ارغوان رضایی، تنیسور ایرانی و نخستین زن مسلمان که در مسابقات گراند اسلم مسابقه داده و سال 80 در حالی که 14 سال داشت، توسط فائزه هاشمی از سنت اتین فرانسه به ایران آورده شد تا در مسابقههای زنان کشورهای اسلامی به رغم اختلاف 10 ساله از رقیب خود به قهرمانی دست پیدا کند، نکته بسیار جالبی است.
کاری به ارتباط حضور ارغوان رضایی با همایش ایرانیان سرمایهگذار در بخش خصوصی نداریم. اما آنچه مشخص است، بازی سیاسی چقدر برای تیم رسانهای رئیسجمهور ارزش داشته که نتوانستهاند از تصویر و شهرت ارغوان رضایی که شهرتی جهانی و چهرهای جذاب برای ایرانیان خارجی و البته قشر مرفه و کمتر متدین جامعه است، به راحتی عبور کنند.
آیا میان ارغوان رضایی و گلشیفته فراهانی تفاوتی است؟ وقتی این بازیگر سینما در هالیوود بدون حجاب اسلامی روی فرش قرمز رفت، عدهای در ایران او را تا مرز ارتداد و اعدام جلو بردند، اما جالب است در فیلم آقای رئیسجمهور از وجود تنیسور دختری استفاده میشود که با حجاب اسلامی تنیس بازی نمیکند، اما چون پس از دیدن رئیسجمهور اشک میریزد، انسان قابل احترام و الگویی برای مردم ایران است!
جالب است که شمقدری با نزدن نام این تنیسور به اصطلاح سعی کرده زهر کار را گرفته و فقط بهرهبرداری هندی خود را از گریههای ارغوان رضایی کرده باشد.در واقع این حرکت پایانی کارگردان مستند تبلیغاتی رئیسجمهور اشتباهی بزرگ بود که باید آن را به پای فضای هدفگرا و توجیهکننده وسیله در طراحیهای رسانههای حامی دولت نوشت.
وقتی مدرک تحصیلی جعلی با آرم جمهوری اسلامی برای سیدمحمد خاتمی ساخته میشود، در حالی که وی پیش از انقلاب لیسانس گرفته بود، تعجبی ندارد زیر تصویر ارغوان رضایی گریان لفظ قهرمان تنیس فرانسه نوشته شود تا مردم عوام جامعه او را نشناسند و برخی دوستان تندرو دولت نهم از شمقدری شکایت نبرند!
اما بخش پایانی که در واقع اظهارات یک پیرزن لر و یک دختر شهید جنوبی بود، بیشتر شبیه یک التماس نامه عاطفی برای جلب نظر مردم بود، چون پیرزنی که دچار استیصال است و از احتیاج به درمان، سرپناه نیاز داشته یا دختر شهیدی که احساساتی شده و از شدت هیجان جوابهای کودکانه به سوال کارگردان مستند میدهد، اندازه و ترازوی علمی و مهندسی مناسبی برای موفقیت و کارآمدی یک دولت در طول 4 سال نیست، چون اگر کارگردان سرسخت و طرفدار که در ماجرای دستور ورود بانوان به ورزشگاه یکی از باعث و بانیان تیره شدن روابط رئیسجمهور با علمای قم بود، نمیتواند سوژهای بیابد، باید به او حق داد که این دستاویزهای عاطفی و اشکهای هیجانی تلاشی بود برای همراه کردن مردم با شعارهای قشنگ برای چهار سال دیگر.
در مستند تبلیغاتی رئیسجمهور که ابتدای آن بر صحبتهای 4 سال گذشته استوار شده بود، خبری از شعارهای زیر پیدا نشد: 1. مبارزه با فقر و فساد و تبعیض
2. مبارزه با مافیای اقتصادی کشور
3. ایجاد اشتغالزایی بیشتر
4. توسعه کشاورزی و تجارت
5.کنترل تورم و نوسانهای اقتصادی
6. کنترل گرانی و بالا بردن سطح توان مردم
7. جلوگیری از خویشاوندسالاری در دولت
8. ایجاد شایستهسالاری در امور کشوری
9. حضور افراد شایسته و تحصیل کرده در امور مرتبط
10. تمرکززدایی و بردن برخی وزارتخانهها از تهران
11. مهم نبودن شکل و ظاهر دختر و پسرها در مقایسه با مشکلات مملکت
12. معرفی مفسدان اقتصادی
13. برخورد با رانتخواری و پدیده آقازادهها
14. حمایت از بخش خصوصی
در پایان این نقد مستند انتخاباتی احمدینژاد باید تاکید کرد، هیچ رئیسجمهوری در ایران ناتوان نبوده و در ذات زندگی، هیچ انسانی ناتوان نیست، اختلاف در سطح تواناییهاست که از یک نفر انسانی مدیر و مدبر ساخته و از دیگر فردی متوسط و ضعیف.
ناتوانی جواد شمقدری در نگارش یک فیلمنامه مستند سیاسی و بیان یک روایت ساده از خدمات 4 ساله دولت نهم موجب شد که حداقل اقدامات موثر این دولت که در سایه اشتباهات دامنه چهار سال اخیر رسانههای حامی و وابسته به آن مخفی بود، حتی در این مستند هم راهی برای طرح و بیان پیدا نکند.ناتوانی در بیان واقعیتها آنطور که بود و هست، موجب شده که رفتار و اعمال شعاری همچنان بر سر اقدامات دولت چنبره بزند، تا تئوریسین رسانهساز و مشاور مدرن و کارگردان این مستند برای جلب نظر مردم به جای ساخت یک مستند قاطعانه و محکم مدیریتی، دست به دامن یک سناریو هندی برای به تصویر کشیدن اشکها و نالهها برای رای مردم شوند!
[ یادداشت های شخصی ]
+ نوشته شده در ساعت3:5 بعد از ظهر توسط باران محسنی
خیلی جالبه دیروز مناظره طرفدار محمود احمدی نژاد و حامی میر حسین موسوی تو دانشگاه فردوسی برگزار شدالبته ...برگزار که نشد چون طرفدار احمدی نژاد اومد و گفت که من شرمنده دبیر جامعه اسلامیمون گفتن که تو این مناظره شرکت نکنم و اومد پایین و از جلسه رفت بیرون...خیلی ممنونم!!!...
بعدش یه دانشجوی اومد روی سن و اعلام امادگی برای مناظره کرد و دوباره رفت پایین...ولی دوباره در یک حرکت ناگهانی اومد روی سن و رفت کنار حامی میر حسین نشست...عجب!!!مادرجان...
...گذشته از این که برنامه چندان جالب توجهی نبود...دو طرف بدون بحث اخلاقی و منطقی فقط به گفتن دفاعیه و قربونت برم الهی ...چه خوشگلی چه ماهی...اکتفا کردند... من باب پوشش خبر باید مراسم را تحمل م یکردم و دم نم یزدم...یه نکته تو جلسه که عنوان شد خیلی خیلی جالب بود...نماینده مثلن احمدی نژاد با افتخار و یک بغل امار و مدارک و اسنادی که با خودش داشت علی رغم این که فقط به عنوان یه مستمع در سالن حضور یافته بود گفت: دولت نهم دو برابر بودجه ۲۵ سال گذشته به سیستان و بلوچستان اختصاص داده است تا برای امنیت و حفظ مرزها استفاده بشه...خب نتیجه این بودجه گزارش كامل ايسنا از انفجار تروريستي در زاهدان است که م یتوانید قرائت بفرمایید...
خدا رو شکر که استانداران دولت اصلاحات با همون بودجه دست و پا شکسته مملکت رو طوری اداره کردن که نه تو کرمان مالکی راه را بر کسی بست و نه در سیستان و بلوچستان اتفاقی چنین رخ داد و نه مرزهای ایران در اوج آشوب افغانستان خللی وارد شد...
حالا این بچه ها باید چوب چه چیز را بخورند...من نم یدانم...شما م یدانید؟...




[ اطلاع رسانی ]
+ نوشته شده در ساعت5:32 بعد از ظهر توسط باران محسنی
مردم در فضاي انتخاباتی هستند، اما بودن آنها در اين فضا متفاوت است،یعنی رفتار بيروني مردم در خصوص انتخابات الان خيلي ديده نميشود، اما از نظر ذهني تمام مردم ايران درگير انتخابات هستند حال اين درگيري به گونهاي است كه گاهي افراد ميگويند شركت نميكنيم، گاهي ميگويند براي شركت مردد هستم و گاهي مي گويند حتما شركت ميكنيم، بنابراين مردم ايران به لحاظ سياسي در سطحي هستند كه به لحاظ ذهني، انتخابات آنها را درگير خود كرده است، اما جنبه بيروني آن آرام آرام نمود پيدا ميكند.
هنر ما بايد اين باشد كه آراي خاكستري و قرمز را به سمت آراي سبز ببريم
اكنون كه رسانه ملي بايد در مرحله تهييج باشد، هنوز تازه مرحله تحليل را شروع كرده است
مساله دوم گله از رسانه ملي است، چرا كه رسانه ملي بايد در زمينه انتخابات به ترتيب سه مرحله تحليلي، تبييني و تهييجي را طي كند و الان كه بايد در مرحله تهييج باشد، هنوز تازه مرحله تحليل را شروع كرده است و شايد ميخواهد بعد از انتخابات 22 خرداد به تهييج برسد، بنابراين احساس مي شود که رسانه ملي نميخواهد همه مردم در انتخابات شركت كنند، برنامه انتخاباتي زياد پخش ميكند، اما در حدي كه از مردم ميپرسد چند روز پس از راي دادن جوهر دستتان پاك شد؛ اين برنامهها به درد نميخورد.
اگر رسانه ملي بهتر عمل كند این امر ذهني به يك امر عملي مبدل ميشود چرا كه تجربه نشان داده است كه به لحاظ جامعهشناسي سياسي در 9 انتخابات اخير تقريبا 35 - 30 درصد مردم متاسفانه شركت نكردهاند، 35 - 30 درصد گاهي شرکت كرده و گاهي نكرده و 30 درصد هميشه شركت كردهاند، در حالي كه هنر ما بايد اين باشد كه آراي خاكستري و قرمز را به سمت آراي سبز ببريم و زمينه مشاركت را افزايش دهيم و در نبود احزاب و زمان مناسب تبليغاتي، رسانه ملي چنين رسالتي دارد ولي اين رسالت را به خوبي انجام نميدهد. بايد سبقتجويي داشته باشيم يعني براي رسيدن به هدفي كمياب بدون مزاحمت براي ديگران تلاش کنيم.
هيچ كدام از كانديداها برنامه مدوني ندارند و آنچه مطرح ميكنند راهبرد است كه جاي تاسف دارد
هيچ كدام از كانديداها برنامه مدوني ندارند و آنچه مطرح ميكنند راهبرد است كه جاي تاسف دارد و ما به راهبردها و تجارب عملي آنها نگاه ميكنيم كه البته خوشبختانه در اين دوره 4 كانديداي موجود داراي تجربه عملي خوبي هستند.در انتخابات دوره نهم تنها كانديدايي كه دو كلمه ننوشته بود و راي آورد آقاي احمدينژاد بود و بعد هم صحبتهاي خود را انكار ميكند كه اين رفتار براي كشور بسيار خطرناك است.
ميگويند رياست جمهوري اين دوره 1+3 است در همه دورهها اينگونه است، و حتي در دوره دوم كانديدا شدن خاتمي 8 نفر در برابر يک نفر بود، چرا كه كسي كه كانديدا ميشود به نقد قدرت موجود ميپردازد و ميخواهد بگويد من راه ديگري دارم که اين امر طبيعي است، اما اگر براي عده ایی غير طبيعي است، پس مي توان نتيجه گرفت براي آقاي احمدينژاد خيلي بد است كه سه كانديداي ديگر چنين اتفاق نظري دارند که ميگويند وي به درد كشور نميخورد. بايد وضع موجود را نقد كنيم چرا كه حرف ما اين است كه وضع موجود به نفع كشور نيست و بايد آن را نقد كنيم، اما نقد بايد منصفانه باشد
دولت كشور را به سمت خودكاهندگي هدايت ميكند
دولت فعلي زماني كه به قدرت رسيد، تمام تلاش 25 ساله را با آر پي جي تخريب كرد
به ان دسته از دوستانی که روش تخریب را در ژیش گرفته اند باید گفت اين روش را شما باب كرديد زماني كه به قدرت رسيديد تمام آنچه 25 سال تلاش کشور بود را با آرپي جي تخريب كرديد که به آن نقد داريم و ما هم به دولت آقاي خاتمي نقد داريم. چون ما اصلا آمادگي براي حكومت نداشتيم و راي گرفتيم و کم کم تجربه و آزمون كرديم و کم و بيش خطا نيز داشتيم، اما كل ظرفيت و سرمايه كشور را با آرپي جي نزديم اما دوستان در اوج بد اخلاقي اين كار را انجام دادند. از نظر تئوريك نظامهاي سياسي حكم يك پردازشگر را دارند که ورودي آن نيازها را گرفته و خروجي آن به كارآمدي نظام منجر ميشود، بنابراين نظامهاي سياسي بر اين اساس به سه دسته نظامهاي خود افزاينده، خود ثبيتكننده و خود كاهنده تقسيم ميشوند كه متاسفانه دولت كشور را به سمت خودكاهندگي هدايت ميكند و در اين سه سال به شدت نظام سياسي ما خودكاهنده بوده است.
ميتوانيم با احساس كامل بلندگو به دست گرفته و بگوييم زير بناييترين كارها را انجام دادهايم، اما وقتي كه ميگوييم عزت ايجاد كردهايم، عزت شاخص دارد و بايد سنجهاي ارائه داد که عزت را نشان دهد كه گاهي اين سنجهها ساختگي است و گاهي معيارهاي عيني قابل قضاوت بينالمللي است كه تجارب جهان و علم بشر ميگويد دولتي كارآمد است كه اين سنجهها در آن ارتقا پيدا كرده باشد. اگر آقاي احمدينژاد اين شاخصها را ارتقا داده باشد، همين الان ميرويم ستاد وي و براي او كار ميكنيم چرا كه با آقاي خاتمي و موسوي عقد اخوت نبستهايم، ولي فكر ميكنيم آنها به درد كشور ميخورند و روش آنها کشور را ارتقا ميدهد.اين سنجهها در نظام جهاني تعريف شده و من درآوردي نيست، در اين تعاريف ميگويند نظامي كارآمد است كه نرخ تورم را كاهش بدهد. آقاي احمدينژاد بيايد بگويد نرخ تورم را كاهش داده است؟
خاتمي با نرخ 31 درصد تورم، دولت را تحويل گرفت و با نرخ حداكثر 13 درصد تحويل داد
دولت آقاي خاتمي با نرخ 31 درصد تورم، دولت را تحويل گرفت و با نرخ حداكثر 13 درصد تحويل داد اما الان بانك مركزي ميگويد نرخ تورم 25 درصد است.جاي تاسف است كه ايران در بين كل كشورهاي دنيا بر اساس آمار صندوق بينالمللي پول با احتساب 18 درصد تورم هشتمين كشوري است که بيشترين تورم را در جهان دارد که با احتساب نرخ تورم 25 درصد پنجمين كشور دنيا هستيم و كشورهاي اتيوپي، جزاير شيسل، ونزوئلا، کنگو و ميانمار در ردههاي بالاتر از ما قرار دارند و در خاورميانه نيز داراي رتبه اول هستيم، حال نميدانم آيا اين معناي اقدامات زيربنايي در كشور است؟ كه اگر اين گونه باشد بايد معناي خدمات زير بنايي در فرهنگ لغت تغيير كند.نرخ رشد سرمايهگذاري در طول دولت اصلاحات كه ميگويند به فكر مردم نبوده و از صبح تا غروب دعواي سياسي ميكردند سالانه 12 درصد بوده است و الان بانك مركزي از 5/4 درصد رشد سرمايهگذاري خبر مي دهد.
سنجه سوم، رشد اقتصادي است كه ميانگين دولت آقاي خاتمي در 8 سال 5/6 درصد بوده و در دولت آقاي احمدينژاد نيز 5/6 درصد بوده است و اين رقم هم دست كاري شده است، چون زماني كه رييس بانك مركزي اعلام كرد 5/5 درصد بلافاصله بركنار شد.هيچگاه رشد صنعتي ايران بعد از انقلاب كمتر از 10 درصد نبوده است، اما الان 8 درصد است.
تنها شاخصي كه دولت كاهش داده است نرخ بيكاري است كه از حدود 5/11 به 5/10 درصد رسانده است كه اگر واقعي باشد بايد دست مريزاد گفت، ولي واقعي نيست چرا كه اتفاقي كه افتاده است اين است كه آمدهاند گفتهاند كسي كه در روز 2 ساعت كار ميكند شاغل است، درحالي كه نرخ مشاركت در دولتهاي گذشته در حدود 700 -600 هزار تقاضاي كار بوده است كه الان سالانه 140 هزار تقاضاي كار صورت ميگيرد، يعني نرخ تقاضا پايين آمده است.
آقاي موسوي براي طرفداران خود سه خط قرمز گذاشته است يکي اينکه حق دروغ گفتن به مردم را نداريد، حق وعدههاي غير عملي را نداريد و افراد به کارگرفته شده در مسووليتها نيز بر اساس شايسته سالاري انتخاب خواهند شد. نرخ تورم يك شاخص است و علم اقتصاد ميگويد اگر بخواهيد كارآمدي كشور را ارتقا دهيد يكي از شاخصهاي 7 گانه نرخ تورم است كه اگر ميگوييد در دوره آقاي هاشمي 49 درصد بوده است نبايد به هر دليلي اين اتفاق مي افتاد و وضعيت کشور به اينجا مي رسيد و اين اشكالي است كه ميشود به دولت آقاي هاشمي گرفت در كنار كارهاي بسيار مثبت ديگري كه انجام داده است.
در دولت آقاي موسوي ركوردهايي به جا گذاشته شده است كه بينظير است و در كتابي با عنوان «اقتصاد جنگ» که توسط انتشارات سپاه پاسداران منتشر شده آمده است كه ركوردهاي به جا گذاشته عليالقاعده بايد به دليل شرايط جنگي بر عكس باشد كه يكي از آن ركوردها ميزان شاخص دخالت دولت در امور كشور است كه به عنوان مثال در جنگ فرانسه به 3 برابر افزايش يافت اما در طول دولت آقاي موسوي و 8 سال دفاع مقدس به 40 درصد رسيد در حالي كه از پايان جنگ تا پايان دولت آقاي خاتمي اين عدد به طور ميانگين به 60 درصد رسيد و در دولت آقاي احمدينژاد نيز به 65 درصد رسيد.
معتقديم ديدگاه دولت اشتباه است و در مسير جادهاي ناهموار افتاده است كه به مقصد نميرسد
طبق برنامه چهارم توسعه بايد دخالت دولت 15 درصد کاهش پيدا مي کرد اما به 65 درصد رسيده است كه اتفاقا معتقديم ديدگاه دولت اشتباه است و هر چند زحمت ميكشد اما در مسير جادهاي ناهموار افتاده است كه به مقصد نميرسد.
درجلسه مناظرهاي يكي از دوستان حامي دولت ميگفت دولت نهم خيلي زحمت كشيده و رييس جمهور نان و پنير ميخورد، كار ميكند، شب نميخوابد، 100 جلسه ميگيرد و 200 مصوبه دارد كه گفتم پيام من را به عنوان يك شهروند به آقاي احمدينژاد برسانيد كه كم كار كند، بيشتر بخوابد، غذاي خوب هم بخورد، جلسه هم كمتر بگيرد و مصوبه كمتري نيز داشته باشد تا مصوبات عميقتر و كارشناسيتر باشد و انرژي براي فکر کردن باقي بماند ولي شاخصها را تغيير دهد.
دو گفتمان خوب دولت نهم، عدالت محوري و مبارزه با فساد بود
دو گفتمان و شعارخوبي که دولت نهم مطرح کرد و هر دولتي که بيايد بايد ادامه دهد عدالت محوري و مبارزه با فساد بود كه هيچ كس مخالف نيست و کسي را پيدا نميكنيد كه بگويد ميخواهم بيعدالتي را ترويج دهم، اما اينها سنجه و ميزان سنجش دارند. اگر بخواهيد ببينيد عدالت اجتماعي ا جرا شده است، مهمترين شاخص آن ضريبي است كه در اين دولت از يك تا 7 دهم درصد افزايش داشته است، يعني بيعدالتي افزايش پيدا كرده است و اينكه فقر را به 35 درصد جامعه افزايش دهيم، يعني بي عدالتي را افزايش دادهايم. حالا از صبح تا غروب از عدالت صحبت كنيم، صحبت كردن که مشكلي را حل نميكند.
رييس دولت ميگفت ما ميخواهيم دستهاي فاسد را قطع كنيم اما آيا قطع شد؟
گفتمان ديگر مبارزه با فساد مديريتي و دولتي بود كه رييس دولت ميگفت ما مي خواهيم دستها فاسد را قطع كنيم اما آيا قطع شد؟ موسسه شفافيت كه ضريب فساد دولتها را ميسنجد، سال 83 رتبه شفافيت دولت ايران را 87 اعلام كرده، در حالي که در سال گذشته از ميان 181 كشور 141 بود، يعني 57 رتبه سقوط.
اينكه ميگويند ما كار زيربنايي انجام دادهايم و كشور راه افتاده است راه افتادن كشور را با شاخص فضاي كسب و كار ميسنجد كه بانك جهاني در سال 2008 ميلادي رتبه ايران را از بين 181 كشور 142 اعلام كرد در حالي كه در سال 83 ، 108 امين كشور بوديم كه باز هم 33 رتبه سقوط داشتهايم حالا هر چه بگوييم همه اشتباه رفتهاند و ما درست ميرويم شاخص ها نشان ميدهد كه نا موفق بودهايم.
ميرحسين موسوي اگر در سال هاي 76 يا 84 ميآمد 100 درصد رييس جمهور ميبود و اينكه ميگويد تا به حال احساس ميكردم مسير، مسير تقريبا قابل اصلاحي است اما الان كشور دارد به مسير سقوط پيش ميرود كه اگر نيايم فردا نميتوانم پاسخگو باشم.
در طول دولت نهم فضاي رخوت كاملا ملموسي در دانشگاه حاكم شده است
در طول دولت نهم فضاي رخوت كاملا ملموسي در دانشگاه حاكم شده است، در حالي كه شاخصهاي حياتبخش جنبش دانشجويي گسترش تشكلها، افزايش تعداد نشريات، افزايش نرخ مشاركت دانشجويان در فعاليتهاي سياسي و انتخابات است كه ما معتقديم همه اين شاخصها در اين دولت كاهش داشته است و اين در حالي كه در دولت اصلاحات يك تشكل دانشجويي بسته نشد، يك دانشجو به دليل فعاليت سياسي بازداشت نشد، يک دانشجو به خاطر عقايدش ستارهدار نشد و يك نشريه به خاطر انتقاد به دولت توقيف نشد.
[ سیاست ]
+ نوشته شده در ساعت7:24 بعد از ظهر توسط باران محسنی









.jpg)


